انجام ورزش‌ (چه هوازى و يا بى‌هوازي)، نيازمند انقباض عضلانى است. براى انجام عمل آکتين و ميوزين و ايجاد انقباض، يون‌هاى کلسيم بايد از ريتکولوم، آندوپلاسميک آزاد شوند. براى اين کار بايد پتانسيل عمل در سطح غشاء سلولى آغاز گردد. براى پاسخ‌دهى مکفى به محرک ايجاد پتانسيل عمل، سارکولم بايد داراى يک پتانسيل غشائى مناسب در زمان استراحت باشد که به‌نوبهٔ خود با نحوهٔ توزيع يون پتاسيم در طول سارکولم مرتبط است. در اثر انقباض، يون سديم به داخل عضله رفته و يون پتاسيم خارج مى‌شود. اين جابه‌جائي، سبب تحريک پمپ Na+ - K+ - ATPase شده بازجذب پتاسيم را تشديد خواهد کرد. فعاليت اين پمپ، چه در عضلات و چه در بافت‌هاى غير فعال با غلظت پتاسيم، کاته‌کولامين‌ها و انسولين ارتباط دارد.


کلاً، مقدار يون پتاسيم در بدن يک فرد بالغ بين ۴-۳ هزار ميلى ‌اکى‌والان است. از اين مقدار، ۷۰-۵۰ ميلى اکى‌والانِ آن در مايع خارج سلولى و بقيهٔ آن در درون سلول‌ها وجود دارد. معمولاً غلظت پتاسيم در مايع خارج سلولى بين ۵-۴ ميلى‌ اکى‌والان در ليتر و مقادير داخل سلولى آن بين ۱۵۰-۱۴۰ ميلى‌ اکى‌والان در ليتر است. اگر عضلات اسکلتى ۲۸ کيلوگرم از وزن بدن يک فرد ۷۰ کيلوگرمى را تشکيل دهند (معادل حدود ۴۰ درصد کل وزن بدن). از اين ميزان ۷۵ درصد آب و حدود ۳۱۵۰ ميلى‌ اکى‌والان پتاسيم خواهد بود. مقدار پتاسيم موجود در اکثر رژيم‌هاى غذائي، بين ۱۱۵-۶۰ ميلى اکى‌والان در ازاء هر کيلو کالرى غذاى دريافت شده است.


ورزش هوازى با شدت و زمان کافى سبب تعريق مى‌شود. تحريک غدد عرق اکرين با اعصاب کلينرژيک سمپاتيک، باعث ترشح مايعى فاقد پروتئين به پلاسماى خون مى‌شود. هم‌زمان با جريان يافتن عرق به سمت پوست و از طريق مجارى عرق، يون‌هاى کلر و سديم بازجذب مى‌شوند. مايعى که به سطح پوست مى‌رسد، هيپوتونيک است. در اين صورت غلظت سديم کاهش مى‌يابد، ولى ميزان پتاسيم معادل يا اندکى بيش از غلظت پلاسمائى آن است. هورمون آلدسترون روى غدد عرق اثر کرده و سبب افزايش بازجذب سديم مى‌شود، اما ترشح پتاسيم تغيير نمى‌کند.


در جريان ورزش‌هاى منظم، سطح خونى پتاسيم افزايش مى‌يابد که اين موضوع، وابسته به شدت ورزش است. شدت ورزش کمتر از ۶۰ درصد Vo2max، سبب افزايش پتاسيم پلاسما به ميزان ۱meq در ليتر مى‌شود. هرچه شدت ورزش بالاتر باشد، اين افزايش هم بيشتر خواهد بود. افزايش پتاسيم در مايع بينابيني، سبب بالا رفتن حجم تنفس دقيقه‌اى خواهد شد. علت اين وضعيت، تحريک پايانه‌هاى عصبى فيبرهاى نوع C در بافت عضلانى فعال است. اين موضوع هم باعث بالا رفتن حجم تنفس دقيقه‌اى خواهد شد. به‌علاوه، افزايش پتاسيم پلاسمائى سبب اتساع عروق در عضلات خواهد گشت.


قطع ورزش سبب هيپوکالمى کوتاه مدت مى‌شود، اما نه هيپرکالمى و نه هيپوکالمى ناشى از ورزش هيچ‌کدام از لحاظ فيزيولوژيک مضر نيستند. اگر شخصى رژيم غذائى درست و کافى داشته باشد (على‌رغم تغييرات چشمگيرى که در غلظت پتاسيم ورزش رخ داده و ميزان دفعى که از طريق تعريق صورت مى‌پذيرد)، وى نيازمند افزايش مصرف پتاسيم نخواهد بود.