خانواده در جامعهٔ روستائى ايران نه فقط محل انس و الفت زناشوئى، کانون پرورش کودک و مرکز انتقال بسيارى از ميراث‌هاى فرهنگى، ارزش‌ها، هنجارهاى اجتماعى و عادات و رسوم و سنت‌هاى روستائى است؛ بلکه در عين حال يک نهاد اقتصادى به‌شمار مى‌رود که بخش عمده‌اى از نيازمندى‌هاى اساسى زندگى خانواده را از طريق توليد تأمين مى‌کند.


در واقع گروه کار و گروه خانوادگى در هم ادغام مى‌شوند و اجتماع متشکل و به هم پيوسته‌اى را به‌وجود مى‌آورند که اعضاء آن به‌منظور تأمين معاش خانواده فعاليت اقتصادى مشترکى دارند و همگى در ادامهٔ حيات خانواده سهيم هستند. ”خانواده روستائى هسته اصلى جامعه روستائى را تشکيل مى‌دهد. به نظر مى‌رسد که طبيعت خانواده‌هاى روستائى، مهم‌ترين عامل تشکيل دهند خصيصه بارز گروه‌هاى روستائى به‌عنوان پديده‌اى اجتماعى است و اين امر تصوير کلى گروه‌هاى روستائى سراسر دنيا را به‌دست مى‌دهد“ (۱). مى‌توان گفت که خانواده روستائى، به‌‌طور عمده گروهى است مرکب از زن و مرد و تعدادى فرزند که در ده سکونت دارند و از طريق اشتغال در يک يا چند رشته از فعاليت‌هاى زراعى، باغدارى، دامدارى، صنايع دستى و يا فعاليت‌هاى ديگرى نظير: کارگرى (اعم از زراعى و غيرزراعى)، چوپانى، چوب‌دارى، پيله‌ورى، پيشه‌ورى و کارهاى مشابه ديگر زندگى خود را تأمين مى‌کنند (۲). اين تعريف مبين کارکرد اقتصادى خانواده روستائى است و در عين حال نشان مى‌دهد که خانواده روستائى از لحاظ نوع کارکرد اقتصادى بسيار متنوع است. به‌طور کلى مى‌توان خانواده روستائى ايران را به دو گروه عمده زارع و خوش‌نشين تقسيم کرد.


(۱) . شانين، تئودور (th?odor shanin). از کتاب مسائل جامعه‌شناسى روستائى (ساخت‌هاى اجتماعى جوامع روستائى). مصطفى ازکيا؛ محمد مهاجر ايروانى؛ على‌اکبر نيک‌خلق، روزبهان، تهران، ۱۳۷۷، صفحهٔ ۷۱.


(۲) . خانوادهٔ روستائى برحسب اينکه علاوه بر اعضاء اصلى خود، ساير خويشاوندان را نيز در برداشته باشد، يا از چند نسل تشکيل شود يا اينکه يکى از والدين غايب باشد و... از لحاظ ساختارى انواع مختلفى دارد که در مبحث مربوط به ساختار خانواده از آن سخن رفته است.


تفاوت اساسى بين اين دو گروه در داشتن يا نداشتن آب و زمين زراعى است که جنبه‌هاى ديگر زندگى خانوادگى کم و بيش تحت‌تأثير آن قرار مى‌گيرد. خانواده زارع از زمين بهره‌بردارى مى‌کند و پايهٔ اصلى فعاليت اقتصادى آن متکى به زمين زراعى است و همين عامل سبب تشديد همبستگى ميان اعضاء خانواده مى‌شود. ميان خانواده‌هاى زراع از لحاظ ميزان حق آبه، کميٌت و کيفيت زمين و شيوهٔ توليد کشاورزى کم و بيش تفاوت‌هائى وجود دارد (در مبحث مربوط به طبقات و قشرهاى اجتماعى در روستا در اين‌باره گفتگو مى‌شود) و اين امر در ساختار خانواده، وظايف، رفتارها و روابط متقابل ميان افراد و جنبه‌هاى ديگر زندگى خانوادگى اثر مى‌گذارد.


خوش‌نشينان روستائى فاقد زمين زارعى هستند و برحسب چگونگى وضع اشتغال، به گروه‌هاى متعددى تقسيم مى‌شوند. بنابر مطالعه‌اى که در منطقه روستائى کردستان به‌عمل آمده است، اعضاء فعال خانواده‌هاى خوش‌نشين از لحاظ نوع اشتغال به گروه‌هاى عمده کارگران روستا، سوداگران روستائى، کاسب‌کاران، کارکنان خدماتى، افزارمندان و دامداران تقسيم شده‌اند (۳) ، که هر کدام از آنها مشتمل بر چند گروه شغلى کوچک‌تر هستند.


(۳) . خوش‌نشينان کردستان. بخش تحقيقات روستائى مؤسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعى دانشگاه تهران، ۱۳۵۵، صفحهٔ ۱۱۳.


