بدون ترديد، يکى از مهم‌ترين عوامل اجراء ماهرانه تصميم‌گيرى است. تصميم‌گيرى دربارهٔ اينکه چه کارى را انجام دهيم و چه چيزى را انجام ندهيم و اين تصميم‌گيرى‌ها در شرايط ويژه بايستى به سرعت و با ضريب اطمينان بسيار انجام شود. اين موضوع به عواملى که در اين تصميم‌گيرى‌ها دخالت دارند مى‌پردازد. اين عوامل عبارتند از پردازش اطلاعاتى محيطي، روش‌هائى که اين اطلاعات کُدبندى مى‌شوند و در تصميم‌گيرى‌ها مورد استفاده قرار مى‌گيرند، و نيز برخى از عوامل درگير در اصل تصميم‌گيري. ابتدا براى فهميدن نحوهٔ استفادهٔ دستگاه حرکتى از اطلاعات محيطي، رويکرد کلى‌اى که اساس مدل مفهومى اجراء مهارت‌ها را شکل مى‌دهد، ذکر مى‌گردد.از عناوين مهم اين مبحث عبارتند از:

رويکرد پردازش اطلاعات

رواشناسان تصور انسان را به‌عنوان يک پردازشگر اطلاعات که تا حد زيادى شبيه به يک کامپيوتر است مفيد يافته‌اند. اطلاعات به‌عنوان درونداد به انسان ارائه مى‌شود. در مراحل گوناگون پردازش اطلاعات عمليات مختلفى روى اين داده‌ها انجام مى‌شود. اين فرآيندها نهايتاً به حرکات ماهرانه‌اى منجر مى‌شوند که آنها را به‌عنوان برونداد دستگاه حرکتى مى‌شناسيم. اين رويکرد ساده پردازش اطلاعات، در شکل زير نشان داده شده است.


هدف اصلى روانشناسان شناختى که به مطالعهٔ کنترل مهارت‌ها علاقمند هستند، اين است که ماهيت خاص فرآيندهاى درون مستطيل شکل زير را درک کنند. براى فهم اين موضوع راه‌هاى زيادى وجود دارد. يکى از راه‌هاى مفيد اين است که فرض کنيم مراحل مشخصى از پردازش اطلاعات وجود دارد که داده‌ها در سر راه خود از درونداد تا برونداد بايد از اين مراحل بگذرند. اين مراحل به‌شرح زير است:


- شناسائى محرک؛


- گزينش پاسخ؛


- برنامه‌ريزى پاسخ.


رويکرد پردازش اطلاعات در اجراء مهارت‌هاى انسان
رويکرد پردازش اطلاعات در اجراء مهارت‌هاى انسان

زمان واکنش و تصميم‌گيرى

زمان واکنش نشان‌دهندهٔ بسيار مهم سرعت تصميم‌گيرى و کارآئى آن است. زمان واکنش به فاصلهٔ زمانى بين ارائهٔ غير منتظرهٔ محرک تا شروع پاسخ گفته مى‌شود. شاخص زمان واکنش مهم است به‌دليل اينکه بخش اصلى بسيارى از ورزش‌ها است. يک مسابقهٔ دوِ سرعت از زمانى که تپانچهٔ آغاز مسابقه شليک مى‌شود تا زمانى که دونده دويدن را آغاز مى‌کند مثال خوبى از زمان واکنش است، عکس ذيل يک مسابقه دو را نشان مى‌دهد. دود ناشى از شليک تپانچه را ملاحظه مى‌کنيد، در حالى که دونده‌ها هنوز بدون حرکت بر روى خط آغاز مسابقه ايستاده‌اند. اين امر دلالت بر تأخير زمان واکنش آنها دارد. اگر آنها بتوانند اين زمان تأخير را به حداقل برسانند، به برترى بزرگى دست يافته‌اند.


علاوه بر اين، زمان واکنش در بسيارى از ورزش‌هاى ديگر نيز نشان‌دهندهٔ سرعت تصميم‌گيرى است. در بسيارى از مهارت‌هاى سريع، موفقيت ورزشکار بسته به سرعتى است که وى مى‌تواند با آن شرايط محيطى يا حرکت حريف را شناسائى کند و تصميم بگيرد که چه واکنشى نشان بدهد و سپس حرکت مناسب را آغاز کند. موفقيت‌هائى اين‌چنين در ورزش‌هائى مانند مشت‌زني، فوتبال و اتومبيل‌رانى فراوان به چشم مى‌خورد. از آنجائى که زمان واکنش جزء اساسى بسيارى از مهارت‌ها است، جاى تعجب نيست که تحقيقات زيادى در مورد آن انجام گرفته باشد.


