- روابط متقابل فرد ـ پدربزرگ و مادربزرگ:

از نظر پدربزرگ نوهٔ پسرى فرزند خود او است و نوه دخترى فرزند ديگران است. با وجود اين، رابطه او با نوه دخترى محبت‌آميز است، در حالى‌که با نوهٔ پسرى رابطه‌اى به نسبت آمرانه دارد. در واقع همان رفتارى که با پسر و دختر خود دارد، با اندکى تفاوت و تعديل نسبت به فرزندان آنها نيز اعمال مى‌کند. نوه‌ها هم نسبت به پدربزرگ رفتارى احترام‌آميز دارند که براى نوه پسرى گاه با ترس آميخته است.


مادر بزرگ نسبت به نوه‌هاى پسرى خود علاقه و توجه بيشترى دارد و نفوذ او در آنها بيشتر است و در موقع سالخوردگى و فرسودگى نسبت به همه نوه‌ها چه دخترى و چه پسرى محبت مى‌ورزد.


در ”زنده‌آباد“ (۱) يکى از روستاهاى پيله‌سوار مانند ديگر آبادى‌هاى اين منطقه هنوز نشانه‌هائى از آثار نظام پدرسالارى در خانواده‌ها مشاهده مى‌شود. بنا به اظهار ريش سفيدان محل احترام پدربزرگ بر همه اعضاء خانواده مانند نماز واجب است. به هنگام غذا خوردن، سفره مى‌اندازند و همه اعضاء خانواده دور سفره جمع مى‌شوند ولى تا وقتى پدربزرگ سر سفره حاضر نشود، کسى به غذا دست نمى‌زند. پدربزرگ هر دستورى بدهد، اعضاء خانواده موظف به انجام آن هستند. براى پدربزرگ و همه پيران ده احترام قائل هستند. کسى از پدر و مادر و خانواده‌اش جدا زندگى نمى‌کند زيرا تجرد و تنها زندگى کردن در جامعه امرى نابهنجار تلقى مى‌شود. روابط خويشاوندى و همسايگى خيلى ساده و صميمانه و عاطفى است، همه همديگر را مى‌شناسند. هر کس مى‌تواند در هر موقع به خانه همسايه برود، با آزادى کامل و خيلى ساده در آنجا بماند و چاى و غذا بخورد و هيچ‌گونه احساس بيگانگى نمى‌کند. اختلاف ميان خانواده‌ها و يا اعضاى خانواده را پدربزرگ‌ها و پيران ده قاطعان حل و فصل مى‌کنند.


(۱) . رشيدى، نادر؛ اکبرى، اصفر. تحرک جغرافيائى و اجتماعى در ”زند‌ه‌آباد“ دهکده‌اى از پيله‌سوار. کار تحقيق عملى درس جامعه‌شناسى روستائى، گروه آموزشى علوم اجتماعى، دانشگاه آزاد اسلامى واحد رودهن، ۱۳۷۸، دست‌نويس.


- روابط متقابل فرد ـ عمو و عمه:

رفتار عمو با برادرزاده بيشتر جنبه آمرانه دارد و رابطه متقابل ميان آنها مبتنى بر تسلط عمو و اطاعت برادرزاده است و به‌تدريج اين روابط با نوعى محبتِ احترام‌آميز توأم مى‌شود. از اين جهت عمو نفوذ و تسلط خود را بر برادرزاده خود در بزرگى تقريباً حفظ مى‌کند. روابط عمه‌ها و برادرزاده‌ها بسيار نزديک است و اين روابط نزديک حتى در نسل‌هاى بعد هم ادامه دارد و نوه‌هاى برادرى را هم شامل مى‌شود. ضرب‌المثل ”برادر پشت، برادرزاده هم‌پشت، که خورزا (خواهرزاده) سنگ گرفت و خاله را کشت“ به‌گونه‌اى اين رابطه را نشان مى‌دهد.


