جامعه‌شناسان در بررس اشکال خانواده آن را به دو گروه خانوده هسته‌اى و خانواده گسترده تقسيم کرده‌اند و براى هر کدام ويژگى‌هائى را ذکر کرده‌اند که با ديگرى فرق دارند.


خانواده هسته‌اى به گونه‌اى از خانواده گفته مى‌شود که از زن و شوهر بدون فرزند يا از زن و شوهر و فرزندان ازدواج نکرده تشکيل شده باشد و خانواده گسترده نوعى خانواده است که علاوه بر اعضاء اصلى خانواده، زن و شوهر و فرزندان و عروس يا داماد و نوه‌ها و ساير خويشاوندان را در برگيرد. خانواده گسترده ممکن است سه نسل و يا بيشتر را شامل شود.


در ايران، اين نوع تقسيم‌بندى دوگانه در پاره‌اى از بررسى‌هاى روستائى به‌کار رفته و پژوهشگران روستائى از آن پيروى کرده‌اند.


براساس اين بررسى‌ها بزرگ‌ترين نسبت خانواده در اجتماع روستائى از نوع خانواده هسته‌اى يا زن و شوهرى است. در جامعه روستائى مشهد ۸۵ درصد خانواده‌ها از پدر و مادر و فرزندان تشکيل شده است و در ۱۵ درصد خانواده‌ها، افرادى غير از فرزندان با خانواده زن و شوهرى در يکجا زندگى مى‌کرده و به اصطلاح جامعه‌شناسان از نوع خانواده گسترده بوده‌اند (۱). پژوهش‌هاى مشابهى که در همين زمينه در پاره‌اى ديگر از مناطق روستائى ايران به‌عمل آمده است، نتايجى به شرح جدول توزيع درصد خانوادهٔ گسترده و هسته‌اى در ميان کشاورزان برخى جوامع روستائى به‌دست مى‌دهد (۲).


(۱) . بررسى اقتصادى ـ اجتماعى روستاهاى مشهد، بخش تحقيقات روستائى مؤسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعى دانشگاه تهران، سال ۱۳۴۵، صفحهٔ ۷۵.


(۲) . بررسى‌هاى اقتصادى ـ اجتماعى روستاهاى مناطق خلخال، قوچان، ايلام، گناباد، دره گز، بجنورد، سبزوار، تربت‌جام، کاشمر، بيرجند و نيشابور، بخش تحقيقات روستائى مؤسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعى دانشگاه تهران، همه به‌صورت پلى‌کپى منتشر شده است.


جدول توزيع درصد خانوادهٔ گسترده و هسته‌اى در ميان کشاورزان برخى جوامع روستائى ايران

جامعه روستائى خانواده هسته‌اى خانواده گسترده
خلخال ۵۴/۴ ۴۴/۶
قوچان ۶۵/۴ ۳۴/۶
ايلام ۷۳/۰ ۲۷/۰
گناباد ۷۷/۳ ۲۲/۸
دره گز ۷۷/۸ ۲۲/۲
بجنورد ۷۹/۲ ۲۰/۸
سبزوار ۸۱/۰ ۱۹/۰
تربت‌جام ۸۱/۷ ۱۸/۳
کاشمر ۸۶/۵ ۱۳/۵
بيرجند ۸۶/۶ ۱۳/۴
نيشابور ۸۷/۴ ۱۲/۶


در مناطق مذکور، از لحاظ ميزان خانواده‌هاى هسته‌اى و گسترده، تفاوت‌هاى کم و بيش آشکارى بين کشاورزان وجود دارد. مناطق روستائى نيشابور، بيرجند، کاشمر و مشهد از حيث نسبت خانواده هسته‌اى در سطح بالائى قرار مى‌گيرد، در مقابل مناطق روستائى خلخال، قوچان و ايلام که داراى ساختار اجتماعى قبيله‌اى ـ دهقانى است، از نظر تعداد خانواده گسترده اهميت بيشترى دارد. در سال‌هاى اخير بعضى از جامعه‌شناسان کوشيده‌اند تا تعريف و انواع دقيق‌ترى از خانواده روستائى به‌دست دهند. جمشيد بهنام براى نخستين بار از خانواده ايرانى در جوامع شهرى و روستائى طبقه‌بندى به‌عمل مى‌آورد (۳). وى در ميان گروه صاحبان زمين در جامعه روستائى ايران از دو نوع خانواده، خانواده زن و شوهرى به ظاهر مستقل و خانواده پدرى توسعه يافته و در ميان خوش‌نشينان روستائى نيز از دو نوع خانواده: خانواده زن و شوهرى مستقل و خانواده از هم گسيخته نام مى‌برد.


(۳) . بهنام، جمشيد. ساخت‌هاى خانواده و خويشاوندى در ايران. تهران، انتشارات خوارزمى، ۱۳۵۲، صفحات ۲۷ و ۳۱.


البته در ميان دو قشر اجتماعى کشاورزان و خوش‌نشينان روستائى هم خانواده زن و شوهرى مستقل و هم خانواده ناقص و از هم گسيخته به نسبت کم و بيش متفاوتى وجود دارد.