خصيصه بارز خانواده کشاورز سنتى، کارکرد اقتصادى است. در خانواده کشاورز سنتى، وظيفه خانوادگى و توليد، توأماً و در کنار هم انجام مى‌گيرد و اين همان چيزى است که خانواده روستائى را از خانوادهٔ شهرى متمايز مى‌سازد. خانواده روستائى يک واحد اجتماعى کوچک توليد و مصرف است، در حالى‌که خانواده شهرى صرفاً يک واحد مصرف کننده است و کارکرد اقتصادى ندارد (۴).


(۴) . هر چند در پاره‌اى موارد خانواده شهرى به‌علت داشتن کارگاه قاليبافى و ديگر صنايع خانگى داراى کارکرد اقتصادى است، ولى اين امر بسيار به ندرت ديده مى‌شود و نمى‌توان آن را تعميم داد.


اقتصاد خانگى حاکم بر خانواده روستائى است و در انتظام روابط ميان اعضاى خانواده، تکاليف، انتظارات و مسئوليت‌هاى متقابل آنها نقش اساسى دارد. هر يک از اعضاء خانواده روستائى (مرد، زن و فرزندان) به اندازه قدرت و توانائى آنها در امور اقتصادى خانواده فعاليت دارند و به‌طور نسبى، به اندازهٔ نياز آنها از درآمد خانواده تأمين مى‌شود. اعضاء خانواده روستائى به مثابه کارکنان سازمان اقتصادى واحدى هستند که ميان آنها روابط خويشاوندى و عاطفى وجود دارد. وجود همگرائى، انسجام و عصبيت خويشاوندى در خانواده روستائى در روابط کار توليدى خانواده اثر مى‌گذارد و خانواده را از يک سازمان اقتصادى محض متمايز مى‌سازد. در نظام بزرگ مالکى هر چند کشاورز به‌طور عمده بر روى زمين نسق زراعى خود کشت و زرع مى‌کرد، اما در امر توليد، خاصه توليد زراعى، استقلال نداشت و تصميمات لازم درباره سطح زير کشت، انتخاب نوع محصول و تقسيم آن و برخى ديگر از امور توليد به‌وسيله مالک يا نماينده او اتخاذ مى‌شد و نظر کشاورز در اين زمينه تأثير قاطعى نداشت و تنها ممکن بود در پاره‌اى موارد از کشاورزان خبره نظرخواهى شود. مسئله ديگر اين بود که مالکان جدا از جامعه ده زندگى مى‌کردند و املاک وسيع خود را در اختيار عده‌اى مباشر قرار مى‌دادند و مباشران هم براى تأمين منافع شخصى از ارباب پيشى مى‌گرفتند و اغلب براى جلوگيرى از تثبيت وضع نسق زراعى، هر ساله زارعان را جابه‌جا مى‌کردند؛ گروهى را از کار برکنار مى‌کردند و گروه ديگرى را به‌کار مى‌گماشتند، به همين جهت خانواده زارع همواره در بيم و اميد و ناايمنى اجتماعى به‌سر مى‌برد. اين امر در بسيارى موارد منجر به پيدائى و رواج پديده تملق، دروغ و چاپلوسى در جامعه مى‌شده است.


در برخى از دهات که نظام بهره‌بردارى از زمين صورت جمعى داشت، کار توليد زارعى به‌وسيله گروهى مرکب از چند خانواده انجام مى‌شد. در اين قبيل روستاها چند خانوادهٔ (معمولاً ۲ تا ۸ خانواده) مشترکاً عمليات توليدى يک واحد کار زراعى را عهده‌دار مى‌شدند و تحت سرپرستى فردى که از طرف مالک تعيين مى‌شد، فعاليت مى‌کردند و همواره يک نوع قدرت نظارت کننده از بالا بر کار و زندگى خانوادهٔ روستائى حاکم بود.


در سال‌هاى اخير خانواده کشاورز در بسيارى از روستاها از توليد مشترک جمعى دست برداشته و به‌طور مجزا در واحد کار زراعى کوچک خانوادگى فعاليت دارد. اين واحد کار زراعى تحت مديريت رئيس خانواده يعنى فردى قرار دارد که هم پدر است و از اين حيث نسبت به همسر و فرزندان خود وظيفه خاصى دارد و هم اينکه مدير گروه کار توليدى است که امور بهره‌بردارى و اقتصادى خانواده زير نظر مستقيم او انجام مى‌پذيرد. از خصايص ديگر خانوادهٔ کشاورز سنتى، تنوع فعاليت‌هاى اقتصادى است. ضرب‌المثل معروف ”دهقانى چون دکان عطارى است“ در اينجا مصداق پيدا مى‌کند. يعنى همچنان که در دکان عطارى چيزهاى گوناگون مى‌توان يافت. خانواده کشاورز سنتى هم معمولاً توليدات متنوعى دارد و از هر نوع محصول به مقدار کم و به‌منظور مصرف داخلى خانواده توليد مى‌کند.