- عامل اقتصادى:

در پاره‌اى از مناطق روستائى و در ميان برخى از قشرهاى اجتماعى روستانشين که فعاليت‌هاى اقتصادى خانواده تنوع بيشترى دارد يا در مناطقى که اقتصاد برنج حاکم است، خانواده غالباً در امور توليدى به نيروى کار انسانى بيشترى نياز دارد، در نتيجه تعدادى خانواده از نوع گسترده است که افراد زيادى را در برمى‌گيرد و گاهى حتى چهار نسل در کنار هم و زير يک سقف زندگى مى‌کنند و از منبع درآمد مشترکى تأمين معاش مى‌کنند. مسئله قابل توجهى که در اين زمينه مطرح مى‌شود، وجود وابستگى اقتصادى است. در اين قبيل خانواده‌ها، اعضاء از نظر اقتصادى متکى به خانواده هستند و همگى زير نظر رئيس خانواده به‌منظور حفظ و توسعه بهره‌بردارى خانوادگى مشترکاً فعاليت دارند. زمين، مهم‌ترين عامل توليد، متعلق به رئيس خانواده يعنى پدر اصلى است که صاحب قدرت مى‌باشد و کار برخلاف ميل و اراده او انجام نمى‌گيرد. او تمام درآمدهاى خانواده را در اختيار دارد و تمام هزينه‌هاى زندگى خانواده را تأمين مى‌کند. زير نظر او هر کس به قدر تواناى خود کار مى‌کند و به اندازه احتياج او در حد توانائى مالى خانواده به او داده مى‌شود.


اعضاء خانواده اغلب کارکنان خانوادگى بدون مزد به‌شمار مى‌روند (در دهکده فرديس ورامين از مردان فعال خانواده ۵۳ درصد و از زنان ۱۰۰ درصد کارکنان خانوادگى بدون مزد بوده‌اند)، قدرت رئيس خانواده در پاره‌اى موارد به حدى است که فرزندان حتى اگر در خارج از خانواده کار کنند، دستمزدهاى دريافتى خود را در اختيار پدر قرار مى‌دهند و در موقع نياز به او مراجعه مى‌کنند.


در دل خانواده گسترده پسران ازدواج کرده با زن و فرزند بدون هيچگونه استقلال اقتصادى به حيات خود ادامه مى‌دهند و براساس سنت موجود از پدر اصلى خانواده فرمان مى‌برند. در پاره‌اى جوامع روستائى که امکانات اقتصادى محدود است، بر اثر ضعف کارکرد اقتصادى خانواده، رئيس خانواده نه قادر است هزينه زندگى خانواده وسيع را تأمين کند و نه به نيروى کار انسانى افراد متعهد نياز دارد. در اين قبيل اجتماعات روستائى، خانواده گسترده يا بسيار نادر است و يا اصولاً وجود ندارد و خانواده‌ها از نوع هسته‌اى کامل يا ناقص است.


- عامل فرهنگى:

کمبود و دشوارى راه‌هاى ارتباطى، دور بودن از شهرها و بالأخره انزواى فرهنگى براى پاره‌اى جوامع روستائى سبب شده است که بسيارى از ارزش‌ها و هنجارهاى اجتماعى محفوظ بماند. در اين جوامع بر اثر وجود سنت اطاعت و فرمانبردارى کهتران از مهتران و در نتيجه سازگارى روانى افراد، امکان زيست چند سال در کنار هم و زير يک سقف ميسر است. مى‌توان گفت در اين قبيل جوامع وجود خانواده گسترده با عامل فرهنگى نيز ارتباط دارد.


- عامل همگرائى:

در برخى جوامع روستائى و همچنين در ميان پاره‌اى از گروه‌هاى اجتماعى، قطع نظر از عوامل اقتصادى و فرهنگى، عامل همگرائى، عصبيت خويشاوندى و مذهبى نيز مى‌تواند در موجوديت خانواده گسترده مؤثر باشد. در ميان ترک‌ها و کردها همگرائى خويشاوندى به نسبت شديدتر از ديگر گروه‌ها است، شايد همين عامل در موجوديت خانواده گسترده و بالا بودن نسبى ميزان آن در آذربايجان و کردستان تأثير داشته باشد.


