خصيصه اساسى مساکن روستايى

خصيصه اساسى مساکن روستائى اختلاط فضاى کار توليدى و فضاى مسکونى است. مسکن‌هاى روستائى برخلاف مسکن‌هاى شهرى تنها محل سکونت و استراحت افراد خانواده نيست؛ بلکه به اقتضاء نوع کارکرد اقتصادى خانواده، مرکز نگاهدارى و پرورش دام و طيور، توليد فرآورده‌هاى دامى، محل کارگاه صنايع دستى و نيز نگاهدارى وسايل توليد و محصولات کشاورزى است. تقسيمات داخلى ساختمان‌ها تا حد زيادى متأثر از نحوه معيشت خانواده‌ها است.


در روستاهاى شمال ايران زير پوشش ساختمان فضاى خالى به‌نام بام وجود دارد که روستائيان از آن به‌عنوان انبار جهت نگهدارى لوازم زندگى، وسايل توليد و محصولات توليدى به‌ويژه شالى (شلتوک) استفاده مى‌کنند. به‌علت بارندگى شديد و مداوم و رطوبت زياد هوا، خشک کردن شالى در فضاى باز دشوار است و ”بام“ خانه براى نگهدارى شالى محل مناسبى است و خانواده‌هاى روستائى معمولاً شالى‌ها را در بام خانه انبار مى‌کنند، تا هم از باران محفوظ بماند و هم در اثر حرارت اتاق که غالباً داراى بخار يا اجاقى است که در آن به‌منظور گرم نگهداشتن اتاق در موقع ضرورى و پخت و پز آتش مى‌افروزند به‌تدريج خشک مى‌شود و نمى‌پوسد. همچنين در بام برخى طويله‌ها، کاه، علوفه و خوراک دام‌ها و چهارپايان را نگهدارى مى‌کنند و در برخى از خانه‌هاى قديمى زير اتاق نشيمن طويله‌اى وجود دارد که دام‌ها و چهارپايان به هنگام زمستان در آنجا نگاهدارى مى‌شوند تا از سرما محفوظ بمانند. در گذشته به‌علت وجود ناامنى‌هائى که در روستاها وجود داشت، با نگاهدارى دام‌ها و چهارپايان در اين محل از دستبرد محفوظ مى‌ماندند (۱).


(۱) . شرکت سهامى زراعى سمسکنده (سارى). بخش تحقيقات روستائى مؤسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعى دانشگاه تهران، ۱۳۵۰، صفحهٔ ۳۳.


امروز خانواده‌هاى مرفه روستائى که اغلب داراى خودروهاى شخصى هستند از فضاى خالى زير اتاق‌ها به‌عنوان پارکينگ هم استفاده مى‌کنند که در عين حال جاى امنى براى نگهدارى وسايل نقليه مى‌باشد. در منطقه گيلان نيز به‌علت رطوبت زمين کف اتاق با سطح زمين فاصله دارد و اين فاصله برحسب وضع و ميزان رطوبت خاک فرق مى‌کند. جائى که رطوبت زياد است فاصله کف اتاق تا زمين به حدود ۵/۲ متر مى‌رسد و از فضاى خالى زير ساختمان مانند ديگر نقاط شمال ايران، به‌عنوان طويله براى نگهدارى دام‌ها و چهارپايان يا به‌منظور نگهدارى مرغ‌هاى خانگى يا به‌منظور پخت و پز استفاده مى‌شود.


در ”آفتابدر“ دهکده‌اى از قزوين خانه‌هاى روستائيان معمولاً دو طبقه است، طبقه پائين انبار و طويله و طبقه بالا براى نشستن مى‌باشد (۲). در دهکده سهل‌آباد قوچان (۳) از آنجا که الگوى اصلى معيشت مردم بر زراعت و نگاهدارى و پرورش دام است. معمولاً واحدهاى مسکونى از يک يا دو اتاق نشيمن، طويله، آغل و انبار يا کاهدان و انبار گندم تشکيل شده است که در مجاورت و نزديک يکديگر بعضى به رديف و برخى به‌دنبال هم قرار دارند. در واحدهاى مسکونى دامدارها، اتاق مسکونى و آغل گوسفند به هم راه دارد و ميان آنها تفاوت چندانى مشاهده نمى‌شود. دام‌ها ابتدا وارد اتاق نشيمن مى‌شوند، از آن مى‌گذرند و سپس به جايگاه خود که در انتهاى اتاق نشيمن واقع است، مى‌رسند. دامدارها اغلب به هنگام زمستان، بره‌ها، بزغاله‌ها و گوساله‌ها را براى محافظت از سرما نزد خود نگاه مى‌دارند و شب را در کنار آنها به‌سر مى‌برند و از آنها پرستارى مى‌کنند. کوتاهى سقف اتاق، فقدان پوشش کف اتاق (فرش) اختلاط زندگى انسان و دام، نبودن وسايل تزئينى در اتاق و به‌طور کلى سادگى زندگى براى اين خانواده‌ها که ديرزمانى از اقامت آنان در ده نمى‌گذرد، از آثار باز مانده زندگى ايلياتى و گله‌دارى است.


