روش‌هاى طبيعى افزايش گلبول قرمز به قرار زير است:

تمرين در ارتفاع

با افزايش ارتفاع، فشار بارومتريک افت مى‌کند. در سطح دريا فشار طبيعى ۷۶۰ ميلى‌متر جيوه، در ۱۰۰۰ متر ۶۸۰ ميلى‌متر جيوه، در ۳۰۰۰ متر حدود ۵۴۰ ميلى‌متر جيوه و در قلهٔ اورست (ارتفاع ۸۸۴۸ متر) ۲۵۰ متر جيوه است. بنابراين به ارتفاعات بالا نواحى کم فشار يا هيپوباريک گفته مى‌شود.


مشکل اصلى در نواحى کم‌فشار، هيپوکسى است. اگرچه نسبت اکسيژن در هوا در هر ارتفاعى در حد ۹۳/۲۰ درصد ثابت است، ولى چون فشار محيط کاهش مى‌يابد (با افزايش ارتفاع) از تراکم هوا کاسته مى‌شود. در نتيجه در يک حجم مشخص از هوا مولکول‌هاى اکسيژن کمترى وجود دارد و اکسيژن کمترى دريافت مى‌شود. بنابراين برداشت اکسيژن توسط ريه‌ها کاهش مى‌يابد و ميزان اکسيژن رسانى به بافت‌هاى نيازمند به آن تقليل پيدا مى‌کند. با اين وجود بدن قادر است از خود پاسخ‌هاى تطابقى نشان دهد که کمبود نسبى اکسيژن در هوا را جبران مى‌کنند. با وجود آنکه اين پاسخ‌ها به محض برخورد با شرايط کم فشار (هيپوباريک) آغاز مى‌شوند، ولى در برخى افراد پاسخ کامل تا هفته‌ها يا ماه‌ها اقامت در ارتفاع ظاهر نمى‌گردد. با اين وجود بايد در نظر داشت که حتى باهم هوائى (سازگاري) کامل، کسى که از سطح دريا به ارتفاع مى‌رود، هرگز مثل فردى که در ارتفاعات به دنيا آمده و در آن بزرگ شده، به‌طور کامل سازگارى نمى‌يابد. اين امر به‌ويژه در ورزش‌هاى استقامتى نشان داده شده است.

سازگارى فيزيولوژيک با ارتفاع

يک پاسخ فيزيولوژيک فورى به ورزش در شرايط کم‌فشار يا کمبود اکسيژن، جبران تنفسى است. اين امر با افزايش حجم جارى (عمق تنفس) و / يا افزايش تعداد تنفس حاصل مى‌شود. افزايش عمق تنفس پاسخ اصلى است و به‌ويژه در ورزش‌هائى نظير شنا و دويدن که سرعت تنفس با الگوهاى حرکتى هم‌زمان مى‌باشد، نمود پيدا مى‌کند.


هيپرونتيلاسيون (افزايش تنفس) که در برخورد با ارتفاع رخ مى‌دهد، مشکلى ايجاد مى‌کند و آن اينکه دى‌اکسيد کربن بيشترى از خون ريه‌ها خارج مى‌شود. کاهش دى‌اکسيد کربن که يک اسيد ضعيف محلول در خون است، باعث مى‌شود که خون نسبت به حالت طبيعى قليائى‌تر شود که اين امر به خاطر فزونى يون‌هاى بى‌کربنات است. کليه‌ها در طى چند روز اين مسئله را جبران مى‌کنند که اين فرآيند به بازگشت اسيديتهٔ خون به حالت طبيعى کمک مى‌نمايد. نتيجه اين است که ذخيرهٔ قليائى کاهش مى‌يابد و بنابراين خون ظريف بافرى ضعيف‌ترى براى تحمل ورود اسيدهاى اضافى به داخل آن دارد. متعاقباً اسيد لاکتيک که در طى ورزش در ارتفاع از عضله به داخل خون منتشر مى‌شود، سخت‌تر خنثى مى‌گردد. به همين خاطر کارآئى انجام فعاليت شديد نسبت به سطح دريا سريع‌تر کاهش مى‌يابد و براى استمرار تمرين ورزشى هوازى لازم است که شدت آن کم شود.


