افزايش کارآئى

مصرف داروها به اين قصد احتمالاً بيشترين لطمه را به اعتبار ورزش رقابتى وارد مى‌سازد و اصولاً قوانين کنترل دوپينگ به همين منظور وضع شده‌اند. در واقع مصرف عمدى و غيرقانونى دارو با هدف دستيابى به برترى غيرمنصفانه نسبت به ساير رقيبان صورت مى‌گيرد.


لازم است در اينجا تعريفى از داروهاى افزايندهٔ کارآئى ارائه دهيم. متأسفانه ارائهٔ تعريف دقيق در اين مورد بسيار سخت است. به چند دليل:


۱. داروى خاصى که در يک ورزش به‌عنوان افزايش‌دهندهٔ کارآئى در نظر گرفته مى‌شود، ممکن است براى ارتقاء کارآئى در ورزش ديگر مضر باشد. داروهائى با اثر آرام‌بخش مثل الکل و بتابلوکرها در ورزش‌هائى نظير تيراندازى با تفنگ مؤثر هستند، چرا که کاهش ضربان قلب و بى‌حرکت بودن بدن در اين ورزش حائز اهميت است. به‌هر حال اين داروها در بسيارى از ورزش‌هاى ديگر بى‌فايده و حتى مضر مى‌باشند.


۲. آيا تنها بايد مواد مصنوعي و غيرطبيعي را به‌عنوان دارو قلمداد نمود؟ اين تعريف چندان منطقى به‌نظر نمى‌رسد، چرا که در آن صورت تستوسترون و هورمون‌هاى پپتيدى طبيعى که براى اهداف غيرمجاز مصرف مى‌شوند، در طبقه‌بندى داروها نمى‌گنجند. همچنين دوپينگ خونى (روشى که در آن مسابقه‌دهندگان مقدارى از خون خود يا ديگرى را شرايط انجماد نگهدارى نموده و آن را مجدداً قبل از مسابقه براى افزايش قابليت حمل اکسيژن به خود تزريق مى‌کنند) با اين تعريف از قلم مى‌افتد.


۳. آيا موادى نظير مکمل‌هاى ويتامينى که در رژيم‌هاى خاصى مصرف مى‌شوند، جزء داروهاى افزايندهٔ کارآئى محسوب مى‌شوند؟ معمولاً بر روى برنامه‌هاى غذائى و تمرينى پيچيده براى دستيابى به پيروزى تأکيد زيادى مى‌شود. برخى فرآورده‌هاى ويتامينى و مکمل‌هاى غذائى ممکن است محتوى مواد غيرمجاز باشند. از نظر قانونى سازندگان اين مکمل‌هاى غذائى ملزم نيستند که تمام محتويات فرآوردهٔ خود را قيد کنند. براى احتراز از هرگونه نقض احتمالى قوانين دوپينگ، بهتر است از مصرف اين مکمل‌هاى غذائى اجتناب شود.


عليرغم هشدارهاى داده شده، ورزشکاران همچنان از فرآورده‌هاى گياهى استفاده مى‌کنند. به‌خصوص ورزشکاران بايد از مصرف فرآورده‌هاى حاوى گياه Ma Huang (افدراى چيني) اجتناب ورزند، چرا که اين گياه داراى مادهٔ محرک افدرين است.


مواد طبيعى ديگر مثل کراتين و L-Carnitine نيز به‌صورت گسترده توسط ورزشکاران، با هدف افزايش کارآئى مصرف مى‌شوند. کراتين يک اسيد آمينه است که در عضلات مخطط وجود دارد. دريافت مکمل‌هاى غذائى حاوى کراتين بر کل ذخيرهٔ آن در بدن مى‌افزايد، ولى به زودى ميزان آن به حد اشباع مى‌رسد و از آن پس کراتين دريافتى دفع مى‌شود. تقريباً نيمى از کراتين آندروژن به شکل فسفوکراتين مى‌باشد. پيدايش خستگى عضلانى در حين فعاليت ورزشى به خاطر کاهش ذخاير فسفوکراتين است. اين مسئله منجر به ناتوانى در سنتز مجدد ATP در حد طبيعى شده و بنابراين نيروى انقباضى عضله کاهش مى‌يابد. مصرف کراتين باعث افزايش حداکثر نيرو يا توان فردى نمى‌شود، اما مى‌تواند با ادامهٔ ورزش، توانائى شخص را براى حفظ کارآئى نزديک به حداکثر افزايش دهد.


L-Carnitine مادهٔ بيوشيميائى ديگرى با منشاء درونى است که در انتقال اسيدهاى چرب با زنجيرهٔ طولانى به داخل ميتوکندرى و توليد انرژى دخالت دارند. بنابراين چنين فرض شده که با دريافت L-Carnitine بيشتر، چربى زيادترى براى توليد انرژى مى‌سوزد. اگرچه در بيشتر تحقيقاتى که اثرات دارو با دارونما (Placebo) مقايسه گرديده، افزايش قابل ملاحظه‌اى در حداکثر دريافت اکسيژن يا کارآئى استقامتى در پاسخ به L-Carnitine خوراکى نشان داده نشده است (Brown, 1993).


۴. شايد بزرگترين مشکل در تعريف دقيق داروهاى افزايندهٔ کارآئى به مواردى برگردد که داراى خواص افزايندهٔ کارآئى هستند، اما براى مقاصد درمانى قانونى به‌کار مى‌روند. مثلاً ورزشکارى را در نظر بگيريد که مبتلا به آسم است. يکى از مهمترين رده‌هاى داروئى موجود استفاده براى درمان اين افراد، داروهاى متسع‌کننده برونش هستند که بسيارى از آنها سمپاتوميمتيک (مقلد سيستم سمپاتيک) بوده و بنابراين براساس قوانين جزء داروهاى دوپينگ به‌شمار مى‌روند. از آنجا که حملات آسمى معمولاً با استرس ارتباط دارند و ورزشکار در شرايط مسابقه با استرس زيادى مواجه مى‌شود، بنابراين اين قضيه قطعاً براى ورزشکار مبتلا به آسم که مجبور به مراعات قوانين دوپينگى است، مشکلات جدى مى‌آفريند. بنابراين مصرف استنشاقى برخى برونکوديلاتورهاى مقلد سمپاتيک براساس قوانين کنترل دوپينگ مجاز دانسته شده است.