در جامعه روستائى ايران ازدواج‌ها به دو صورت درون گروهى و برون گروهى معمول است، لکن ميزان آن در اجتماعات مختلف فرق مى‌کند، در گذشته ازدواج‌هاى نوع درون گروهى بيشتر صورت مى‌گرفت. امروز ظاهراً ميزان آن کم شده است. بى‌شبهه گسترش وسائل ارتباطى، افزايش ميزان تحرکات مکانى، اجتماعى و شغلى؛ به‌ويژه در سال‌هاى اخير در دگرگونى و تطور شکل ازدواج مؤثر بوده است. مقايسه نوع روابط ميان زن و شوهر طى دو نسل در برخى از جامعه‌هاى روستائى نشانگر تغيير شکل ازدواج از خويش همسرى به بيگانه همسرى است. ولى در بسيارى موارد عکس اين وضع نيز ديده شده است. بررسى انجام شده در ابراهيم‌آباد کاشمر نشان مى‌دهد که از ۷۸ خانواده مورد بررسيى در ۹/۴۴ درصد زن و مرد با هم رابطه خويشاوندى داشته‌اند و در ۱/۵۵ درصد بقيه زن و مرد نسبت به هم بيگانه بوده‌اند (ابراهيم‌آباد دهکده‌اى از کاشمر صفحهٔ ۵۷). همچنين بررسى انجام شده درباره ۱۷ واقعه ازدواجى که طى سه سال اخير در همين دهکده صورت گرفته، حاکى از آن است که ۵۹ درصد آنها جنبه بيگانه همسرى داشته است.


ارقام مذکور نشان مى‌دهد که چند ازدواج‌هاى نوع برون گروهى در گذشته هم معمول بوده است، لکن ميزان آن در سال‌هاى اخير بالا رفته است. در پاره‌اى از جامعه‌هاى روستائى بر اثر عوامل اجتماعى ـ فرهنگى و سلطه شبکهٔ خويشاوندى ازدواج درون گروهى هنوز شکل غالب ازدواج‌ها را تشکيل مى‌دهد. در اين قبيل جوامع ميان گروه‌هاى اجتماعى، طايفه‌اى يا خويشاوندى بر اثر نتوع فرهنگ‌ها، سازگارى روانى دشوار است. به همين جهت ازدواج‌ها بيشتر از نوع درون گروهى است. در دهکده سهل‌آباد قوچان ازدواج‌ها بيشتر در درون گروه طايفه‌اى صورت مى‌گيرد و طايفه‌هاى ده از اين حيث شکلى نسبتاً بسته دارند و بسيار به‌ندرت فرد بيگانه را در گروه خود مى‌پذيرند. دايره همسرگزينى محدود به همان چارچوب گروه طايفه‌اى است. هر چند طايفه‌هاى ده زمان زيادى است که در کنار هم زيست مى‌کنند و بر اثر مجاورت مکانى، ميان آنها کم و بيش رابطه همسايگى به‌وجود آمده است، اما اين ارتباط و نزديکى در شکل ازدواج چندان تأثيرى نداشته است. تحقيقى که درباره نوع ازدواج سران خانواده‌هاى اين ده انجام گرفته است، نشان مى‌دهد که تقريباً ۵/۹۰ درصد آنها با دخترى از افراد هم طايفه خود ازدواج کرده‌اند.