نظريه‌هاى جمشيد بهنام که در کتاب ساخت‌هاى خانواده و خويشاوندى در ايران بيان شده در بررسى‌هاى بعدى بسيار سودمند بوده است و پژوهشگران از آن پس در تحقيقات روستائى، تقسيم‌بندى‌هاى دقيق‌ترى از خانواده روستائى به‌دست داده‌اند. انواع مختلف خانواده در سه روستا فرديس ورامين (۴) سهل‌آباد قوچان (۵) و ابراهيم‌آباد کاشمر (۶).


(۴) . نيک‌خلق، على‌اکبر. واحدهاى کار زراعى و خويشاوندى در فرديس. بخش تحقيقات روستائى مؤسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعى دانشگاه تهران، ۱۳۵۲، صفحهٔ ۱۰.


(۵) . نيک‌خلق، على‌اکبر. سهل‌آباد دهکده‌اى از قوچان. بخش تحقيقات روستائى مؤسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعى دانشگاه تهران، ۱۳۵۱، صفحهٔ ۴۹.


(۶) . نيک‌خلق، على‌اکبر. ابراهيم‌آباد، دهکده‌اى از کاشمر. بخش تحقيقات روستائى مؤسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعى دانشگاه تهران، ۱۳۵۲، صفحهٔ ۵۰.


- خانواده هسته‌اى (زن و شوهرى):

خانواده هسته‌اى يا زن و شوهرى متداول‌ترين نوع خانواده روستائى است. ۵/۷۳ درصد کل خانواده‌هاى کشاورز دهکده فرديس و ۳/۷۶ خانواده‌هاى روستائى سهل‌آباد و ۱/۸۲ درصد خانواده‌هاى ابراهيم‌آباد از نوع هسته‌اى بوده‌اند.


- خانواده‌ زن و شوهرى با اضافات:

در اين نوع خانواده بر زن و شوهر و فرزندان ازدواج نکرده خويشاوندان مرد مانند، مادر، پدر، برادر، خواهر و ساير خويشاوندان و در مواردى خويشاوندان زن با اعضاء اصلى خانواده (پدر، مادر و فرزندان) در يک کانون خانوادگى زندگى مى‌کنند. در فرديس ۳/۱۶ درصد، سهل‌آباد ۲/۷ درصد و ابراهيم‌آباد ۶/۵ درصد خانواده‌ها را خانواده زن و شوهرى با اضافات يا به‌عبارت ديگر خانواده زن و شوهرى با ملحقات تشکيل داده‌اند.


- خانواده پدرى توسعه يافته:

اين نوع خانواده ترکيبى است از زن و شوهر و فرزندان ازدواج کرده، بدون نوه يا با نوه که همگى در يک واحد خانوادگى به‌سر مى‌برند و از درآمد مشترکى تأمين معاش مى‌کنند. ميزان خانواده پدرى توسعه يافته در فرديس ۶/۱ درصد، سهل‌آباد ۷/۴ درصد ولى در ابراهيم‌آباد اين نوع خانواده وجود نداشته است.


- خانواده غيرکامل يا از هم گسيخته:

در اين نوع خانواده رابطه ازدواج وجود ندارد يا يکى از زوجين غايب از خانواده است. خانواده معمولاً از مادر و فرزند يا فرزندان، پدر و فرزند يا فرزندان، خواهر و برادر و يا اينکه از دو يا چند نفر از خويشاوندان تشکيل شده و کامل نيست. ممکن است بر اثر مهاجرت مردان خانواده يا وقوع طلاق يا مرگ يکى از زوجين خانواده به‌صورت از هم پاشيده درآيد. در فرديس ورامين ۱/۴ درصد، سهل‌آباد ۴/۱ درصد و ابراهيم‌آباد ۳/۱۳ درصد خانواده‌ها از نوع خانواده از هم گسيخته يا غيرکامل تشکيل شده‌اند.


از نوع ديگر خانواده که در روستاها ديده مى‌شود، يکى خانواده پدر ـ مادرى است. اين نوع خانواده از پدر و مادر سالمند يا سالخورده تشکيل مى‌شود که فرزندان پس از ازدواج خانهٔ پدرى را ترک و در مکان ديگرى به‌طور جداگانه زندگى مى‌کنند. در دهکده سهل‌آباد قوچان ۴/۲ درصد خانواده‌ها از نوع خانواده پدر ـ مادرى بوده است. در دهکده ”حسن لنگى“ (۷). نوعى خانواده وجود دارد که داماد را هم در برمى‌گيرد؛ يعنى مرد به خانه پدرزن مى‌رود و در آنجا زندگى مى‌کند. به‌کار بردن اصطلاح ”داماد سرِخانه“ و اصطلاحات مشابه ديگر در پاره‌اى از مناطق ايران نشانگر وجود اين نوع خانواده‌ است. اين پديده در روستاى حسن لنگى تا حدودى معلول مهاجرت‌هاى مردان جوان به شيخ‌نشين‌هاى خليج‌فارس بوده است که شايد يک يا چند سال به‌طول مى‌انجامد و زنان آنها در دهکده تنها مى‌ماندند. از اين جهت صلاح مى‌ديدند که در همان خانوادهٔ پدرزن خود براى مدت کوتاهى که در دهکده بودند به‌سر برند و پس از مهاجرت زنان نزد والدين خود باقى بمانند.


(۷) . نيک‌خلق، على‌اکبر. حسن لنگى دهکده‌اى از بندرعباس. بخش تحقيقات روستائى مؤسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعى دانشگاه تهران، ۱۳۴۶، صفحهٔ ۴۵.