پذيرش تغييرات و نوآورى در جامعهٔ روستائى تا حد زيادى با انگيزه‌ها، گرايش‌ها، خواست‌ها، آرزوها و بالأخره آگاهى اجتماعى و وسعت جهان‌بينى روستائيان ارتباط دارد. اگر در مردم يک جامعه انگيزه پيشرفت ضعيف باشد و شرايط اجتماعى جامعه براى پذيرش پديده‌هاى جديد و نوآورى‌ها آمادگى لازم را نداشته باشد، ايجاد تغيير در آن جامعه اگر با شکست مواجه نگردد لااقل دشوارى‌هاى زيادى در برخواهد داشت و پذيرش آن زمان به‌طول خواهد انجاميد، بدان گونه که پديده‌هاى جديد، خاصيت نو بودن خود را از دست خواهند داد. بنابراين قبل از ايجاد هرگونه نوآورى در جامعهٔ روستائى لازم است مطالعاتى از ديدگاه جامعه‌شناسى ـ مردم‌شناسى و روانشناسى اجتماعى در روستاها به‌عمل آيد و از طريق تحقيق در جامعه و فرهنگ، ارزش‌ها و هنجارهاى اجتماعي، روحيات، رفتارها، انگيزه‌ها، تمايلات و خواست‌هاى مردم بررسى و روشن شود که آيا زمينه اجتماعى جامعه براى پذيرش تغييرات مساعد است يا اينکه مردم در برابر پديده‌هاى نو مقاومت خواهند کرد و آن را نخواهند پذيرفت و در اين صورت چه اقداماتى قبل از نوآورى‌ها ضرورت پيدا مى‌کند.


بى‌شبهه دگرگونى‌هاى اجتماعى اخير ايران، اوضاع جامعهٔ روستائى را دستخوش تغييرات شديدى قرار داده و به‌دنبال پيدايش نيازهاى جديد در روستائيان ـ تغييراتى هم در روحيات آنان پديدار شده است. اما چگونگى و ميزان اين تغييرات در مناطق مختلف روستائى متفاوت است.


در روستاهاى نوع سنتى که دور از شهرها و وسايل ارتباطى قرار دارند و از شيوه‌هاى زندگى شهرى کمتر تأثير پذيرفته‌اند، هنوز نگرش‌هاى مردم متأثر از سنت‌هاى کهن و هنجارهاى اجتماعى به نسبت ثابت روستائى است. برعکس در روستاهاى مجاور شهرها و آن دسته از روستاهائى که در مسير راه‌هاى ارتباطى قرار گرفته‌اند به‌علت ارتباط روزافزون بين شهر و ده و به‌ويژه با گسترش رسانه‌هاى گروهى در سطح روستاها، خواست‌ها، انگيزه‌ها و آرزوهاى افراد تا حد زيادى تغيير کرده است، چنانچه بسيارى از آثار آن را مى‌توان در رفتارها و روحيات مردم مشاهده کرد.

تمايل به تحصيل فرزندان

تمايل به تحصيل فرزندان تا حد زيادى مبين طرز تفکر، خواست‌ها و انتظارات روستائيان است. بر اثر گسترش فرهنگ شهرى در جامعه روستائي، ورود مأموران دولتى به ده و به‌طور کلى ارتباط بيشتر بين شهر و ده انتظارات افراد بالا رفته است. ميزان گرايش پدر و مادر نسبت به تحصيل فرزندان نيز تا حدودى معمول همين تغييرات فکرى است. ارزش و اهميت دانش و سواد در جامعه روستائى ـ هر چند در گذشته وجود داشته است ـ افزايش يافته و در نتيجه ميزان گرايش پدر و مادر نسبت به تحصيل فرزندان بالا رفته است. تحقيقى که در اين زمينه در روستاهاى قلمرو شرکت سهامى زراعى در گزين (همدان) (۱) و سمسکنده (ساري) به‌عمل آمده نشان مى‌دهد که در ميان خانواده‌هائى که داراى فرزندان پسر بوده‌اند، تقريباً صد در صد تمايل داشتند که پسران آنها تحصيل کنند.


