کاربردهاى بالينى

کاربرد اصلى بتابلوکرها در درمان هيپرتانسيون، آنژين صدري، آريتمى‌هاى قلبى خاص، تيروتوکسيکوز و دورهٔ پس از انفارکتوس ميوکارد مى‌باشد، ولى در درمان اضطراب، ترمورهاى اوليه، سردردهاى ميگرني، کارديوميوپاتى انسدادى هيپرتروفيک، هيپرتانسيون پورت، بيش فعالى (Hyperactivity)، فئوکروموسيتوم و سندرم ترک الکل نيز به‌کار مى‌روند.

سوء مصرف در ورزشکاران

در ميان طيفى از داروها که ممکن است مورد سوء‌استفاده قرار بگيرند، بتابلوکرها داراى اثرات متضاد با محرک‌ها هستند. ورزش‌هاى خاص نظير تيراندازى با کمان و تفنگ نياز به حفظ حالت بى‌حرکت و قابليت در کنترل حرکات دارند. در صورتى که ورزشکار در جستجوى داروئى است که احتمالاً به بهبود کارآئى ضمن حفظ حالت بى‌حرکت کمک کند، بتابلوکرها پتانسيل بهبود اين نوع کارآئى را دارند. در مسابقات تيراندازي، ورزشکاران در فاصلهٔ بين ضربان‌هاى قلب شليک مى‌کنند و بتابلوکرها اجازه مى‌دهند تيرانداز به‌علت فاصلهٔ بيشتر ضربان‌هاى قلب بتواند دست خود را بى‌حرکت نگاه دارد. Kruse و همکاران نشان دادند که با استفاده از بتابلوکرها 13% بهبود عملکرد در تيراندازى با تپانچه (کلت) مشاهده مى‌شود. با تعديل برون‌ده قلبى و خونرسانى عضلانى حاصل از پاسخ سيستم عصبى به استرس و انگيختگي، بتابلوکرها عموماً توانائى انجام ورزش‌هاى فيزيکى شديد را کاهش مى‌دهند. با اين وجود يکى از اثرات اين داروها در درمان آريتمى‌هاى قلبي، توانائى کاهش ترمور عضلانى است. اين امر در مسابقاتى که نياز به دقت و کنترل حرکات اضافى دارند، مفيد فايده است. به‌عبارت ديگر قسمت عمدهٔ سوء مصرف احتمالى بتابلوکرها مربوط به ورزش‌هائى است که در آنها مهارت‌هاى حرکتى تحت اثر لرزش عضلانى ناشى از اضطراب قرار مى‌گيرند.


به‌علاوه در ورزش‌هاى پُرخطر مثل پرش با اسکى و مسابقه موتورسوارى براى کاهش اضطراب از اين داروها استفاده مى‌شود. از آنجا که بتابلوکرها اعتيادآور نيستند، احتمالاً براى غلبه بر اضطراب بر بنزوديازپين‌ها و الکل ترجيح داده مى‌شوند. اين داروها تاکيکاردى هيجاني، ترمور اندام و تظاهرات نامطلوب اضطراب نظير تعريق کف دست قبل از مسابقه را کاهش مى‌دهند.


در ابتدا پايش مصرف بتابلوکرها به اعلام مصرف دارو و ارائهٔ گواهى پزشک مبنى بر علل نياز به آنها منوط بود. در بازى‌هاى المپيک ۱۹۸۴، پزشکان تيم گواهى‌هائى براى تمام تيم ارائه دادند. گنجاندن بتابلوکرها در ليست رده‌هاى دوپينگ به سال ۱۹۸۵ تنها يک روش براى کنترل سوء‌مصرف آنها بود. مسؤولين اجرائى رشتهٔ ورزشى پنجگانه مدرن سعى نمودند تا جدول زمانى مسابقات را طوى تغيير دهند که مسابقات تيراندازى در همان روز صحرانوردى باشد.


اميد بر آن بود که اگرچه بتابلوکرها ممکن است در تيراندازى مفيد باشند، ولى در دويدن مشکل ايجاد مى‌کنند. در پاسخ به اين عمل ورزشکاران به سادگى به سمت مصرف بتابلوکرهاى داراى نيمه عمر کمتر روى آوردند تا دارو قبل از مسابقه دو متاليزه شود (Donohoe و Johnson، در ۱۹۸۶).


بتابلوکرها در ليست سال ۱۹۹۳ IOC به زيرگروه E رده‌هاى داروئى داراى محدوديت‌هاى خاص منتقل شده‌اند، يعنى آنها بايد در ورزش‌هائى که احتمالاً باعث افزايش کارآئى مى‌شوند (مثل تيراندازى با کمان، تيراندازى با تفنگ و کلت، دوگانه، پنج‌گانهٔ مدرن، سورتمه‌سواري، شيرجه، لوژسوارى و پرش با اسکي)، مورد آزمايش قرار بگيرند. انجام تست از نظر بتابلوکرها همچنين براساس تقاضاى فدراسيون بين‌المللى مربوطه و تصميم کميسيون پزشکى IOC صورت مى‌پذيرد. ساير ورزش‌هائى که مصرف بتابلوکرها در آنها کنترل مى‌شود، عبارت از شمشير بازي، سوارکاري، ژيمناستيک، قايق‌رانى و شناى موزون مى‌باشند.


