خانواده گسترده در ميان دو قشر متوسط و خوانين جامعه ايلى ديده مى‌شود. در ميان قشر متوسط خانواده گسترده دام زيادى ندارد زيرا بر اثر شرايط خاص اقتصادى و عواملى که در قسمت مربوط به خانواده گسترده بيان شد پسران پس از ازدواج از خانواده و چادر پدرى جدا مى‌شوند. با وجود اين گاه برحسب عوامل خاص اجتماعى - اقتصادى خانواده گسترده تا مدتى به حيات خود ادامه مى‌دهد. اين عوامل عبارت است از:


۱. کمى تعداد دام خانواده که تقسيم آن از نظر اقتصادى مقرون به‌صرفه نيست.

۲. نداشتن امکانات مالى خانواده براى تهيه چادر جداگانه و ايجاد محل سکونت مجزاء.

۳. مرگ رئيس خانواده که سبب مى‌شود فرزندان تا تقسيم ارث باهم باشند.

۴. پائين‌بودن سن عروس که تا مدتى تحت حمايت خانواده گسترده به‌سر مى‌برد.

۵. نياز خانواده به نيروى کار زن (عروس) که از خارج وارد خانواده مى‌شود.(الويارسترپو - خانواده و توسعه در عشاير ص ۶).

خانواده گسترده در ميان خوانين

خانواده در ميان خوانين عمدتاً از نوع گسترده است زيرا باقى‌ماندن پسران خوانين پس از ازدواج در خانواده پدرى از اختلاف و دسته‌بندى‌هاى آنها براى به‌دست آوردن مقام خانى جلوگيرى مى‌شود. به‌علاوه تجمع افراد در خانه پدرى موجب تحکيم قدرت خانواده خانى مى‌شود و اين امر امنيت خانواده را تأمين مى‌کند. مسئله ديگر اين است که عملاً خانواده خوانين بر اثر عوامل اجتماعى خاصى تجزيه‌ناپذير است. زيرا فرزندان ازدواج‌کرده نه مى‌توانند براى خود در محل جداگانه‌اى ”مال خاني“ تشکيل دهند و نه اينکه در ميان قشر پائين جامعه عشايرى چادر بزنند و خانواده مستقلى را پديد آورند.(الويارسترپو - خانواده و توسعه در عشاير ص ۷).

خانواده چندزنه

در جامعه عشايرى برخلاف جوامع روستائى چندزنى بسيار محدود مى‌باشد. اين امر به‌ويژه ميان خانواده‌هاى کوچ‌رو بسيار به‌ندرت ديده مى‌شود. بنابر مطالعه‌اى که در اين زمينه به‌عمل آمده است از کل ۲۸۴ خانواده عشاير مورد مطالعه طوايف بويراحمد عليا - طيبى - بهمئى - و دشمن زيارى تنها در ۱۲ خانواده (۴ درصد) چندزنى داشته است. وجود چندزنى در جامعه عشايرى مانند جوامع روستائى تا حد زيادى معلول عامل اقتصادى است. تنوع فعاليت‌هاى اقتصادى خاصه در ميان خانواده عشايرى اسکان‌يافته، فزونى تعداد دام سبب مى‌شود که رئيس خانواده براى اداره امور اقتصادي، زنان متعددى داشته باشد تا تحت مديريت آنان کارهاى اقتصادى به‌نحو مطلوب انجام گيرد. يکى از ترکمن‌هاى ساکن بجنورد که تعداد ۴ همسر داشت، در توجيه تعدد زوجات خود مى‌گفت: ”خانواده من در زمينه‌هاى دامدارى - زراعت - باغدارى و صنايع‌دستى فعايت دارد و در هر يک از اين زمينه‌ها به يک نفر مدير دلسوز احتياج دارم و اين مدير جزء زن من کسى ديگرى نمى‌تواند باشد که آن دلسوزى لازم را داشته باشد. بنابراين براى انجام امور اقتصادى خانواده به چهار زن احتياج دارم: ”در ميان خان‌ها و گروه‌هاى قدرتمند عوامل سياسى در ايجاد چندزنى مؤثر است. از عوامل ديگر نازائى زن اول و نيز ازدواج اجبارى با بيوه برادر است، زيرا اگر مردى بميرد به‌ويژه اگر فرزندانى از خود برجاى گذارد برادر بزرگتر او وظيفه دارد به‌منظور حمايت از فرزندان يتيم با زن بيوه برادر ازدواج کند. اگر متوفى برادر نداشته باشد يکى از پسرعموهاى او موظف به ازدواج با زن بيوه مى‌گردد.(الويارسترپو - خانواده و توسعه در عشاير ص ۹).

خانواده عشاير کوچ‌رو و اسکان‌يافته

کوچ يا اسکان خانواده عشايرى با ميزان دام خانواده، مال يا طايفه در ارتباط است. کوچک‌ترين واحد کوچ خانواده و در بسيارى موارد مال است. اگر خانواده فقير باشد و دام کافى و وسايل حمل و نقل مانند اسب و الاغ نداشته باشد، نمى‌تواند کوچ کند. در اين قبيل موارد خانواده‌هائى که تعداد دام آنها زياد مى‌باشد، به نيروى کار خانواده‌هاى بدون دام احتياج دارند و زمينه کوچ را براى آنها فراهم مى‌آورند. در غير اين‌صورت خانواده بدون وام به‌طور موقت اسکان خواهد يافت و اين امر اگر چندسال دوام پيدا کند خانواده يکجانشين رابطه خود را با خانواده‌هاى کوچ‌رو به‌کلى از دست خواهد داد. يکجانشين‌شدن خانواده‌هاى به‌نسبت پر درآمد عشايرى نيز امرى اختيارى و بر اساس تمايل آنها و به‌منظور برخوردارى از خدمات رفاهى است. اينگونه خانواده‌ها پس از اسکان ارتباط خود را با خانواده‌هاى کوچ‌رو از دست نمى‌دهند، زيرا براى نگاهدارى دام به آنان نياز دارند در صورتى‌که براى خانواده‌هاى فقير علت اسکان‌نداشتن و امرى اجبارى به‌شمار مى‌رود.(الويارسترپو - خانواده و توسعه در عشاير ص ۱۰).