(۱) . شرکت سهامى زراعى در گزين (همدان)، سنندج، سمسکنده (ساري). بخش تحقيقات روستائى و عشايرى مؤسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعى دانشگاه تهران.


ميزان گرايش به تحصيل دختران نسبت به پسران پائين است و در مناطق مختلف نيز تفاوت دارد. چنانچه در روستاهاى قلمرو شرکت سهامى زراعى ”سنندج“ ۶۳ درصد، سمسکنده (ساري) ۳/۵۷ درصد و درگزين (همدان) ۴۶ درصد سران خانواده‌ها تمايل داشتند که دختران آنها تحصيل کنند.


بين ميزان گرايش سران خانواده‌ها نسبت به تحصيل دختران و سطح درآمد و يا ميزان زمين زراعى که مبين درآمد خانواده‌ها است همبستگى مثبتى وجود دارد. چنانچه در ۵ روستاى سارى در ميان دهقانان خرده‌پا ۵۳ درصد، دهقانان ميان حال با کمى تفاوت ۵۴ درصد و دهقانان مرفه ۶۶ درصد سران خانواده‌ها مايل بودند که دختران آنها تحصيل کنند. مى‌توان گفت که ميان زارعان مرفه به‌علت امکانات مساعد اقتصادى و بالا بودن نسبى سطح آگاهى اجتماعى آنان ـ بر اثر ارتباط بيشتر با جامعه شهرى تمايل به ادامه تحصيل دختران بشتر بوده است.

آرزوهاى روستائيان نسبت به شغل آينده فرزندان

آرزوهاى روستائيان نسبت به شغل آينده فرزندان از يک‌سو با وضع اقتصادى و امکانات مالى آنها و از سوى ديگر با اوضاع اجتماعى و روابطى که در سال‌هاى اخير بين جامعه‌هاى روستائى و شهرى برقرار شده است ارتباط دارد. اين آرزوها ـ هر چند ممکن است در عمل تحقق پيدا نکند ـ تا حد زيادى مبين تغييرات فکرى، پيدايش خواست‌ها، انتظارات جديد و گسترش جهان‌بينى روستائيان است. بررسى‌هاى انجام شده در زمينهٔ آرزوهاى شغلى فرزندان در جامعه روستائى بسيار محدود است. تحقيقى که در ۵ روستاى سارى به‌عمل آمده است از سران خانواده‌هاى کشاورز پرسش شده است که مى‌خواهيد پسر شما در آينده چه شغلى داشته باشد؟ روستائيان در پاسخ اين پرسش مشاغل متنوعى را عنوان کرده‌اند که مى‌توان آنها را به چهار گروه زير تقسيم کرد:


۱. مشاغل عالى مانند: مشاغلى که احتياج به داشتن ديپلم مهندسى يا دکترا دارد.

