انسان زمين‌هائى را که براى توليدات زراعى چندان مساعد نيست اغلب به‌صورت چراگاه مورد بهره‌بردارى قرار مى‌دهد. مناطق جلگه‌اى بى‌درخت و پوشيده از علف‌هاى بلند و سرزمين‌هاى مرتفع کوهستاني، مناطق پرعلف حاشيه جنگل‌ها، بيابان‌هاى خشک از جمله مناطق کوچ‌نشينى است که در مرکز جنوب غربى آسيا و شمال آفريقا قرار دارند.


در اين مناطق به‌علت سرماى شديد طولاني، کمبود آب، ارتفاع زياد يا گرماى شديد هوا براى کشت و زرع چندان مساعد نيست اما مى‌توان از آنها به‌صورت چراگاه‌هاى موسمى استفاده کرد. مهم‌ترين مسئله محيط زندگى عشايرى کمبود آب است. اين مناطق هرچند از لحاظ ميزان خشکى هوا با هم فرق دارند ولى روى‌ هم رفته جزءِ منطقه خشک به‌شمار مى‌روند، علت کمى آب، کمبود باران و تبخير شديد آن است، و اين خود با ميزان درجه حرارت بستگى دارد، در اين مناطق ابرهاى باران‌زا کمتر به‌چشم مى‌خورد به‌همين جهت مقدار بارندگى بسيار ناچيز است و اندک بارانى هم که مى‌بارد زود تبخير مى‌شود.


اسپونر (spooner) از ديدگاه بوم‌شناسى منطق کوچ‌نشينى را برحسب محصولات زراعى و نوع حيوانات به ۵ منطقه تقسيم کرده است:


منطقه ۱. اين منطقه در قسمت شمال مرکزى آفريقا واقع است، نوع حيوانى که دامداران پرورش مى‌دهند گاو و محصول عمده زراعى ارزان مى‌باشد.


منطقه ۲. اين منطقه در قسمت شمالى منطقه ۱ قرار دارد و از غرب به اقيانوس اطلس محدود است. آفريقا، شبه جزيره عربستان، قسمتى از مُکران و نواحى درياى عمان جزءِ اين منطقه به‌شمار مى‌رود. در اين منطقه بيشتر شتر به‌کار گرفته مى‌شود و محصول عمده آن خرما و گندم است.


منطقه ۳. اين منطقه از کرانه شرقى درياى مديترانه شروع مى‌شود و شامل قسمتى از خاک ترکيه (آناتولي)، فلات ايران و افغانستان است. منطقه‌اى کوهستانى است و درجه حرارت آن متغير است. کوچ‌نشينان به پرورش ميش اشتغال دارند و گندم محصول عمده زراعى است.


منطقه ۴. شامل اسپت‌هاى آسياى مرکزى است. کوچ‌نشينان به پرورش گوسفند و اسب و شتر مى‌پردازند. در اين منطقه هر ساله به‌هنگام تابستان در قسمتى از اراضى علوفه را درو مى‌کنند تا در زمستان به دام‌ها بدهند.


منطقه ۵. شامل منطقه قطبى شمال اروپا و آسيا است. در اين نواحى به‌علت سرماى شديد توأم با ريزش برف، کوچ‌نشينان تنها به پرورش گوزن اشتغال دارند.


امکان زراعت و پرورش ديگر حيوانات در اين ناحيه وجود ندارد.(سکندر امان‌الهى بهاروند، کوچ‌نشينى در ايران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب ۱۳۶۰ صفحات ۴۰ -۳۵ ).


بيشتر زمين‌هاى ايران قابل کشت نيست و به‌علت اختلاف ارتفاع زياد ميان سرزمين‌هاى جلگه‌اى و مناطق کوهستانى و تنوع آب و هوا، کوچ‌نشينان مى‌توانند بنا به اقتضاءِ فصل با جابه‌جائى منظم خود از سرزمين‌هاى مختلف به‌منظور چراگاه استفاده نمايند. مطالعات بوم‌شناختى در پاره‌اى مناطق ايران اين پديده را روشن مى‌نمايد(سکندر امان‌الهى بهاروند، کوچ‌نشينى در ايران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب ۱۳۶۰ صفحات ۵۴ - ۴). مثلاً در بخش شرقى لرستان طايفه‌هاى پاپي، قلاوند، بهاروند، ميروجودکى زندگى مى‌کنند. اين ناحيه که ”بالاگريوه“ ناميده مى‌شود از لحاظ اقليم به دو منطقه سردسير (قسمت شمال) و گرمسير (قسمت جنوب) تقسيم مى‌شود، منطقه سرد کوهستان است و از اوايل مهر هوا روبه سردى مى‌گذارد، در آبان‌ماه باران مى‌بارد و از آذر تا اسفند برف خصوصاً در مرتفعات فرو مى‌ريزد، باران‌هاى بهارى از فروردين تا اواسط خرداد مى‌بارد.


