سابقهٔ توجه به مطالعات جمعيتى در جهان

اگرچه مسئلهٔ جمعيت بنا به‌دلايل اقتصادى و نظامى از ديرباز مورد توجه و عنايت فيلسوفان، انديشمندان و دولتمردان کشورهاى مختلف جهان بوده، اما پژوهش منظم دربارهٔ علل افزايش و يا کاهش جمعيت و مطالعهٔ تحولات جمعيتى و ارتباط آن با مسايل و پديده‌هاى ديگر در چنده سده، به‌ويژه چند دههٔ اخير گسترش اصولى يافته است. برخى از دلايل افزايش مطالعات جمعيتى و توجه روز افزون به آن عبارت است از:


- پيشرفت علم آمار و انجام سرشمارى‌ها و مطالعات آمارى در جهان

- افزايش بى‌رويهٔ جمعيت در برخى نقاط جهان، به‌ويژه کشورهاى جهان سوم

- اهميت تعداد جمعيت و مختصات آن در زندگى اجتماعى و اقتصادى کشورهاى جهان

- نقش افزايش يا کاهش جمعيت در برنامه‌ريزى‌هاى اقتصادى و اجتماعى

- و لزوماً اتخاذ سياسى خردمندانه در مورد جمعيت (بهنام، ۱۳۴۸؛ ۵).

پيشينهٔ بررسى‌هاى جمعيتى در ايران

در ايران نيز، همچون کشورهاى ديگر جهان، از زمان باستان به جمعيت و مسايل مربوط به آن توجه شده است. در کيش زردشت، نظير اکثر اديان، زناشوئى امرى پسنديده به‌شمار رفته و داشتن فرزندان برازنده از ثواب‌ها و افتخارات بزرگ محسوب شده است. .. در ”يشت‌ها“ (سرودهاى مقدس زردشتي) تقبيح سقط جنين و برحذر داشتن خانواده‌ها از دير شوهر دادن دختران مورد تأکيد قرار گرفته است (کتابى، ۱۳۶۴؛ ۲۰).


در ايران پيش از اسلام اخذ ماليات سرانه (سرگزيت = جزيه) و ماليات ارضى (هراگ = خراج)، گردآورى سپاه و تعيين شمارهٔ پيروان اديان و مذاهب مختلف، انگيزهٔ مهمى براى بررسى‌هاى جمعيتى و سرشمارى مردم بود. در زمان انوشيروان، شاه ساسانى، به‌دنبال قيام مردم به رهبرى مزدک و سرکوب آنان توسط دستگاه دولتى، گونه‌اى سرشمارى کشاورزى تحت عنوان ”مساحّى ديهات“ (اندازه‌گيرى مساحت زمين‌هاى زراعي) شاهد خوبى بر اين مدعا است. اينگونه سرشمارى‌ها نسبت به اقدامات مشابه در کشورهاى ديگر، کامل‌تر بود زيرا در آنها گروه‌هاى سنى و ميزان ثروت افراد تا حدودى مشخص مى‌شد.


دين مقدس اسلام نگرش خاصى به مسايل جمعيتى دارد: برخى از آيات قرآن کريم و اخبار و احاديث وارده، مردم و خانواده‌ها را به ازدواج، توليد مثل و کثرت امت اسلامى تشويق مى‌کنند و برخى ديگر آنان را از افزايش بى‌رويه و بدون برنامهٔ جمعيت بر حذر مى‌دارند. آنچه که از ديدگاه اسلامى، با توجه به احکام کلى آن، (نظير اصل‌هاى لاضرر و لاضرار، حرج، تکليف مالايطاق و...)، استنباط مى‌شود، اين است که اسلام با نظريهٔ جمعيتى متناسب يا مطلوب موافقت دارد و نه صرفاً با افزايش يا احياناً کاهش مطلق جمعيت (تقوى، ۱۳۷۷؛ ۹۵).