در ميان فرقه مذهبى اهل حق ميزان خانواده گسترده به نسبت بالا است و اين امر ممکن است با همگرائى و عصبيت مذهبى پيروان اين فرقه ارتباط داشته باشد. به‌طور کلى مى‌توان گفت عوامل مذکور با ضريب‌هاى متفاوتى در پا برجا بودن خانواده گسترده مؤثر هستند و ضريب تأثير آنها در مناطق مختلف روستائى و برحسب قشرهاى اجتماعى روستانشين فرق مى‌کند. گاه ممکن است اين عوامل در جهت موافق هم بوده و اثرات يکديگر را در حفظ و موجوديت خانواده گسترده تشديد کند، مثلاً در آذربايجان يا کردستان عوامل اقتصادى، فرهنگى و روانى ـ اجتماعى هر چند ضريب تأثير کم و بيش متفاوتى در پايدارى خانواده گسترده دارا هستند، لکن اثرات آنها در يک جهت بوده و مؤيد يکديگر هستند. اما مواردى نيز پيش مى‌آيد که اين عوامل اثرات يکديگر را خنثى و يا تعديل کنند. در جامعه روستائى بلوچستان ممکن است عامل اقتصادى با تأثير منفى در ساختار خانواده گسترده اثرات عوامل فرهنگى و روانى ـ اجتماعى را خنثى يا تعديل کند.


در سال‌هاى اخير تغييرات و دگرگونى‌هائى در ساختارهاى اقتصادى و اجتماعى جوامع روستائى پديد آمده است که بيش و کم در شکل خانواده و تطور آن تأثير دارد. بر اثر ضعف کارکرد اقتصادى خانواده، رئيس خانواده (پدر اصلى) ديگر قادر نيست نيازمندى‌هاى رو به تزايد زندگى و خواست‌هاى متنوع اعضاء را تأمين کند، در نتيجه سلطه خود را بر خانواده گسترده از دست مى‌دهد و فرزندان ازدواج کرده که تحت حمايت اقتصادى پدر قرار دارند، با يافتن کار در خارج از خانواده و اشتغال به فعاليت‌‌هاى اقتصادى جديد به تدريج از خانواده پدرى جدا مى‌شوند و خانواده هسته‌اى مستقل را تشکيل مى‌دهند. در پاره‌اى موارد با مرگ رئيس خانواده ميان اعضاء ناسازگارى‌هائى به‌وجود مى‌آيد که سرانجام به نابودى خانواده گسترده منجر مى‌شود.


مکانيزه شدن زراعت در برخى از روستاها نيز به نيروى کار انسانى را در امور زراعى تقليل داده و در نتيجه تعدادى از افراد فعال روستائى خانوادهٔ پدرى را ترک مى‌کنند و به شهرها روى مى‌آورند که اين امر سبب تجزيه خانوادهٔ گسترده مى‌شود. پيدايش مراکز صنعتى در شهرها و افزايش سطح دستمزدها در اين مراکز نيز در جذب جمعيت فعال روستائى، خاصه روستاهاى مجاور شهرها و بالأخره دگرگونى شکل خانواده گسترده روستائى مؤثر است. به‌علاوه گسترش سواد در روستا، گرايش به تحصيلات عالى در ميان جوانان روستائى، رشد شخصيت فردى و گسترش جهان‌بينى روستائى و پيدايش روحيه استقلال‌طلبى که از تأثيرات رسانه‌هاى همگانى و محيط‌هاى خارج از روستا ناشى مى‌شود، در دگرگونى خانواده گسترده و روند آينده خانوادهٔ روستائى به شدت مؤثر خواهد بود. بررسى‌هاى آينده در زمينه جامعه‌شناسى روستائى روستائى اين واقعيت را گواهى خواهد داد.