- روابط متقابل فرد دائى و خاله:

ميان دائى و خواهرزاده رابطه محبت‌آميز برقرار است و اين روابط در کودکى عميق‌تر مى‌نمايد، دائى در کودکى خواهرزاده خود را مورد نوازش قرار مى‌دهد، به همين جهت خواهرزاده در بزرگى کمتر تحت نفوذ دائى قرار دارد و از آنجا که احترام به بزرگ‌تران يکى از ارزش‌هاى اجتماعى جامعه به‌شمار مى‌رود، و اطاعت از بزرگ‌تران نيز نوعى احترام است، مى‌توان گفت که رفتار خواهرزاده در بزرگى نسبت به دائى که تقريباً به‌صورت عدم اطاعت جلوه مى‌کند، در جامعه جنبه بى‌احترامى دارد و امرى ناپسند به‌شمار مى‌رود. در اين مورد گفته مى‌شود که خواهرزاده تکليف و وظيفه خود را نسبت به دائى انجام نمى‌دهد. خاله‌ها نسبت به خواهرزاده‌ها گرايش زيادى ندارند و روابط ميان آنها سست است و در نسل‌هاى بعدى به‌تدريج سست‌تر مى‌شود.


- روابط متقابل داماد ـ پدرزن و مادرزن:

رابطه داماد با پدرزن احترام‌آميز است، پدرزن هر چند نسبت به داماد خود باطناً محبت دارد اما کمتر آن را ابراز مى‌دارد و رفتار او با داماد به‌گونه‌اى است که داماد از او به اصطلاح ”حساب مى‌برد“ و براى او احترام خاصى قائل است. اگر داماد پيش پدرزن خود، فرزند خود را در آغوش بکشد و نوازش کند به امرى نابهنجار دست زده و حرمت پدرزن را نگاه نداشته است. در مقابل رابطه داماد و مادرزن بسيار نزديک، صميمانه و عاطفى است و گاه با هم گفتگوهاى آميخته به شوخى و طنز دارند.


- روابط متقابل عروس ـ پدرشوهر و مادرشوهر:

پدرشوهر به عروس دلبستگى و گرايش زيادى دارد و رفتارش با او پدرانه است. عروس هم به پدرشوهر احترام مى‌گذارد و علاقه خاصى به او دارد. در مقابل رابطه متقابل ميان عروس و مادرشوهر گسسته است و گاه اتفاق مى‌افتد که بر اثر بگومگوها و ناسازگارى‌ها ميان عروس و مادرشوهر خانواده گسترده تجزيه مى‌شود، پسر خانواده با زن و فرزند از خانواده پدرى جدا مى‌شوند، خانواده هسته‌اى مجزائى را تشکيل مى‌دهند و يا اينکه مادر از پسر جدا مى‌شود و در مکان ديگرى به‌سر مى‌برد.


- روابط متقابل داماد ـ برادرزن و خواهرزن:

روابط داماد با برادرزن گرم و صميمانه است و نسبت به هم محبت دارند، به‌طورى که گاه خود را برادر همديگر خطاب مى‌کنند. رابطه داماد با خواهرزن به نسبت گسسته و سست است و شايد همين امر موجب مى‌شود که ميان شوهران دو خواهر يا باجناق‌ها رابطه نزديکى وجود ندارد. باجناق‌ها اغلب نسبت به هم رابطه‌اى سرد دارند و از حال همديگر بى‌خبر هستند. به نظر مى‌رسد که ضرب‌المثل معروف ”هفت باجناق را در باغ شغل خورد، از حال هم خبردار نشدند“ نشانگر اين پديده اجتماعى است. در اين جامعه ارتباط و وابستگى ميان برادران پشت و خواهران پشت يعنى برادران يا خواهران پدرى که از يک پدر و دو مادر هستند، از برادران يا خواهران شيرى يا شکمى که از يک مادر و دو پدر باشند، بيشتر است.