۲. کارمند دولت: معلم، مشاغل ارتشى و ادارى

۳. کاسب و پيشه‌ور

۴. مشاغل مربوط به کشاورزى


از ميان رؤساى خانواده‌اى کشاورز ۵/۳۷ درصد آرزو داشتند که پسران آنها در آينده دکتر يا مهندس شوند. ۲۷ درصد آرزو داشتند که پسران آنها در آينده کارمند دولت شوند و ۶/۴ درصد اشتغال به کسب و پيشه‌ورى را براى فرزندان خود آرزو کرده‌اند. به‌طور کلى ۸/۶۸ درصد روستائيان براى پسران خود شغل غيرکشاورزى و ۴/۱۰ درصد شغل کشاورزى را آرزو کرده‌اند و ۸/۲۰ درصد ديگر به‌گونه‌اى فرزندان خود را در انتخاب شغل آزاد گذاشتند. همين بررسى در روستاهاى قلمرو شرکت سهامى زراعى قصرشيرين (۱) حاکى است که ۷۵ درصد کشاورزان آرزو داشتند پسران آنها مشاغل غيرکشاورزى به‌دست آورند. پژوهش ديگرى که در همين زمينه در سه روستاى فارس انجام گرفته نتايج مشابهى به‌دست مى‌دهد. چنانچه از ميان ۱۹۲ نفر سران خانواده‌هاى نمونه روستائى در پاسخ اين پرسش که: ”دل شما مى‌خواهد پسر شما در آينده چه شغلى داشته باشد؟“ نسبت ۲/۸۰ درصد مشاغلى غير از شغل کنونى خود را اظهار کرده‌اند (۲). در ”سنگ سفيد“ دهکده‌اى از کرمانشاهان ۵/۶۲ درصد سران خانواده‌ها در پاسخ پرسش مذکور مشاغلى را که مستلزم داشتن مدارک تحصيلى دکترا و مهندسى مى‌باشد عنوان کرده‌اند و ۵/۳۷ درصد بقيه تمايل داشتند که پسران آنها معلم يا کارمند دولت شوند و هيچکدام مايل به ادامه کار کشاورزى نبوده‌اند (۳).


(۱) . کشاورز، هوشنگ؛ صفى‌نژاد، جواد؛ حاجبى، ويدا. شرکت سهامى زراعى قصرشيرين. بخش تحقيقات روستائى و عشايرى مؤسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعى دانشگاه تهران، ۱۳۵۰، صفحهٔ ۲۶۴.


(۲) . عجمى، اسماعيل. شش‌دانگى پژوهش در زمينه جامعه‌شناسى روستائى. دانشگاه شيراز، ۱۳۴۸، صفحهٔ ۱۵۲.


(۳) . فرهادى، عليرضا. سنگ سفيد دهکده‌اى از کرمانشاهان. کار تحقيق علمى، دانشکده علوم اجتماعى دانشگاه آزاد اسلامى رودهن، ۱۳۷۸، دست‌نويس صفحهٔ ۲۰.


سطح آرزوهاى شغلى در ميان خانواده‌ها کشاورز برحسب پايگاه‌هاى مختلف اجتماعى و ميزان زمين زراعى آنان فرق مى‌کند. مثلاً در پنج روستاى سارى (شرکت سهامى زراعى سمسکنده ”سارى“ صفحهٔ ۲۰۲) ۳/۲۷ درصد کشاورزان کوچک و ۱/۳۶ درصد کشاورزان ميان حال و ۴/۴۴ درصد کشاورزان مرفه آرزو داشتند که پسران آنها دکتر يا مهندس شوند. چنانچه مى‌بينيم در مورد مشاغل عالى بين آرزوى پدران در گروه‌هاى مختلف برحسب پايگاه‌هاى اجتماعى ارتباط مستقيم وجود دارد و حال آنکه در مورد شغل کشاورزى اين رابطه معکوس است. زارعان بزرگ به نسبت بيشترى تمايل دارند که پسران آنها در آينده صاحب مشاغل عالى شوند. اين امر هر چند ممکن است با وضع اقتصادى و قدرت مالى آنها مربوط باشد. لکن شکى نيست که برخوردها و تماس‌هاى بيشتر اين افراد با شهرنشينان و مأموران دولتى در گسترش جهان‌بينى و بالا رفتن سطح آگاهى اجتماعى و بالأخره افزايش سطح آرزوها، انتظارات و خواست‌هاى آنان در اين زمينه مؤثر بوده است.