از سوى ديگر بتابلوکرها در ورزش‌هائى که مصرف اکسيژن تحت بيشينه و بيشينه در آنها اهميت اساسى دارد، توصيه نمى‌شوند (Walther & Tift، در ۱۹۸۵). کميسيون پزشکى IOC بعيد مى‌داند که بتابلوکرها در رخ‌دادهاى استقامتى که نياز به دوره‌هاى بلندمدت از برون‌ده قلبى بالا و ذخاير زياد سوبستراهاى متابوليک دارند، مورد سوء‌مصرف قرار بگيرند، چرا که داراى اثر نامطلوب زيادى بر روى کارآئى مى‌باشند. با اين وجود IOC در واقع مقتضى حق آزمايش را براى خود محفوظ نگاه داشته است.


به وضوح در تفکيک مصرف درمانى و سوء مصرف اين داروها مشکلاتى وجود دارد. با تأکيد افزاينده‌اى که در مورد حمايت علمى از ورزشکاران شده است، امروزه کنترل اضطراب بدون استفاده از دارو و با دعوت وى به تمرين ذهنى و تکنيک‌هاى ريلاکس مقدور است (Williams، در ۱۹۸۳).

عوارض جانبى

- برونکواسپاسم:

مقابله با رسپتورهاى بتا دو ممکن است به افزايش مقاومت راه هوائى و تنگى برونش در افراد مبتلاء به آسم يا برونشيت مزمن منجر گردد.


- نارسائى قلبى:

مهار تون سمپاتيک قلبى احتمالاً در افراد مبتلا به اختلال عملکرد قلبى زمينه‌‌ساز بروز نارسائى مى‌گردد. اين اثرات در نتيجهٔ واکنش متقابل با ساير داروهاى تضعيف‌کنندهٔ قلبى مثل Verapamil و Lignocaine تشديد مى‌شوند. بتابلوکرها در نارسائى قلبى کنترل نشده ممنوع هستند.


- بلوک قلبى:

از آنجا که اين داروها براى کُندکردن ضربان قلب استفاده مى‌شوند، در افراد داراى براديکاردى ناشى از نقص هدايتى (مثل بلوک قلبى درجهٔ ۲ يا ۳) قابل تجويز نيستند.


- اندام‌هاى سرد:

بتابلوکرها اتساع عروقى (وازوديلاتاسيون) را کاهش مى‌دهند و باعث ظهور انقباض عروقى وابسته به رسپتور آلفا مى‌گردد. اين امر بيمارى عروق محيطى را تشديد مى‌کند و ممکن است باعث بروز لنگش متناوب يا بيمارى رينود گردد.


- ناپايدار نمودن وضعيت در ديابت قندى:

بتابلوکرها مى‌توانند تحمل گلوکز را کاهش داده و باعث تقليل پاسخ به هيپوگليسمى در افراد ديابتى شوند. اين داروها در بيماران ديابتى که از دوره‌هاى مکرر هيپوگليسمى رنج مى‌برند، ممنوع مى‌باشند. بتابلوکرها باعث پيدايش ديابت در افراد طبيعى نمى‌شوند.


- خستگى:

يک عارضهٔ جانبى شايع در بتابلوکرهاى ليپوفيل‌تر است. آتنولول که از يک سو براى قلب انتخابى است و سوى ديگر داراى خاصيت ليپوفيليک ضعيفى مى‌باشد، در اين موارد داروى انتخابى به‌شمار مى‌رود. يک برنامهٔ ورزشى اغلب نشانه‌هاى خستگى را بهبود مى‌بخشد و در عين حال عملکرد قلبى عروقى را بهتر مى‌کند. به‌علاوه نشانه‌هاى خستگى به مرور زمان و همگام با تطابق بدن با عوارض بتابلوکرها کاهش پيدا مى‌کنند.


- اختلالات گوارشى:

تهوع، استفراغ، اسهال و يبوست از عوارض اين داروها مى‌باشند.


- عوارض سيستم عصبى مرکزى:

بتابلوکرها مى‌توانند باعث بروز گيجي، توهّم، کابوس شبانه، بى‌خوابى و افسردگى در افراد مصرف‌کننده شوند.


- عوارض متفرقه:

کاهش شديد فشارخون، آريتمي، ناتوانى جنسى در مردان، کاهش استقامت به خاطر تقليل Vo2max، کاهش جريان خون عضله و بازجذب O2 از ساير عوارض اين داروها به‌شمار مى‌روند.


گاهى نيز عوارض در گروه عوارض تهديد کننده حيات، عوارض سمپوماتيک و عوارض متابوليک تقسيم مى‌شوند.