زمان واکنش معناى نظرى مهمى دارد که شايد دليل اصلى توجه پژوهشگران به آن همين باشد. زمان واکنش وقتى آغاز مى‌شود که محرک ارائه شده است و هنگامى پايان مى‌پذيرد که پاسخ شروع شده باشد.


زمان واکنش در يک مسابقهٔ دو؛ تپانچهٔ آغاز مسابقه شليک شده است، اما پس از تأخير زمان واکنش، دوندگان هنوز حرکت را آغاز نکرده‌اند
زمان واکنش در يک مسابقهٔ دو؛ تپانچهٔ آغاز مسابقه شليک شده است، اما پس از تأخير زمان واکنش، دوندگان هنوز حرکت را آغاز نکرده‌اند

سيستم‌هاى سه‌گانهٔ حافظه

حافظه مفهوم مهمى در مطالعهٔ مهارت‌ها است و آن را مى‌توان به‌سادگى نتيجهٔ پردازش اطلاعات گوناگونى که در بحث‌هاى قبلى آمد، دانست. انواع مختلف حافظه و ويژگى‌هاى آنها در مباحث مربوط به جنبه‌هاى مختلف اجراء حرکات انسان، مورد استفاده خواهند بود. سه دستگاه مجزاى حافظه‌اى در حرکات انسان که عبارتند از:

ذخيرهٔ حسى کوتاه مدت

حسى‌ترين جنبهٔ حافظه، ذخيرهٔ حسى کوتاه مدت است. در مرحلهٔ شناسائى محرک، پردازش اطلاعات باعث نگهدارى موقت آنها (يک چهارم ثانيه) در ذخيرهٔ حسى کوتاه مدت مى‌شود. جريان‌هاى متعددى از اطلاعات به‌طور هم‌زمان و موازى پردازش مى‌شوند. مقدارى از ذخيرهٔ حسى کوتاه مدت با ظرفيت بسيار براى ديدن، شنيدن، لمس کردن و غيره مفهوم سازى مى‌گردد. اطلاعات حسى بعدى جايگزين اطلاعات اين حافظه مى‌شوند. گفته مى‌شود که اين فرآيند پيش از درگيرى هوشيارانه است و باعث ايجاد يک حافظهٔ دقيق مى‌شود که بسيار شبيه به اطلاعات حسى است.

حافظهٔ کوتاه مدت

بديهى است که تمام اطلاعات ذخيرهٔ حسى کوتاه مدت به هوشيارى (Consciousness) انسان راه نمى‌يابند؛ زيرا افراد به اندکى از اطلاعات موجود آگاهى دارند بنابراين يک سازوکار خاص، برخى از اطلاعات حسى در ذخيرهٔ حسى کوتاه مدت را براى پردازش‌هاى آتى انتخاب مى‌کند. باقى‌ماندهٔ اطلاعات ذخيرهٔ حسى کوتاه مدت، به‌سادگى از دست مى‌روند تا جاى خود را به اطلاعات تازه‌تر بدهند. گزينش اين اطلاعات، براساس مربوط بودن آنها به تکاليفى است که بايد انجام گيرد. وقتى در يک مهمانى شلوغ کسى شما را صدا بزند (محرک مربوط) توجه شما فوراً به منبع صدا (اطلاعات) جلب مى‌شود و اطلاعات پس از آن پردازش مى‌شوند. در سطح عالي، اغلب يادگيرى‌ مهارت‌ها شامل توجه خاص است که در هنگام اجراء مهارت، حواس را به مناسب‌ترين پديده‌ها متوجه و از اختلال در رسيدن به هدف پيشگيرى مى‌کند؛ براى مثال دروازه‌بان فوتبال براى دريافت توپ بايد تمام توجه خود را به توپ متوجه کند تا زمانى که آن را با اطمينان در بغل بگيرد و فقط پس از آن است که مى‌تواند به حرکت بعدى توجه کند. از اين رو آموختن چشم‌پوشى از منبع اطلاعاتى مزاحم (حضور يک بازيکن حمله در نزديکي) کار سختى است.