در مورد آرزوى شغلى براى دختران در همين بررسى ۲/۴۳ درصد سران خانواده‌هاى اين جامعه آرزو داشته‌‌اند که دختران آنها شوهر کنند و به خانه‌دارى بپردازند. ۲۵ درصد آنها آرزو داشته‌اند که دختران آنها معلم، مدير، دبير و يا کارمند دولت شوند و ۸/۶ درصد نيز مشاغلى چون: خياطى و قالى‌بافى را براى آينده دختران خود آرزو کرده‌اند و ۷/۲۱ درصد نيز آرزوى خود را در اين زمينه ابراز نکرده‌اند و در برابر پرسش مذکور پاسخ‌هائى از قبيل ”نمى‌دانم زن چکاره مى‌شود“، ”هر چه نظر خدا است“ و يا ”وقتى درس بخواند معلوم مى‌شود“ و مانند اينها را اظهار کرده‌اند. به نظر مى‌رسد که آشنا نبودن با الگوهاى شغلى زنان در جامعه روستائى در اين امر مؤثر بوده باشد. همچين در روستاى ”سنگ سفيد“ روستائيان در پاسخ اين پرسش که دوست داريد دختر شما در آينده چکاره شود؟ بيش از نيمى از رؤساى خانواده‌ها ۴/۵۳ درصد شغل خانه‌دارى، ۳/۲۳ درصد پزشکى و مهندسى، ۳/۳ درصد کارشناسى صنايع دستى و ۲۰ درصد بقيه مشاغل علمى و کارمندى دولت را عنوان کرده‌اند (۴). ارقام مذکور هر چند مبين فضاى فکرى روستائى است، در عين حال حکايت از اين دارد که تمايل روستائى در اين جامعه تا حد زيادى واقع‌گريانه است و انديشه‌ها، خواست‌ها و آرزوهاى روستائيان تحت‌تأثير شرايط اجتماعى و واقعيت‌هاى زندگى امروز قرار دارد که روستائى نسبت به آن تا حد زيادى آگاهى پيدا کرده است.


(۴) . سنگ سفيد دهکده‌اى از کرمانشاه. کار تحقيق علمى، دانشکده علوم اجتماعى دانشگاه آزاد اسلامى رودهن، ۱۳۷۸، دست‌نويس.


بين نسبت آرزوهاى شغلى براى دختران در گروه‌هاى مختلف کشاورزى جزء در مورد کارمند دولت رابطه معنى‌دارى وجود نداشته است و زمينه کارمندى دولت مطالعه نشان داده است که زارعان بزرگ به نسبت بيشترى آرزو داشته‌اند که دختران آنها تحصيل کنند و کارمند دولت شوند. مشاغل آينده پسران از ديدگاه زن روستائى نيز قابل توجه است. يک بررسى انجام شده درباره آرزوهاى ۳۵۰ نفر زن ۳۵ روستاى اطراف تهران و اصفهان نشان مى‌دهد که ۴۰ درصد آنها براى آينده پسران خود مشاغل پزشکى و مهندسى، ۳۱ درصد کارمندى دولت و افسرى ارتش و ۲۲ درصد معلمى را خواستار بوده‌اند (سازمان زنان ايران، بررسى مسائل زنان روستائى فرودين ۱۳۵۰). ناگفته پيدا است که تنها داشتن آرزوى شغلى براى به‌دست آوردن آن کافى نيست؛ زيرا احراز يک شغل در آينده با عوامل متعددى از جمله استعداد و خصايص فردى و شخصيتى افراد، امکانات محيط اجتماعى، ميزان پيشرفت تکنولوژى و پيدا شدن مشاغل جديد در جامعه ارتباط دارد. از اين‌رو آرزوهائى که پدران و مادران درباره مشاغل آينده فرزندان خود ابراز مى‌دارند ممکن است در بسيارى موارد با موانع و دشوارى‌هاى فردى و اجتماعى مواجه شده، عملاً تحقق پيدا نکند. با وجود اين بيان چنين آرزوهائى، نمايشگر تغييراتى است که پس از دگرگونى‌هاى اجتماعى اخير ايران در افکار، روحيات، خواست‌ها و آرزوهاى مردم پديدار شده که در ايجاد تحرک شغلى در جامعه روستائى و بالأخره دگرگونى نظام کار در خانوادهٔ روستائى تأثير خواهد داشت.