همين بررسى حاکى است از ۷ مورد ازدواجى که طى سه سال اخير واقع شده، همه از نوع درون گروهى بوده و ۵/۸۰ درصد آنها با خويشاندان پدرى صورت گرفته است (سهل‌آباد دهکده‌اى از قوچان صفحهٔ ۵۳). از آنجا که طايفهٔ جافکانلو و شارمانلو به‌طور پراکنده در دهات مختلف به‌سر مى‌برند، افراد اين طايفه‌ها که در دهکده سهل‌آباد سکونت دارند، ممکن است همسران خود را در ميان طايفه‌هاى خود که در ديگر دهات ساکن هستند بيايند. بنابراين مى‌بينيم که هر چند در برخى موارد افق انتخاب همسر از سطح يک ده تجاوز مى‌کند و دامنه آن تا روستاهاى ديگر گسترش مى‌يابد، ولى از چارچوب طايفه خارج نمى‌شود. بررسى نوع روابط ميان زن و مرد در دهکده فرديس ورامين نشان مى‌دهد که شکل ازدواج براى ۶/۳۹ درصد خانواده‌ها درون گروهى بوده است، همچنين بررسى درباره ۱۵ واقعهٔ ازدواج سه سال اخير اين دهکده حکايت مى‌کند که ۳/۷۳ درصد آنها از نوع ازدواج با خويشاوندان بوده است (واحدهاى کار زراعى و خويشاوندى در فرديس صفحهٔ ۳۵). مقايسه ارقام مربوط به ازدواج‌هاى سه سال اخير دهکده‌ سهل‌آباد و فرديس و ازدواج‌هاى سال‌هاى گذشته نشانه عموميت و رواج همسرى در اين روستاها است. جدول توزيع درصد ازدواج ميان سه روستاى سهل‌آباد، فرديس و سنگ سفيد را نشان مى‌دهد (۱).


(۱) . فرهادى، عليرضا. سنگ سفيد روستائى از کرمانشاهان. دانشکده علوم اجتماعى دانشگاه آزاد اسلامى رودهن، کار تحقيق عملى دست‌نويس، ۱۳۷۸، صفحهٔ ۳۱.


جدول توزيع درصد ازدواج ميان سه روستاى سهل‌آباد، فرديس و سنگ سفيد


نوع رابطه سهل‌آباد فرديس سنگ سفيد
ازدواج با دخترعمو ۳۱/۶ ۳۰ ۶/۷
ازدواج با دخترعمه ۱۰/۵ ۱۵ ۲۰
ازدواج با دخترى از خويشاوندان پدرى ۱۵/۸ ۱۵ ۴۰
جمع ازدواج با خويشاوندان پدرى ۵۷/۹ ۶۰ ۶۶/۷
ازدواج با دختردائى ۲۱/۱ ۲۰ ۱۳/۳
ازدواج با دخترخاله ۵/۳ ۱۰ ۶/۷
ازدواج با دخترى از خويشاوندان مادرى ۱۵/۸ ۱۰ ۱۳/۳
جمع ازدواج با خويشاوندان مادرى ۴۲/۱ ۴۰ ۳۳/۳
جمع ازدواج با خويشاوندان ۱۰۰ ۱۰۰ ۱۰۰


مقايسه ارقام مندرج در جدول توزيع درصد ازدواج ميان سه روستاى سهل‌آباد، فرديس و سنگ سفيد نشان مى‌دهد که در هر سه جامعه ازدواج با خويشاوندان پدرى بزرگ‌ترين نسبت را تشکيل مى‌دهد که در دو جامعه سهل‌آباد و فرديس ازدواج ميان دخترعمو و پسرعمو (با تفاوتى اندک) اکثريت دارد، ولى در دهکده سنگ سفيد ميزان ازدواج با دخترى از خويشاوندان پدرى بزرگ‌ترين نسبت را تشکيل مى‌دهد که پس از آن ازدواج با دخترعمه قرار مى‌گيرد. همچين در اين روستا از مجموع ازدواج‌هاى خويش همسرى ۲۷ درصد، مردان با خويشاوندانى که در خارج از روستا و حتى در شهر اقامت داشته‌اند ازدواج کرده‌اند. اما نکته قابل توجه اين است که در هر سه جامعه خويش همسرى رواج زيادى دارد که در هر سه جامعه خويش همسرى رواج زيادى دارد که در توجيه علل آن مى‌توان عامل خويشاوندى، عامل جغرافيائى، عامل روانشناسى اجتماعى و عامل اجتماعى ـ اقتصادى ـ فرهنگى را در نظر گرفت.