توجه خاص، اطلاعات را به حافظهٔ کوتاه مدت هدايت مى‌کند. فرض مى‌شود که حافظهٔ کوتاه مدت يک حافظهٔ فعال يا نوعى فضاى کارى است که پردازش‌هاى اطلاعات را به‌طور کنترل شده بررسى مى‌کند. حافظهٔ کوتاه مدت از لحاظ ظرفيت بسيار محدود است و نمى‌تواند بيشتر از ۲+۷ قطعه اطلاعات را در خود نگه دارد. نگهدارى اين اطلاعات در حافظهٔ کوتاه مدت مختصرتر از آن چيزى است که در ذخيرهٔ حسى کوتاه مدت رخ مى‌دهد، به‌طورى که اطلاعات ذخيره شده به کُدهائى تبديل مى‌شوند (يک کلمه ممکن است به‌صورتى که تلفظ مى‌شود ذخيره شود). اطلاعات تا زمانى در اين حافظه مى‌مانند که به آنها توجه شود. اين توجه ممکن است به بازيابى (Recycling)، تمرين و تکرار مجدد انجام گيرد. وقتى توجه به جاى ديگرى معطوف شود، محتويات حافظهٔ کوتاه مدت فراموش مى‌شود و طى مدت ۳۰ ثانيه ممکن است که به‌کلى از ياد برود (نمونهٔ رايج اين پديده شخصى است که شمارهٔ کسى را از دفتر تلفن پيدا مى‌کند، سپس در جيب خود به دنبال سکه‌اى مى‌گردد تا با آن شماره بگيرد، ولى اندکى بعد در مى‌يابد که شماره را فراموش کرده است. آيا اين به‌دليل هفت رقمى بودن شماره‌هاى تلفن است؟). اگر يک مربى عضوى از اعضاء بدن ورزشکار را به‌منظور آموزش مهارت در حالت ويژه‌اى نگه دارد، پس از مدتى ورزشکار براى به خاطر آوردن آن حالت ويژه کار سختى در پيش روى خواهد داشت؛ زيرا در اين فاصله اطلاعات حس حرکتى مربوط از حافظهٔ کوتاه مدت او پاک شده است.

حافظهٔ دراز مدت

سومين حافظهٔ انسان، حافظهٔ دراز مدت او مى‌باشد. اين حافظه در برگيرندهٔ اطلاعاتى است که در طول ساليان دراز عمر به‌خوبى آموخته شده‌اند. تحقيقات نشان مى‌دهد که اين حافظه احتمالاً داراى ظرفيت بيکرانى است. مقدار بسيار زيادِ اطلاعاتى که در طول ساليان متوالى جمع‌آورى مى‌شوند، گواه اين مدّعا است. اين اطلاعات مانند اطلاعات مربوط به آموزش دوچرخه‌سوارى يا پرتاب توپ است که در حافظه ثبت مى‌شوند و هرگز فراموش نمى‌شوند. احتمالاً تنها دليل به خاطر نياوردن اسم کسى يا شمارهٔ قبلى تلفن خود، اين نيست که آنها از حافظهٔ شما پاک شده‌اند، بلکه علت اين است که نمى‌توانيد به آنها دسترسى پيدا کنيد يا آنها را فراخوانى کنيد. کُدبندى اطلاعات در حافظهٔ دراز مدت بسيار فشرده و به‌صورت چکيده است. آنها از طريق ايجاد ارتباطات پيچيده با اطلاعاتى که از قبل در حافظه موجود هستند، نگهدارى مى‌شوند.


اطلاعات به‌وسيلهٔ پردازش کنترل‌شده‌اى که در حافظهٔ کوتاه مدت صورت مى‌گيرد، در حافظهٔ دراز مدت نگهدارى مى‌شود (پردازش کنترل شده مانند تمرين و متصل کردن اطلاعات به اطلاعات ديگر). بنابراين نگهدارى در حافظهٔ دراز مدت مستلزم تلاش است. آن زمان که اطلاعات به طريقى از حافظهٔ کوتاه مدت به حافظهٔ دراز مدت منتقل شوند، مى‌گويند فرد چيزى را آموخته است. اين فرآيند شامل مهارت‌هاى حرکتى نيز مى‌شود، جائى که برنامه‌هاى حرکتى براى استفادهٔ بعدى در حافظهٔ بلند مدت نگهدارى مى‌شوند. بسيارى از مهارت‌هاى حرکتي، به‌ويژه مهارت‌هاى مداوم مانند دوچرخه‌سوارى يا شنا کردن پس از سال‌ها بى تمرينى به‌طور کامل فراخوانى و اجراء مى‌شوند. اين امر کاملاً مخالف فراموشى مهارت‌هاى کلامى و ذهنى است (مانند فراموشى لغات زبان خارجي). مهارت‌هاى حرکتى مجرد نيز آسانتر فراموش مى‌شوند. هنوز روشن نيست که چرا مهارت‌هاى حرکتى مجرد و مداوم اين‌گونه متفاوت نگهدارى مى‌شوند.