در بسيارى از اعمال، به‌ويژه آنهائى که در محيط‌هاى قابل پيش‌بينى و نسبتاً ثابت به‌طور سريع انجام مى‌شوند (مانند شيرجه در آب، دوِ با مانع، پرتاب زوبين) غالباً چنين تصور مى‌شود که اجراءکننده حرکت را از پيش برنامه‌ريزى کرده، سپس آن را راه‌اندازى مى‌کند و اجازه مى‌دهد تا حرکت بدون تغيير يا آگاهى از مراحل مختلف آن سير خود را داشته باشد. موقعى که حرکت راه‌اندازى شد، به‌نظر مى‌رسد اجراءکننده کنترل هوشيارانهٔ چندانى روى آن نداشته باشد، ظاهراً حرکت خود مراقب است و شايد آن امرى واضح باشد. يقيناً نمى‌توانيد کنترل مستقيم و هوشيارانه‌اى بر انقباض هزاران عضله و حرکات مفصل‌ها داشته باشيد يا ميزان آزادى اعضاء حرکتى را که در انجام عمل مهارتى لازم است مهار کنيد. آنچه هست به‌طور ساده مى‌توان گفت مطالب زيادى در مورد ظرفيت محدود مکانيزم‌هاى کنترل وجود دارد که پى بردن به همهٔ آنها ممکن نيست.


اگر اين انقباضات عضلانى مجرد به‌طور مستقيم به‌وسيلهٔ فرآيندهائى که ما از آنها آگاه هستيم کنترل نشوند، پس چگونه بايد آنها را تنظيم و کنترل کرد؟ اين سؤال تقريباً يکى از اساسى‌ترين سؤالات در رشتهٔ رفتار حرکتى است؛ زيرا پاسخ آن دقيقاً نشان مى‌دهد چگونه انواع سيستم‌هاى زيستى اعمال را کنترل مى‌کنند. اين مبحث بر روش‌هاى سازماندهى و عملکرد سيستم عصبى مرکزى قبل از حرکت و در حين آن و علاوه بر اين بر چگونگى سازماندهى عصبى و کمک‌هاى آن به کنترل حرکات در زمان اجراء آنها متمرکز شده است. در اين‌صورت اين مبحث با مبحث قبل که در آن نقش اطلاعات حسى در ايجاد حرکت مطالعه شدن در ارتباط نزديک است. در اين مبحث اين ايده که اطلاعات حسى فرمان‌هاى صادره از سيستم عصبى مرکزى را تغيير جزئى مى‌دهند به مباحث ياد شده اضافه شده است. ابتدا مفهوم مهم برنامهٔ حرکتي با عنوان يک مجموعهٔ فرمان‌هاى حرکتى سازمان‌دار و از پيش ساخته شده مطالعه خواهد شد. اين مجموعه شکل و چگونگى حرکت را تعيين و مشخص مى‌کند.


بعضى از سؤالات مهم در مبحث ايجاد حرکت به‌شرح زير است:


- چگونه بعضى از حرکات از قبل سازماندهى مى‌شوند؟


- آيا حرکات را مى‌توان واقعاً بدون توجه و هوشيارى کنترل کرد؟


- چگونه درجات زيادى از آزادى در واحدهاى قابل عمل سازماندهى مى‌شوند؟


- چگونه مى‌توان توانائى‌هاى اين‌گونه اعمال را فرا گرفت؟