- عامل خويشاوندى:

هر چند به ظاهر گفته مى‌شود که فرد در انتخاب همسر آزاد است، ولى عملاً دريافتن همسر تحت‌تأثير مصلحت‌هاى خويشاوندى قرار مى‌گيرد و مجبور مى‌شود آراء، نگرش‌ها و توصيه‌هاى خويشاوندان را به‌کار بندد. در واقع در تصميم فرد در انتخاب همسر نوعى فشار و اجبار که از طرف گروه خويشاوندى او ناشى مى‌گردد، گاه مستقيماً و گاه به‌طور غيرمستقيم دخالت دارد. فرد عضو گروهى است که ازدواج با خويشاوندان را تشويق و تأکيد مى‌کند. به‌عبارت ديگر خويش همسرى در جامعه امرى مطلوب و متناسب با ارزش‌ها و هنجارهاى اجتماعى است. از اين‌رو فشار و اجبار نه تنها براى فرد چندان محسوس نيست بلکه به‌علت وابستگى عميق با خويشاوندان، به‌خاطر حفظ وحدت خويشاوندى به ازدواج‌هاى درون گروهى با ميل و رضا گردن مى‌نهد.


در برخى از خانواده‌هاى سنتى روستائى تصميمات لازم در امر ازدواج برعهده والدين است و جوان در انتخاب همسر نقش مهمى ندارد و تنها پس از ازدواج ممکن است بين او و زن خود دلبستگى به‌وجود آيد.


- عامل جغرافيائى:

بر اثر مهاجرت‌هاى روستائى و دور شدن افراد از همديگر، جدا افتادگى، ناشناس ماندن و احساس بيگانگى و غربت در محيط‌هاى ناآشنا و نامأنوس، همگرائى ـ عصبيت و علقه خويشاوندى ميان افراد شديدتر مى‌شود و اين خود عامل مهمى است که فرد را هر جا که باشد به ازدواج با خويشاوندان برمى‌انگيزد. بررسى‌هاى پراکنده حاکى از آن است که مهاجران روستائى که به شهر آمده‌اند پس از مدتى اقامت در شهر، دچار غربت‌زدگى مى‌شود و احساس دلتنگى مى‌کنند و اغلب براى ازدواج به روستاى محل سکونت اوليه خود برمى‌گردند و همسران خود را از ميان خويشاوندان خود انتخاب مى‌‌کنند، برخلاف نظريه پاره‌اى از جامعه‌شناسان که عقيده دارند مهاجرت روستائيان به شهر موجب رواج ازدواج‌هاى نوع بيگانه همسرى گرديده است، در جامعه ما چندان مصداق پيدا نمى‌کند.


- عامل روانشناسى اجتماعى:

خويشاوندان به خصايص اخلاقى و شخصيتى همديگر بيشتر واقف هستند. اين شناخت متقابل در انتخاب همسر، سازگارى روانى زوجين و در نتيجه در استحکام خانواده در حفظ وحدت خويشاوندى مؤثر است.


- عامل اجتماعى ـ اقتصادى ـ فرهنگى:

در ميان پاره‌اى از گروه‌هاى خويشاوندى شرايط ازدواج بسيار سهل و ساده است و مرد با هزينه مختصرى (که به‌عنوان شيربها به خانواده عروس مى‌پردازد) مى‌تواند ازدواج کند. در بسيارى موارد پرداخت شيربها ميان خويشاوندان معمول نيست و يا اينکه بسيار اندک و به‌صورت اشياء ساده‌اى درآمده و جنبه سمبليک (رمزي) پيدا کرده است. به هر حال شناخت متقابل افراد هم طايفه و خويشاوندان، اشتراک در زمينه‌هاى خرده فرهنگ، هزينه کم، شيربهاى مختصر و تشريفات بسيار ساده موجب مى‌شود که افراد همسران خود را ميان اقوام و خويشان خود ـ حتى اگر اين افراد با آنها فاصله زيادى داشته باشد و در مکان ديگرى به‌سر برند ـ انتخاب کنند. شايد بتوان گفت که تمرکز ثروت و جلوگيرى از پراکنده شدن آن نيز سبب مى‌شود که اعضاءٔ گروه خويشاوندى دختران خود را به عقد ازدواج خويشاوندان خود درآورند. ازدواج دخترعمو و پسرعمو که از قديم گفته مى‌شود: ”عقد آنها در آسمان‌ها بسته است“ نمونه‌اى از اين موارد است.