روش‌هاى پژوهش در کليهٔ شاخه‌هاى داشن بشرى از اهميت بالائى برخوردار است زيرا با وجود اينکه براى مطالعه کليهٔ دانش‌هاى بشرى روش‌هاى عمومى يکسانى ارائه شده، بسط و توسعهٔ هر يک از دانش‌ها به ابداع روش ويژه‌‌اى منوط بوده است که به منزلهٔ هويت و شناسنامهٔ آن دانش شمرده مى‌شود.


جمعيت و پديده‌هاى مربوط به آن نيز با روش‌هاى ويژهٔ خود مورد بررسى قرار مى‌گيرد. روش‌هاى پژوهش جمعيت را مانند دانش‌هاى ديگر، به چند طريق طبقه‌بندى مى‌کنند.

روش‌هاى جمعيت‌شناسى از نظر ماهيت

- روش ايستا:

روش ايستا (Static) يا ”همزمان“ (Synchronic) روشى است که ويژگى‌هاى پديده‌هاى جمعيت را به‌صورت مقطعى و همزمان مطالعه مى‌کند و به تحولات و دگرگونى‌هاى آن توجه ندارد. زمانى که فقط يک سرشمارى يا يک آمارگيرى مورد استناد باشد، در حقيقت وضع جمعيت را در يک زمان مشخص بررسى کرده‌ايم (اماني، ۱۳۵۲؛ ۹). به‌طور کلي، مطالعهٔ ترکيب جمعيت مانند توزيع سني، جنسى و جغرافيائي، در يک زمان مشخص و به روش ايستا انجام مى‌گيرد.


- روش پويا:

روش پويا (dynamic) يا ”در زمان“ (dyachronic) روشى است که به تحولات تاريخى و زمانى پديده‌هاى جمعيتى مى‌پردازد، يعنى ويژگى‌هاى جمعيتى را نه در حالت ايستا و ثابت، بلکه به‌صورت متحول و در طول زمان مطالعه مى‌کند. استفاده از آمارهاى جارى ادارات ثبت احوال و يا مقايسهٔ آمارى جمعيتى چند سرشمارى و آمارگيري، امکان مطالعهٔ تحول و دگرگونى جمعيت را در طول زمان فراهم مى‌سازد (اماني، ۱۳۵۲؛ ۹).


در مطالعهٔ نرخ‌هاى تولد، مرگ و رشد جمعيت در بستر زمان از اين روش استفاده مى‌شود.

روش‌هاى جمعيت‌شناسى از نظر ابعاد جامعه

از اين جهت که مطالعات جمعيتى در برگيرندهٔ چه نوع جامعه با چه وسعت و گستردگى باشد، روش‌هاى متفاوتى وجود دارد:


- روش تک‌ نگارى:

تک نگارى (monography) روشى است که در آن، پژوهشگر جمعيتى به مطالعهٔ فرآيندها و پديده‌هاى جمعيتى يک واحد اجتماعى نسبتاً کوچک مانند يک کارخانه، يک محله و يک روستا مى‌پردازد. در اين مطالعه، هدف شناسائى يک رويداد يا يک جامعهٔ نسبتاً کوچک است. اين روش به‌صورت وسيع و گسترده جامعه را مورد بررسى قرار مى‌دهد و به همين جهت ”ژرفانگر“ (intensive) مى‌باشد.


روش تک نگارى از سدهٔ ۱۹، به‌دنبال مطالعات لوپله (Loplay)، به‌عنوان يک روش عملى مورد استفاده قرار گرفته است. تعميم نتايج تک نگارى بايد با دقت و احتياط بسيار صورت گيرد زيرا هر چند که بعضى رويدادها هميشه تکرار مى‌شوند و قابل تعميم هستند، اما بر آن نمى‌توان يقين قطعى داشت.


- چند نگارى:

اگر به‌جاى بررسى پديده‌ها و مختصات جمعيتى يک خانواده، يک کارخانه و يا يک روستا، تعداد زيادى خانواده، کارخانه و روستا مطالعه شود و با به‌کارگيرى پرسشنامه‌هاى مشابه و استخراج متحدالشکل نتايج، شناخت کلى‌ترى نسبت به موضوع مورد مطالعه به‌دست آوريم، در اين صورت روش ”چند نگارى “را به‌کار برده‌ايم. در واقع، مى‌توان گفت که چند نگارى مجموعه‌اى از چند تک نگارى است که به شيوه‌اى مشابه و با پرسش‌ها و مطالب يکسان در چند مورد مطالعه شده باشند.


- روش آمارى:

واژهٔ آمار ترجمهٔ لغت statisics است که تعريف آن عبارت است از علم مطالعهٔ يک جمعيت (به‌معناى آمارى کلمه). در جمعيت‌شناسى واژهٔ آمار در دو شکل به‌کار مى‌رود: مفرد و جمع. وقتى کلمهٔ آمار به‌صورت جمع استعمال مى‌شود، به‌معنى اطلاع منطقى از آنچه که کثير است و يا اطلاعات عددى مربوط به جمعيت که براساس مشاهده به‌دست آمده باشد به‌کار مى‌رود، و هنگامى که به‌صورت مفرد باشد، به روش علمى مربوط به تحليل کمّى داده‌هاى جمعيتى و يا به‌طور کلى به شيوه و فن گردآورى و ارائه اطلاعات آمارى دربارهٔ جمعيت و حتى به يک ”دانش مستقل“ دلالت دارد (اماني، ۱۳۵۴؛ و بهنام، ۱۳۴۸؛ ۱۱).


هدف روش آمارى عبارت است از اطلاع بر کليهٔ رويدادها يا جامعهٔ بزرگ. شناخت جامعه در مقياس وسيع تنها براساس ”شناسائى آماري“ مى‌تواند استوار باشد. اصولاً هدف آمار به‌دست آوردن قوانينى براى ارقام بزرگ است. موضوع بحث آمار افراد نيست. تک‌تک افراد يک جمعيت مى‌توانند از اين قوانين سرپيچى کنند اما مجموع آنها چنين قدرتى ندارد. اعمال فردى تابع هيچ قانون آمارى نيست اما اگر گروهى از افراد تشکيل شود، در ميان آنها به پديده‌هائى برمى‌خوريم که مرتباً اتفاق مى‌افتند و نتايج غيرمتغيرى دارند. هنگامى که عکس‌المعل‌هاى فردى غيرقابل پيش‌بينى جمعيتى را گردآورى کنيم، به کشف رفتارهاى کلى آن جمعيت مى‌رسيم. در تجزيه و تحليل‌هاى کلى رويدادها، شناسائى آمارى قاطعيت خود را حفظ مى‌کند.


هر چند فرد، يعنى آنچه که ديگر قابل تقسيم نيست، واحد محاسبات آمارى را تشکيل مى‌دهد، اما فرد هدف روش آمارى نيست. آمار فقط به انواع توجه مى‌کند، يعنى به آنچه که ”کلي“ است. اين ”کلي“ بدون شک در زمان و مکان محدود شده، از اين‌رو هر قدر هم که وسيع باشد، نمونه‌اى است از يک جمعيت کلى‌تر. گذشته از آن، بايد در نظر داشت که مجموعه‌اى از ارقام، حتى اگر به موضوع واحدى هم مربوط باشد، الزاماً جنبهٔ آمارى ندارد و براى اينکه چنين صفتى را داشته باشد بايد به‌طور منطقى و منظم تهيه شود و در هر زمان و مکان با ساير مجموعه‌هاى آمارى قابل مقايسه باشد (بهنام، ۱۳۴۸؛ ۹).