- کوچ از ديدگاه اجتماعى - سياسى:

کوچ‌نشينى و جابه‌جائى جمعيت ايلات و عشاير ايران با عوامل بوم‌شناسى (ECOLOGIE) ارتباط مستقيم دارد. اما با وجود اين در پاره‌اى موارد عوامل مختلف اجتماعى و سياسى نيز در ايجاد اين پديده مؤثر بوده است(کوچ‌نشين در ايران ص ۳۶).


سابقاً بسيارى از سرزمين‌ها که براى زراعت هم مساعد بود، به‌علت وجود ناايمنى‌هاى اجتماعي، گروه‌هاى زيادى از انسان‌ها از يکجانشينى دست‌برداشته، زندگى کوچ‌نشينى را آغاز مى‌کردند، بيشتر ترکمن‌هاى ايران براى اينکه از فشار و زورگوئى حُکام قاجار در امان باشند به زندگى کوچ‌نشينى مى‌پرداختند. جابه‌جا کردن اجبارى و همگانى قبايل که بازدارنده روندهاى وحدت سياسى و قومى گروه‌هاى به‌هم پوسته بود، جاى مهمى در سياست سلاطين در مورد قبايل داشت، کوچ‌دادن قبايل بخش جدائى‌ناپذير سياست مرکزمدارى شاهان بود که بر پايه اصل: ”تفرثه بينداز و حکومت کن“ قرار داشت و سياستى بود برى دامن‌زدن بر تفاوت‌هاى قبيله‌اى براى واکنش در برابر وحدت گروه‌هاى قبيله‌اي (۱). جابه‌جائى در روزگار قاجار اغلب متوجه قبايل مرزنشين بود. که برحسب ميزان ستم حکومت مرکزى تابعيت ايران، روسيه يا ترکيه را تغيير مى‌دادند(۲).


(۱) تروتيسکوي، نقش قبيله‌هاى اسکان‌يافته، کوچ‌نشين ايران در دوران نوين ترجمه سيروس ايزدي، مؤسسه چاپ و نشر بيگوند ۱۳۵۸ ص ۱۴.


(۲) تروتيسکوي، نقش قبيله‌هاى اسکان‌يافته، کوچ‌نشين ايران در دوران نوين ترجمه سيروس ايزدي، مؤسسه چاپ و نشر بيگوند ۱۳۵۸ ص ۱۵.


در منطقه لرستان نيز بر اثر عوامل اجتماعى سياسى زندگى کوچ‌نشينى رواج داشته است، زيرا زارعان بر اثر عدم امنيت به پايه مى‌گريختند و زندگى کوچ‌نشينى آغاز مى‌کردند يا به شهرها مهاجرت کرده در آن سکونت مى‌کردند مطالعات تاريخى نشان مى‌دهد که پس از هجوم اقوام صحرانشين و چپاولگر به ايران گروه زيادى از مردم يکجانشين زندگى کوچ‌نشينى آغاز کرده‌‌اند. مارکوپولو ضمن ارئه اطلاعات گران‌بهائى درباره وضع اقتصادى روستاها و شهرهاى ايران پس از جمله مغول مى‌گويد: رعاياى روستاهاى جنوب کرمان از دهات خود فرار کرده و به زندگى شبانى پرداخته بودند. در دوره مغول زندگى کوچ‌نشينى در لرستان نيز گسترش يافت(فرهاد يغمائي، تکامل فئوداليسم در ايران خوارزمى ۱۳۶۸ ص ۴۶۶ و ۴۶۵). بى‌شبهه اين وضعيت معلول آشفتگى اوضاع، هرج و مرج و ناايمنى اجتماعى ناشى از جمله مغولان به ايران بوده است که مردم از آبادى‌ها گريخته و در کوهستان‌ها و نقاط مرتفع که راه‌هاى دشوار داشته است به زندگى متحرک شبانى مى‌پرداختند. فتوحات و سلطنت تيمور در ايران، قتل و غارت‌ها و ويرانى‌هاى بسيار به‌بار آورد و موجب گسترش زندگى چادرنشينى گرديد. هم‌چنين ورود ترکان به اين سرزمين نيز با کشتار و غارت مردم زندگى يکجانشينى را به نيمه کوچ‌نشينى تبديل کرد. در برابر اين وضعيت در بسيارى موارد عوامل اجتماعى سياسى سبب اسکان عشاير و ايلات گرديده است، اين پديدهٔ به‌ويژه طى نيم قرن اخير درايران بسيار زياد بوده است. اعمال سياست‌هاى اسکان عشاير مبتنى بر زور به‌منظور يکجانشين نمودن عشاير، سبب تضعيف دامدارى سنتى گرديده و ضربه مهلکى به اقتصاد ايران وارد آورده است و اين عامل به‌نوبه خود موجب فقر و بيکارى و مهاجرت ايلات و عشاير به شهرها گرديده است.