فشار نسبى پائين اکسيژن اثر محسوسى بر روى برداشت اکسيژن توسط گلبول‌‌هاى قرمز ندارد، تا اينکه فشار اکسيژن به نقطهٔ خاصى افت کند. با اين وجود، با سازگارى با ارتفاع فشار اکسيژن بحرانى سقوط مى‌کند. اين امر از افزايش توليد ۲ و ۳ بى‌فسفوگليسرات توسط گلبول‌هاى قرمز خون ناشى مى‌گردد و بدين جهت سودمند است که به برداشت اکسيژن از گلبول‌هاى قرمز خون در بافت‌ها کمک مى‌کند. ظرفيت حمل اکسيژن خون در اثر افزايش تعداد گلبول‌هاى قرمز خون بيشتر مى‌شود. اين روند پس از چند روز اقامت در ارتفاع آغاز مى‌شود و در اثر اريتروپويتين ترشح شده از کليه‌ها تحريک مى‌گردد که بعداً باعث افزايش توليد گلبول قرمز در مغز استخوان مى‌شود. در نتيجه مغز استخوان پس از حدود ۴۸ ساعت اقامت در ارتفاع، برداشت آهن از هموگلوبين را افزايش مى‌دهد. در صورتى‌که فرد در ارتفاعات بالا باقى بماند، ۳-۲ هفته طول مى‌کشد تا افزايش حقيقى در هموگلوبين تام بدن مشاهده شود و تعداد گلبول‌هاى قرمز تا يک سال يا بيشتر افزايش مى‌يابد، ولى به مقادير مشاهده شده در بوميان نواحى مرتفع نمى‌رسد. غلظت نسبى هموگلوبين نيز افزايش مى‌يابد و هماتروکريت زياد مى‌شود.


در برخورد اول با ارتفاع، افزايش ضربان قلب مشاهده مى‌شود. سپس سازگارى موفقيت‌آميز با ارتفاع باعث کاهش ضربان قلب به سطح نزديک طبيعى مى‌گردد.


ظرف چند روز پس از رسيدن به مکان مرتفع افزايش غلظت هموگلوبين پديدار مى‌گردد، ولى اين افزايش اوليه در هموگلوبين نتيجهٔ غلظت خون در اثر اُفت حجم پلاسما مى‌باشد. مع‌الوصف افزايش حقيقى تدريجى در هموگلوبين به‌وجود مى‌آيد که به خاطر تحريک مغز استخوان براى توليد بيشتر گلبول‌هاى قرمز در سير اريتروپوئز رخ مى‌دهد. اين امر مستلزم آن است که ذخاير آهن بدن کافى باشد و ممکن است نياز به استفاده از مکمل آهن قبل و در حين سکونت در ارتفاع داشته باشد.


پس از برگشت به سطح دريا چند روز طول مى‌کشد تا وضعيت اسيد و باز مجدداً متعادل شود. در اين حالت ديگر هيپوکسى باعث تحريک اريتروپوئز نمى‌گردد و گلبول‌هاى قرمز افزايش يافته به‌تدريج تقليل مى‌يابند. کاهش تمايل گلبول‌هاى قرمز به اکسيژن که برداشت اکسيژن به داخل نسوج فعال را از طريق فعال نمودن ۲ و ۳ بى‌فسفوگليسرات تسهيل مى‌کند، به‌زودى پس از بازگشت به سطح دريا از بين مى‌رود. هرگونه بهره‌ورى از سازگارى خونى بايد به دقت زمان‌بندى شود تا قبل از برگشت تعداد گلبول‌هاى قرمز به حد طبيعى انجام پذيرد. طبيعى شدن شمارش گلبول‌ها تا ۶ هفته زمان مى‌برد. در غيراين صورت تکرار اقامت در ارتفاع مورد نياز خواهد بود.