در ايران پس از اسلام، موضوع گرفتن جزيه (ماليات سرانه) از کافران ذمّى، ضرورت سرشمارى مردم شهر و روستا را ايجاب کرده و تهيهٔ آمار آنها اقداماتى به‌عمل آمده است. در سفرنامه‌هاى جهانگردانى مانند ناصرخسرو قباديانى، مارکوپولو و ابن‌بطوطه و در آثار ادبى و تاريخى ايران نظير سياستنامهٔ خواجه نظام‌الملک، موضوع جمعيت مناطق و شهرها مورد توجه قرار گرفته است.


در سال‌هاى پس از استقرار اسلام در ايران، شعرا، عرفا و فلاسفه در رابطه با مسايل جمعيتى نظراتى ابراز داشته‌اند. سنائى غزنوى زناشوئى و فرزندآورى را نشانهٔ پايبندى به دنيا و مانعى براى خودشناسى و تزکيهٔ نفس تلقى کرده و در برابر او، شيخ ابوسعيد ابوالخير، انديشهٔ رهبانيت (ترک دنيا و اعراض از ازدواج) را طرد و نفى کرده است (کتابى، ۱۳۶۴؛ ۷۷).


ابن‌مسکويه در سدهٔ پنجم هجرى اعتقاد داشت که مرگ و مير باعث تعديل جمعيت جامعه مى‌شود... ابوالعلاء معّرى غروبت و جلوگيرى از زاد و ولد را توصيه مى‌کرد... خواجه نصيرالدين طوسى رشد جمعيت را با خانه‌هاى شطرنج مقايسه مى‌کند و انديشهٔ رشد جمعيت به شيوهٔ تصاعد هندسى را (که مالتوس مورد بحث قرار داده) براى بار نخست مطرح کرده و مانند ابن‌مسکويه معتقد شده است که مرگ نعمت بزرگى است (کتابى، ۱۳۶۴؛ ۷۸).


به‌دنبال تحولات ايران در دوران معاصر و دگرگونى شرايط اقتصادى و اجتماعى کشور، لزوم سرشمارى‌ها هر چه بيشتر احساس شد و طى سال‌هاى ۱۳۱۸، ۱۳۱۹ و ۱۳۲۰ تعداد ۳۲ شهر سرشمارى شد و سپس در سال‌هاى ۱۳۳۵، ۱۳۴۵، ۱۳۵۵، ۱۳۶۵ و ۱۳۷۵ سرشمارى‌هاى عمومى نفوس و مسکن تحقيق يافت. علاوه بر آن، سال‌هاى مختلف نيز آمارگيرى‌هاى نمونه‌اى جمعيت، سرشمارى‌هاى کشاورزى (۱۳۳۹، ۱۳۴۹، ۱۳۵۳، ۱۳۵۹، ۱۳۶۷، ۱۳۷۴) و عشايرى (۱۳۶۴ و ۱۳۶۶) و آمارگيرى‌هاى جارى سطح کشور انجام يافته است.


تدريس درس جمعيت‌شناسى از سال ۱۳۳۶ در رشتهٔ علوم اجتماعى دانشگاه تهران آغاز شد. اين امر تقريباً با نخستين سرشمارى عمومى ايران و بهبود نسبى منابع آمارى از يک‌سو و شروع مطالعات علنى براى برنامه‌ريزى‌هاى اقتصادى و اجتماعى از سوى ديگر همزمان بود. نخستين کتاب جمعيت‌‌شناسى در سال ۱۳۴۱ تحت عنوان ”جمعيت‌شناسى عمومى“ منتشر شد، در دانشگاه تهران و در داخل ”مؤسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعى“، ”بخش تحقيقات جمعيتى“ تأسيس شد و بعدها در دوره‌هاى کارشناسى و کارشناسى ارشد، رشتهٔ جمعيت‌شناسى ايجاد و تدريس شد. در دانشگاه‌هاى ديگر کشور نيز دروس و رشته‌هاى جمعيت‌شناسى به‌تدريج داير شده و پژوهش‌هاى جمعيت رو به گسترش نهاده است.