در سرزمين کرمان ايلات مختلفى زندگى مى‌کنند. اين ايلات عمدتاً از نقاط ديگر به اين سرزمين کوچ‌ کرده و يا کوچانده شده‌اند. اکنون بيشتر آنها يکجانشين شده‌اند و برخى نيز نيمه کوچنده هستند و به زندگى ييلاق - قشلاقى ادامه مى‌دهند.


اينان علاوه بر دامدارى به زراعت هم مى‌پردازند نظام ايلياتى در ميان آنها به‌صورت گذشته وجود ندارد ولى آثار بازمانده دوران پدر سالارى در ميان آنها ديده مى‌شود در سرشمارى‌ها در اين منطقه مانند ساير مناطق ايران جمعيت عشايرى را جزءِ جمعيت روستانشين آورده‌اند به‌همين جهت جمعيت عشايرى اين منطقه بسيار اندک است بنابر آمارگيرى سال ۱۳۵۵ حدود ۵/۴ درصد جمعيت استان کرمان را جمعيت متحرک تشکيل داده است که ايلات کوچ‌نشين را نيز در دربر مى‌گيرد. ايلات کرمان در روندهاى سياسى - اجتماعى و تاريخى ايران نقش کمترى داشته‌اند و فعاليت آنها در اين زمينه‌ها به‌همان سطح منطقه حدود شده است به‌همين جهت معروفيت زيادى ندارند.


ايلات و طوايف نيمه‌کوچ نيمه کوچ‌نشين اين منطقه عمدتاً به دو نوع کوچ بلند و کوچ کوتاه مبادرت مى‌ورزند. کوچ کوتاه در فاصله کم و ارتفاع زياد يعنى بين کوهپايه‌ها و مراتع مرتفع کوهستانى يک منطقه صورت مى‌گيرد. کوچ بلند در فاصله‌هاى دور ميان کوهپايه‌هاى سردسير تا مراتع گرمسيرى جنوب جيرفت - سيرجان و حدود حاجى‌آباد بندرعباس گسترده است. کوچندگان گروه اول براى حمل و نقل بار و بنه خود از قاطر و الاغ استفاده مى‌کنند و گوره دوم براى اين منظور شتر دارند. امروز گروه‌هاى نسبتاً پر درآمد کوچ‌رو براى حمل وسايل زندگى خود از وانت استفاده مى‌کنند و اين پديده به‌گونه‌اى وسيله کسب پرستيز و حيثيت اجتماعى به‌شمار مى‌رود.


يکى از ايلات مهم کرمان ايل بچاقچى است واژه بچاقچى ترکيبى است از دو جزءِ ”بچّاق“ با تشديد ”چ“ به معنى شمشير - کارد - چاقو - تيغ و خلاصه آلت بريدن و چى که پسوند اتصاف است.(رجوع شود به لغت‌نامه دهخدا واژه بچاقچى و بچاق و مجموعه مقالات مردم‌شناسى ايلات و عشاير ۱۳۶۲ ص ۱۰۳ - ۹۷).


ايل بچاقچّى در منطقه کوهستانى بَلوَرد ميان سيرجان و بافت سکونت دارند. گفته مى‌شود که خاستگاه اين ايل آذربايجان است و از آن سرزمين به کرمان آمده‌اند زبان آنها ترکى است. اما بر اثر مجاورت مکانى با گروه‌هاى فارسى‌زبان به‌تدريج زبان‌ فارسى بر گويش ترکى تسلط يافته است. امروزه بسيارى از واژه‌ها ترکيبات و اصطلاحات فارسى و در زندگى روزمره و حتى در زمينه‌هاى توليدات زراعى و قاليبافى در ميان آنها متداول است.


بچاقچى‌ها در گذشته تا حدود ۵۰ سال پيش زندگى کوچ‌نشينى داشتند و ميان کوه‌هاى چهارگنبد (در حدود شمال شرقى و شرق سيرجان) و قشلاق عين البقر و مراتع اطراف آن (جنوب غربى سيرجان) ييلاق - قشلاق مى‌کردند. اکنون در روستاى بَلوَرد يعنى دهکده‌اى که در گذشته سران ايل در آن زندگى مى‌کردند سکونت دارند. ايل بچاقچى از چندطايفه هر طايفه از چند تيره و هر تيره از چند ”ايشوم“ تشکيل مى‌گردد که کوچک‌ترين واحد اجتماعى ايل بچاقچى ”ايشوم“ (۱) است که از چند خانواده که عمدتاً با هم روابط خويشاوندى دارند تشکيل مى‌شود. به‌نظر مى‌رسد که ”ايشوم“ در گذشته همان شبکه خويشاوندى بوده است که چند خانواده را دربر مى‌گرفت که باهم روابط اجتماعى و اقتصادى داشتند امروزه هر چندتا به ضرورت، روابط متقابل اجتماعى - اقتصادى ميان خانواده‌هاى عضو يک ”ايشوم“ همچنان برقرار است و در امور اقتصادى خاصه در زمينه نگاهدارى و پرورش دام با يکديگر همکارى و اشتراک مساعى دارند ولى ممکن است ميان پاره‌اى از خانواده‌هاى عضو ”ايشوم“ رابطه خويشاوندى وجود نداشته باشد و صرفاً بر اساس توافق اخلاقى و سازگارى روانى کنار هم جمع شوند و يک ”ايشوم“ را تشکيل بدهند تا بتوانند با همکارى يکديگر و بر اساس تعاون امور دامدارى را انجام دهند (۲). خانواده‌هاى يک ايشوم معمولاً دام‌‌ها را در يک گله جمع مى‌کنند که زير نظر ”سه ايشوم“ اداره، مى‌شود. ايشوم‌ها اکنون تنها واحد بازمانده و عينى ايل بچاقچى هستند و چيزى که آنها را با ايشوم‌هاى ديگر پيوند مى‌دهد، وجود مراتع مشترک است که ايشوم‌هاى متعدد يک تيره همچنان از آن بهره‌بردارى مى‌کنند. ايشوم‌هاى يک تيره در عين‌حال که از استقلال نسبى برخوردار هستند با ايشوم‌هاى هم‌مرتع در تنظيم برنامه‌هاى کوچ و نحوه استفاده از مراتع هماهنگى دارند و مسير کوچ (ايل راه) آنها همان محدوده سابق قلمرو ايل بچاقچى مى‌باشد.(رجوع شود به لغت‌نامه دهخدا واژه بچاقچى و بچاق و مجموعه مقالات مردم‌شناسى ايلات و عشاير ۱۳۶۲ ص ۱۰۳ - ۹۷).


(۱) . در ايل بهمئى و بختيارى معادل ايشوم، مال به‌کار مى‌برند که از اجتماع چند خانواده تشکيل مى‌شود و ميان آنها نوعى تعاون و همکارى در امور دامدارى وجود دارد. اصطلاح ايشوم در ميان عشاير قشقائى نيز به‌کار مى‌رود.


(۲) . همکارى و تعاون در امور دامدارى در پاره‌اى ديگر از مناطق روستائى و عشايرى ايران وجود دارد و خانواده‌ها به‌گونه‌هاى مختلفى براى بهره‌بردارى از دام و استفاده کافى از فرآورده‌هاى دامى با هم اشتراک مساعى دارند. اصطلاحاتى نظير ”واره“ يا شيرواره نشانه اين پديده است.