مسکن و واحد مسکونى

جمعيت‌ها معمولاً جائى در مکان دارند که در آن زندگى مى‌کنند و در اصطلاح، مسکن يا واحد مسکونى ناميده مى‌شود. ”مسکن“ يک مفهوم آمارى است شامل محل زندگى و سکونت يک يا چند خانوار، و ”واحد مسکوني“ عبارت است از يک ساختمان يا قسمت مستقلى از ساختمان که محل سکونت يک يا چند خانوار معمولى باشد. مسکن و واحد مسکونى ممکن است به‌صورت انفرادى باشد يا جمعي، يعنى يک يا چند خانوار يک يا چند نفرى را در برگيرد.


مسکن انسان در شرايط ابتدائى بر بالاى درختان جنگل و شکاف سنگ‌ها و غارها بوده، در دوران کوچ‌نشينى درون سياه چادرها و آلاچيق‌ها زندگى کرده، در روستاها بر کلبه‌ها و خانه‌ها مسکن داشته و در شهرها درون اتاق‌ها و آپارتمان‌ها روزگار گذرانيده است. در هر حال انسان به نوعى مسکن نيازمند بوده، اما بحث جمعيت‌شناسي، از نوع جديد و اخص مسکن در شهر و روستا، به‌ويژه شهر است.

انواع مسکن

علاوه بر مساکن شهرى و روستائي، در مفهوم اخص و جديد، نوع مسکن انسان يا تک واحدى و مستقل است و يا آپارتماني.


آمارگران و جمعيت‌شناسان اصطلاح ”مسکن تک واحدي“ يا واحد مسکونى را براى سکونت خانوار - حتى اگر يک اتاق و محل سکونت خانوار يک نفرى باشد - به‌کار مى‌برند؛ و منظور از ”خانهٔ آپارتماني“، عبارت است از ساختمانى با سه يا بيشتر از سه واحد زندگى دو يا سه طبقه در زير يک سقف واحد که براى سکونت دو يا چند خانوار تخصيص داده شده باشد (ترابى و تقوي، ۱۳۶۲؛ واژهٔ ۴۷۰).

شاخص‌هاى مسکن

- درجهٔ اشتغال:

۱. متوسط خانوار در واحد مسکونى

۲. متوسط اتاق در واحد مسکونى

۳. متوسط نفر در واحد مسکونى

۴. متوسط نفر در اتاق


مطابق سرشمارى سال ۱۳۷۵، متوسط خانوار در واحد مسکونى براى کل کشور ۰۱/۱ و براى شهرها ۰۱/۱ و براى روستاها ۱/۰۲ خانوار بوده است. ارقام مشابه براى متوسط اتاق در واحد مسکونى به ترتيب ۳/۳، ۵/۳ و ۱/۳ اتاق، براى متوسط نفر در واحد مسکونى ۹/۴، ۷/۴ و ۳/۵ نفر و براى متوسط نفر در اتاق ۵/۱، ۳/۱ و ۷/۱ نفر بوده است (سرشمارى ۷۵، ۱۳۷۷؛ ۳۳۲).


- سطح قابل سکونت:

۱. متوسط مساحت عرصه به نفر

۲. متوسط مساحت اعيانى به نفر

۳. متوسط مساحت اتاق (مساحت مفيد) به نفر


- اشکال تصّرف و مالکيت:

ساکن يک واحد مسکونى ممکن است مالک يا مستأجر باشد. ”مستأجر“ فردى است که واحد مسکونى را از مالک آن اجاره مى‌کند. مالک خانه را ”موجر“ گويند. فردى که بدون هيچ‌گونه حق و مجوزي، واحد مسکونى را اشغال نمايد، متصرف عدوانى و عمل او را ”تصرف عدواني“ مى‌نامند. اشکال مالکيت و تصرف واحد مسکونى را در حالت کلى به پنج رده تقسيم مى‌کنند.


