مطالعه دقيق و همه‌جانبه‌اى درباره چگونگى قشرهاى اجتماعى جامعه عشاير ايران به‌عمل نيامده است تا بر اساس ملاک‌هاى عينى بتوان به تشريح قشربندى اجتماعى جامعه عشايرى پرداخت. پاره‌اى از محققان به‌طور نظرى و يا بر اساس مطالعه مقدماتى در پاره‌اى از مناطق عشايرى ايران از جامعه عشايرى تقسيم‌بندى‌هائى به‌عمل آورده‌اند.

قشر اول

اين قشر اجتماعى از خان‌ها، کلانتران تشکيل مى‌شود که گذشته از گله‌‌هاى بزرگ دام در روستاهاى واقع در قلمرو ايل و حتى در خارج از آن داراى زمين‌هاى زراعتى وسيعى هستند و در شهرها هم داراى املاک و مستغلات مى‌باشند. به‌علاوه افراد اين قشر در ساخت اجتماعى جامعه فئودالى نيز عضويتى داشته و نقش‌هاى مهمى را انجام داده‌اند. فرزندان برخى از آنها داراى تحصيلات عالى هستند و در شهرهاى بزرگ و بعضاً در کشورهاى خارج به تحصيل اشتغال دارند.

قشر دوم

کدخدايان و ريش‌سفيدان و برخى از افراد گروه متوسط ايل مى‌باشند اينان داراى گله‌هاى دام هستند و از طريق فروش فرآورده‌هاى دامى امرار معاش مى‌کنند. خانواده‌هاى متوسط اين قشر عمدتاً خودکار هستند و کمتر در امور توليدى به کارگر احتياج پيدا مى‌کنند و خود نيز به‌‌عنوان کارگر در جائى استخدام نمى‌شوند. در بعضى از ايلات کدخدايان جزءِ قشر اول محسوب مى‌شوند.

قشر سوم

اين قشر کليه افراد عادى ايل را دربر مى‌گيرد و مشتمل هستند بر گروهى که خود داراى دام نيستند و گروهى که تعدادى دام دارند و از طريق بهره‌بردارى از آن قادر نيستند معيشت خود را تأمين کنند، کارگران ايل، چوپان‌کاره‌ها و کارگران فصلى که در روستاها و شهرها به‌طور روزمزدى کار مى‌کنند، عمدتاً در اين قشر اجتماعى جاى مى‌گيرند. پاره‌اى از اعضاءِ اين گروه را خانواده‌هاى فقير روستائى تشکيل مى‌دهند که به‌علت فقر و به‌عنوان عمله وارد ايل شده‌اند. اينها هيچگونه حقى بر مراتع و چراگاه‌ها ندارند هم‌چنين گروهى از خانواده‌هاى ايلى که بر اثر خشکسالى‌ها دام‌هاى خود را از دست داده‌اند، جزءِ اين قشر اجتماعى به‌شمار مى‌روند. اين قشر از لحاظ کميت وسيع‌ترين و پرجمعيت‌ترين قشر اجتماعى ايلات را تشکيل مى‌دهد.(روش بررسى و شناخت ايلات و عشاير ايران ـ مؤسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعى دانشگاه تهران سال ۱۳۴۴).