چون مهارت‌ها بسيار متنوع و مختلف هستند، تعريفى از مهارت که بتوان در همهٔ موارد آن را به‌کار برد مشکل خواهد بود. روانشناسى به نام اي.آر.گاترى (E.R. Guthrie) در (۱۹۵۲) مهارت را به‌صورتى تعريف کرده است که مشخصه‌هاى مهم آن را در بر مى‌گيرد. به گفتهٔ او مهارت قابليتى است که با اطمينان معيّن و صرف حداقل انرژى يا زمان کارى به نتيجه برسد.


به چندين مشخصه در اين تعريف بايد توجه داشت. اول آنکه کار بايد به هدف مورد نظر برسد مانند کامل کردن يک پاس در بازى فوتبال يا اجراء بالانس در ژيمناستيک. معمولاً ما در مورد يک مهارت به گونه‌اى متفاوت با يک حرکت فکر مى‌کنيم و حرکت ضرورتاً در محيط به هدف خاصى نمى‌رسد مثل اينکه بدون هدف انگشتان خود را حرکت دهيد. اما بديهى است که اجراءکنندهٔ مهارت، از حرکت به‌عنوان يک وسيله براى رسيدن به هدف استفاده مى‌کند.


نکتهٔ دوم اينکه ماهر بودن به اين معنى است که اجراءکننده بايد اطمينان بيشينه‌اى به هدف مورد نظر برسد؛ براى مثال فرض کنيد در ماه گذشته در بازى تيراندازى با پيکان، تير شما درست به خال وسط هدف خورده است. اين عمل تنها براى يک‌بار نمى‌تواند تضمين کند که شما تيرانداز ماهرى هستيد؛ زيرا در پرتاب‌هاى بعدى نتوانسته‌ايد نتيجهٔ مشابهى را با اطمينان کامل به‌دست آوريد و اين تنها پرتاب از ميان صدها پرتابى است که به هدف برخورد کرده است. براى ماهر بودن بايد بتوانيد با اطمينان نسبى مهارت را نشان دهيد بدون اينکه شانس در آن نقشى عمده و اصلى داشته باشد. به همين دليل تماشاچيان براى قهرمانانى که در ثانيه‌هاى آخر بازى با اطمينان از فرصت باقى‌مانده استفاده مى‌کنند و تيم خود را برنده مى‌سازند، ارزش بسيار قائل هستند.


نکتهٔ سوم اينکه به‌طور اخص يکى از شاخص‌هاى عمدهٔ بسيارى از مهارت‌هاى حرکتى اجراء آن مهارت با صرف حداقل انرژى است. براى برخى از مهارت‌ها اين امر هدف اصلى نيست، مانند پرتاب وزنه که بايد با حداکثر نيرو و صرف انرژى همراه باشد تا وزنه به دورترين مسافت پرتاب شود، اما براى بسيارى از مهارت‌هاى ديگر صرفه‌جوئى در انرژى و به حداقل رسانيدن مصرف آن بسيار مهم است، مانند دوندهٔ دوِ ماراتن که با آهنگ دو و تنظيم انرژى خود مى‌تواند به دويدن ادامه دهد يا کشتى‌گيرى که نيروى خود را براى دقايق پايانى يک مسابقهٔ حساس ذخيره و صرفه‌جوئى مى‌کند. موضوع به حداقل رسانيدن انرژى به سازمان و نحوهٔ اجراء کار برمى‌گردد، به‌طورى که نه تنها ميزان انرژى فيزيولوژيک پائين مى‌رود، بلکه انرژى روانى و ذهنى مورد نياز نيز کاهش مى‌يابد. بسيارى از مهارت‌ها طورى آموخته شده‌اند که ورزشکار در حين اجراء به‌ندرت به‌نحوهٔ اجراء توجه مى‌کند؛ لذا با آزاد کردن فرآيندهاى ذهنى از نحوهٔ اجراء حرکت، سعى دارد به ساير شاخص‌هاى فعاليت از قبيل استراتژى بازى در بسکتبال يا بيان حالات حرکتى خود در اجراء حرکات موزونى مثل باله بپردازد. از عوامل اصلى و کمک‌کننده به اجراء ماهرانه، تمرين است. آموختن همراه با کسب تجربه به اجراهاى راحت و بدون زحمت مى‌انجامد که مورد تشويق و تمجيد تماشاچيان قرار مى‌گيرد.


نکتهٔ پايانى اينکه ويژگى بسيارى از مهارت‌هاى حرکتى آن است که اجراءکننده، اين عمل را در حداقل زمان انجام دهد. بسيارى از مهارت‌هاى ورزشى هستند که تنها هدف مسابقه در آنها، به‌دست آوردن رکورد با حداقل زمان است، مانند مسابقه‌هاى شنا. مهارت‌هاى ديگرى هستند که در آنها سرعت، بسيار مهم است مانند ضربه زدن در بازى بوکس يا پاس دادن در بازى بسکتبال. موقعى که سرعت اجراء مهارت زياد مى‌شود ممکن است دقت حرکت کم شود و حرکات بى‌قواره‌اى به‌وجود آيد که به‌ندرت به نتيجهٔ دلخواه و مورد نظر مى‌رسد. علاوه بر اين، با افزايش سرعت، ميزان انرژى مصرفى نيز بالا مى‌رود؛ لذا براى فهميدن درست مهارت و نحوهٔ اجراء آن بايد جنبه‌هاى مختلف مهارت و شاخص‌هاى مهم آن را در يک توازن کلى در نظر گرفت و بر آنچه در آن شرايط و موقعيت مهمتر است بيشتر تأکيد کرد.


به‌طور کلى براى اينکه مهارت‌ها به هدف‌هاى تعيين شدهٔ خود برسند، موارد زير ضرورى است:


- بيشينهٔ اطمينان نسبت به اجراء مهارت؛


- به‌کار بردن حداقل انرژى فيزيکى و روانى براى اجراء؛


- اجراء آن عمل در حداقل زمان.