پس از آن هوا روبه خشکى مى‌گذارد و گرم مى‌شود. منطقه گرمسير که از تپه ماهور و دشت‌هاى هموار و بى‌درخت تشکيل‌يافته در دامنه جنوبى زاگرس قرار گرفته است. بخش اعظم اين منطقه در خوزستان (شمال و غرب انديمشک) است و از سطح دريا بين ۳۰۰ الى ۵۰۰ متر ارتفاع دارد. هواى اين منطقه زمستان‌ها ملايم و تابستان‌هاى گرم، خشک و سوزان است. در اواخر آبان هواى نسبتاً سرد توأم با بارن آغاز مى‌شود و در مدت کوتاهى سراسر منطقه علف مى‌رويد و تا اوايل اسفند ادامه دارد، پس از آن بهار شروع مى‌شود، بهارى دلپذير و زودگذر که تنها تا پايان فروردين‌ماه دوام دارد. از ارديبهشت هوا به گرمى مى‌گذارد و از اواسط اين ماه شدت مى‌يابد و تابستان گرم و سوزانى در منطقه آغاز مى‌گردد و تا مدت ۵ ماه يعنى از خرداد تا آبان ادامه دارد. توقف باران و خشکى هوا سبب خشک‌شدن علوفه مراتع و چمنزارها مى‌گردد و آب‌هائى که جمع شدند زود تبخير مى‌شوند و در نتيجه کم‌آبى و خشکى هوا زندگى خصوصاً براى دام‌ها سخت و دشوار مى‌شود.


به‌همين جهت کوچ‌نشينان تنها براى مدت کوتاهى مى‌توانند در اين منطقه سکونت داشته باشند اگر آب و هواى دو منطقه مذکور را مورد مقايسه قرار دهيم چنين نتيجه مى‌گيريم:


۱. در ييلاق (سردسير) سرما زودتر از گرمسير آغاز مى‌شود و گله‌داران از سردسير به گرمسير کوچ مى‌کنند.


۲. در سردسير به‌علت سرماى زياد، رويش گياه متوقف مى‌شود و در گرمسير گياه مى‌رويد و تا ۴ ماه (از آبان تا فروردين) منطقه به‌صورت چراگاه‌هاى طبيعى درمى‌آيد و مورد بهره‌بردارى کوچ‌نشينانى است که از سردسير به گرمسير کوچ مى‌کنند.


۳. در منطقه گرمسير باران در فروردين ماه قطع مى‌شود و هوا گرم و خشک است و علوفه مراتع مى‌خشکد، برعکس در همين‌زمان بارندگى در کوه ادامه دارد و مدت ۲ ماه طولانى‌تر از گرمسير است، چراگاه‌ها سبز هستند و مورد بهره‌بردارى قرار مى‌گيرند.


۴. منطقه گرمسير به‌علت پستى اراضى در معرض بادهاى سوزان عربستان قرار دارد، تابستان‌ها بسيار گرم و طولانى است و مدتى حدود ۶ ماه از ارديبهشت تا اواخر آبان ادامه دارد. آب و هوا در ييلاق معتدل و در پاره‌اى نقاط توده‌هاى ابر تا نيمه‌هاى تابستان‌ها وجود دارد و گرما ديرتر آغاز مى‌شود و علوفه مراتع مدت بيشترى دوام دارد. تفاوت گرما و سرما ميان دو منطقه سردسير و گرمسير سبب مى‌شود که چراگاه‌هاى سبز و خرم براى مدت معينى در سال در هر يک از اين مناطق يافت شود. بنابراين کوچ‌نشينان بالاگريوه برنامه کوچ ساليانه خود را به تبعيت از دو عامل دسترسى به چراگاه و فرار از گرما و سرماى شديد ترتيب مى‌دهند.