(۲) . حسينى، سيدرضا. بررسى اقتصادى ـ اجتماعى روستاى آفتابدر قزوين رساله ليسانس ۱۳۳۵، صفحهٔ ۲۹.


(۳) . سهل‌آباد قوچان بخش تحقيقات روستائى، مؤسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعى دانشگاه تهران، ۱۳۵۲، صفحهٔ ۲۹.


در بيشتر خانه‌هاى قديمى روستائى، اتاق‌ها پنجره ندارد، اغلب تنگ، مرطوب و فاقد نور کافى است و از لحاظ بهداشتى براى سکونت و زيست انسان مناسب نيست.


در ”سهل‌آباد“ خانه‌هاى درون قلعه سقفى کوتاه و فضائى تنگ و محدود دارند و عموماً کم نور و فاقد هر نوع تجهيزات داخلى هستند. هر اتاق داراى يک در است که به حياط عمومى باز مى‌شود (۴). بررسى وضع مسکن در دهکده ”ابراهيم آباد“ کاشمر نشان مى‌دهد که بيشتر خانه‌ها فاقد پنجره است و نور آن تنها از يکى دو در که رو به حياط باز مى‌شود، تأمين مى‌گردد. حياط بدون درخت و داراى فضائى محدود است. طويله و آغل در درون حياط کنار هم قرار دارند. در برخى از خانه‌ها طويله به اتاق نشيمن متصل است، ولى درى که دام‌ها از آن رفت و آمد مى‌کنند، در بيرون حياط واقع است. در برخى موارد ديده شده است، خانواده‌هائى که فعاليت دامپرورى دارند، حياط آنها از مدفوع حيوانات انباشته شده است و هر بار که طويله را پاک مى‌کنند، فضولات آن را به داخل حياط مى‌ريزند تا در موقع لزوم به‌صورت کود حيوانى به زمين زراعى حمل کنند. بيشتر مواقع سال را دام‌ها در حياط خانه مى‌گذرانند. در حياط برخى خانه‌ها گودالى وجود دارد که آن را پر از آب مى‌کنند و به ‌دام‌ها که از چرا باز مى‌گردند، آب مى‌دهند. بنابراين مى‌توان گفت که در جامعه روستائى وضع مسکن تا حد زيادى متأثر از کارکرد اقتصادى خانواده‌ها است و از فضاى مسکونى نه فقط به‌منظور سکونت و استراحت استفاده مى‌شود، بلکه مهم‌تر از آن فضاى توليد خانگى است و بسيارى از فعاليت‌هاى اقتصادى خانواده در محيط خانه انجام مى‌شود.


(۴) . سهل‌آباد قوچان بخش تحقيقات روستائى، مؤسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعى دانشگاه تهران، ۱۳۵۲، صفحهٔ ۳۰.

نوسازی سالن و تأثیر آن بر شکل سکونت و خانوارهای روستایی

در سال‌هاى اخير تغييرات و دگرگونى‌هاى زيادى در وضع مسکن‌هاى روستائى پديد آمده است. بر اثر بهبود نسبى وضع اقتصادى خانواده‌ها در نتيجه افزايش قيمت محصولات کشاورزى و نيز به‌دست آوردن درآمدهاى غيرکشاورزى، کم و بيش نوسازى در روستا آغاز گرديد و گروه‌هاى زياد از خانواده‌هاى روستائى در واحدهاى مسکونى خود تغييراتى ايجاد کرده‌اند. بعد از انقلاب بر اثر توجه روستائى به وضع سکونت خود، کمبود مسکن چه از نظر کيفى و چه از لحاظ کمى در روستا احساس شد و خانواده‌هاى روستائى به احداث خانه‌هاى جديد اقدام کرد‌اند يا اينکه در مجاور خانه‌هاى قديمى يک يا چند اتاق ديگر ساخته‌اند. وجود خانه‌هاى نوساز آجرى با پوشش ورقه‌هاى آهن سفيد، آسفالت يا موزائيک در کنار اتاق‌هاى گلى و جگن پوش و کاهگلى و نيز احداث خانه‌هاى ويلائى به سبک خانه‌هاى شهرى نمونه‌اى از تغييرات است.