جدول اشکال تصرف و مالکيت مسکن در سال ۱۳۷۵

اشکال مالکيت و تصرف کل کشور شهرها روستاها
ملکى عرصه و اعيان ۶۹/۸ ۶۳/۱ ۸۱/۹
ملکى اعيان ۴/۰ ۴/۶ ۲/۸
اجاره‌اى - رهنى ۱۵/۶ ۲۱/۲ ۵/۶
سازمانى و وقفى ۲/۵ ۲/۶ ۲/۴
مجانى و بالاعوض ۸/۱ ۸/۵ ۷/۳


منبع: نتايج تفصيلى سرشمارى ۱۳۷۵


- تسهيلات مسکن:

تسهيلات موجود در محل سکونت خانوارهاى شهرى و روستائى از ملاک‌هاى مهم طبقه‌بندى و بررسى مساکن است. برخى از آنها عبارت است از:


۱. نوع آشپزخانه (بهداشتى - نيمه بهداشتى و غيربهداشتى)

۲. نوع توالت (بهداشتى، نيمه بهداشتى و غيربهداشتى)

۳. نوع روشنائى (برق، نفت و گاز و...)

۴. تلفن خصوصى

۵. منبع تهيهٔ آب (چاه، قنات، چشمه، رودخانه، آب انبار، لوله‌کشى شهرى و..)

۶. نوع سوخت (نفت، گاز، برق، لوله‌کشى گاز، تپاله، هيزم، شوفاژ و...).

۷. ابراز و اثاثيه (يخچال، اجاق گاز، اجاق نفتى و...)

۸. رسانه‌هاى جمعى (راديو، تلويزيون، پخش، ويدئو و...)


جدول تسهيلات مسکن در سال ۱۳۷۵

تسهيلات مسکن کل کشور شهرها روستاها
برق ۹۵/۳ ۹۹/۱ ۸۸/۵
تلفن ۳۲/۸ ۴۵/۵ ۹/۶
آب لوله‌کشى ۸۷/۲ ۹۶/۳ ۷۰/۸
گاز لوله‌کشى ۳۱/۱ ۴۷/۶ ۱/۰
حمام ۶۵/۶ ۸۱/۲ ۳۷/۰


منبع: نتايج تفصيلى سرشمارى ۱۳۷۵


- مصالح عمده:

مصالح به‌کار رفته در ساختمان نيز از موضوع‌هاى مورد بحث در امر مسکن است. معمولاً مصالح مسکن را از لحاظ انواع عمده‌اى که در آن به‌کار رفته، طبقه‌بندى مى‌کنند:


۱تن آرمه

۲نگ و آهن

۳نگ و چوب

۴جر و آهن

۵وب

۶شت و گل

۷صير و...


- دسترسى به امکانات اجتماعى:

۱زديکى به مراکز خريد

۲زديکى به وسايل ارتباطى و حمل و نقل

۳زديکى به مراکز آموزشى

۴زديکى به مراکز ادارى

۵زديکى به مراکز تفريحى و گذران اوقات فراغت


- نوع مسکن:

شاخص مهم ديگر مسکن، نوع آن است که براساس نتايج سرشمارى عمومى نفوس و مسکن، طبق جدول انواع واحدهاى مسکونى در سال ۱۳۷۵ آمده است:


جدول انواع واحدهاى مسکونى در سال ۱۳۷۵

نوع واحد مسکونى کل کشور شهرها روستاها
واحد مسکونى معمولى ۹۹/۴۴ ۹۹/۸۳ ۹۸/۷۴
چادر ۰/۰۹ ۰/۰۱ ۰/۲۴
آلونک و زاغه و مشابه ۰/۰۴ ۰/۰۲ ۰/۰۷
کپر ۰/۳۲ ۰/۰۲ ۰/۸۸
ساير انواع ۰/۱۱ ۰/۱۲ ۰/۰۷


منبع: نتايج تفصيلى سرشمارى ۱۳۷۵


نوع مسکن، تعداد اتاق، فضاى اشغالي، نحوهٔ مالکيت و تصرف، ميزان و مقدار تسهيلات موجود و مصالح به‌کار رفته در آن، مجموعاً مى‌توانند به مثابهٔ شاخص‌هاى مهمى در جهت پى بردن به ”درجهٔ رفاه“ خانوارهاى ساکن به‌کار روند.