به‌نظر مى‌رسد که سطح ارتفاع بر تحريک ترشح اريتروپويتين مؤثر است. در ارتفاع حدود ۱۹۰۰ متر افزايش اريتروپويتين سرم بعد از ۲ تا ۳ روز تقريباً ۳۰% بالاتر از سطح دريا مى‌باشد، ولى در ارتفاع ۴۵۰۰ متر اين افزايش حدود ۳۰۰% است. غلظت اريتروپويتين سرم بعد از حدود يک هفته اقامت در ارتفاع کاهش مى‌يابد و اين امر ممکن است به خاطر افزايش اکيسژناسيون بافت‌ها در اثر ۲و ۳ بى‌فسفوگليسرات باشد. متوسط افزايش هموگلوبين قريب به ۱% در هفته مى‌باشد که حداقل در ارتفاعات ۳۰۰۰-۱۸۰۰ متر به اين صورت مى‌باشد (Berglund, 1992).


سازگارى خونى مطلوب با ارتفاع حدود ۸۰ روز طول مى‌کشد. اين فرآيند را مى‌توان با مراجعات دوره‌اى به ارتفاع بالاتر (تا حدود ۳ کيلومتر) و نه تمرين در آنجا تسريع نمود. ناتوانى در تحمل تمرين شديد در ارتفاع ممکن است به افت آمادگى هوازى بيانجامد که اثرات مثبت اقامت موقتى در ارتفاع را زايل مى‌گرداند. بهترين روش ترکيب اقامت در ارتفاع طى يک دورهٔ مستمر، ولى بازگشت مکرر به ارتفاع نزديک به سطح دريا (حتى‌الامکان در همان حوالي) و تمرين ورزشى شديد در ارتفاع پائين مى‌باشد.


تمرين در ارتفاع و متعاقب آن بهبود کارآئى در سطح دريا به‌نحو گسترده‌اى توسط ساکنين نقاط کم‌ارتفاع در تعدادى از ورزش‌ها استفاده مى‌شود. اين راه‌کار قانونى است و باعث شده که بسيارى از اردوهاى تمرينى در اماکن مرتفع برقرار گردند. فوائد سازگارى هماتولوژيک با ارتفاع به عوامل متعددى بستگى پيدا مى‌کند. اين عوامل عبارت از ماهيت ورزش، وضعيت تمرينى و تغذيه‌اى ورزشکار، مدت اقامت، دفعات اقامت در ارتفاع و زمان‌بندى برگشت به ارتفاع پائين‌تر مى‌باشند. البته سکونت در ارتفاع مستلزم توجه دقيق به جزئيات فيزيولوژيک است تا از بروز عوارض جانبى (نظير بيمارى حاد کوهستان) اجتناب شده و تمرين متناسب با قابليت معمول فردى انجام پذيرد.

اتاقک خواب (Sleep chamber)

در سال ۱۹۹۷ Igor Gamow استاديار مهندسى شيمى دانشگاه Colorado يک اتاقک خواب را اختراع نمود که ورزشکار خواب و استراحت خود را در آن انجام مى‌دهد. اين سيستم با کاهش فشار هوا سبب تحريک ساخت و ساز گلبول قرمز مى‌گردد، يعنى درست همان پديده‌اى که در ارتفاع در مقايسه با سطح دريا داريم که کمبود فشار و اکسيژن سبب ساخت و ساز و افزايش Hb و RBC در افرادى که در ارتفاع زندگى مى‌نمايند، مى‌گردد. روش مذکور اين امکان را فراهم مى‌سازد تا ورزشکارانى که در مکانى هم‌سطح دريا تمرين مى‌کنند، RBC مشابه با افراد ساکن ارتفاعات داشته باشند. اگر از اين روش به خوبى استفاده گردد (۶ تا ۸ ساعت در روز به مدت ۲ تا ۳ هفته) ميزان هموگلوبين مى‌تواند تا ۲۳% افزايش يابد و يا هموگلوبين از ۱۵ به ۵/۱۸ برسد. اين روش طبيعي، بى‌خطر مى‌باشد.