در دهکده سهل‌آباد قوچان قلعهٔ ده ريخت خود را به کلى از دست داده و تعداد زيادى خانه نوساز در بيرون قلعه و متصل به آن احداث شده است.


خانه‌هاى نوساز بعضى به سبک قديم و با سقف ضربى ساخته شده است. اين خانه‌ها از لحاظ نوع مصالح ساختمانى با خانه‌هاى قلعه چنان تفاوتى ندارند، تنها تغييرى که در آنها روى داده اين است که در ساختن آن پاره‌اى اصول بهداشتى رعايت شده است. سقف اتاق‌ها بلندتر است و حجم بيشترى دارد و با احداث پنجره از نور کافى برخوردار است. تعدادى خانه به سبک جديد ساخته شده که سقف آنها مسطح است. هر اتاق داراى يک يا دو پنجره و کاملاً آفتاب‌گير است و از لحاظ تجهيزات داخلى نيز تغييراتى در آن داده شده و تقريباً به سبک نيمه شهرى در آمده است. نظير اين نوع تغييرات در پاره‌اى ديگر از روستاهاى ايران نيز مشاهده شده است.


در ابراهيم‌آباد کاشمر (نيک‌خلق، على اکبر. ابراهيم‌آباد دهکده‌اى از کاشمر. ۱۳۵۲، صفحهٔ ۴۲) نيز تعدادى چند از واحدهاى مسکونى نوساز است و برخى از خانواده‌ها نيز تغييراتى نيمه اساسى در وضع مسکن خود به‌وجود آورده‌اند. بعضى اتاق‌ها را گچ‌کارى کرده و پنجره‌هائى به‌منظور کسب نور و روشنائى در آن تعبيه کرده‌اند. در پاره‌اى از روستاها خانواده‌ها اقداماتى در جهت بهداشت مسکن خود به‌عمل آورده‌اند. طويله و آغل را به‌علت مخاطراتى که از لحاظ بهداشتى براى خانواده در برداشت، دور از اتاق نشيمن و در گوشه‌اى از محوطه خانه بنا کرده‌اند. در روستاهاى مناطق شمالى ايران، به‌علت رطوبت محيط کانال‌هائى به‌نام ”گربه رو“ زير اتاق‌ها کشيده‌اند تا با جريان هوا از رطوبت کف اتاق جلوگيرى شود. در پاره‌اى از خانه‌ها کف اتاق ۲ تا ۵/۲ متر با زمين فاصله دارد و زير اتاق ديوار آجرى با سقف ضربى احداث مى‌شود و از فضائى که بدين‌ترتيب به‌وجود مى‌آيد. به‌منظور نگاهدارى وسايل و ابزار کار، محصولات زراعى استفاده مى‌کنند. در آن دسته از خانواده‌هاى قشر مرفه روستائى که داراى خودروهاى شخصى هستند، از اين فضا به‌عنوان پارکينگ استفاده مى‌کنند (۱).


(۱) . بررسى نتايج اصلاحات ارضى در هفت منطقه روستائى ايران. بخش تحقيقات روستائى، مؤسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعى، ۱۳۴۸، صفحهٔ ۸۹.


بناهاى نوساخته روستائى هر چند شکل ساده دارند و تکنيک ساختمانى آن ضعيف و ابتدائى است ولى ظاهراً چنين مى‌نمايد که در ساختن آنها از سبک بناهاى شهرى تقليد شده است. مى‌توان گفت که در نتيجه آمد و رفت بيشتر روستائيان به شهر در سال‌هاى اخير و مشاهده مسکن‌هاى شهرى، تحت‌تأثير آن قرار گرفته‌اند و با توجه به اين نکته که اصولاً شهرنشينى براى روستائى داراى نوعى ارزش اجتماعى است، بسيارى از خانواده‌ها، خاصه خانواده‌هاى به نسبت مرفه روستائى، سعى کرده‌اند خانه‌هاى خود را به گونه خانه‌هاى شهرى بنا کنند و بدين طريق براى خود در جامعه حيثيت و اعتبار اجتماعى کسب کنند. تغييراتى که در نحوهٔ تفکر روستائى حاصل شده نيز به نوبهٔ خود در تغيير وضع مسکن تأثير داشته است. انتخاب محل مناسب براى احداث ساختمان جديد، تغيير محل مستراح و بهداشتى کردن آن و تغييرات ديگرى که در زمينهٔ مسکن‌هاى روستائى به‌وجود آمده، مبين آن است که با افزايش سطح درآمد خانواده‌هاى روستائى و تغييرات فکرى در روستانشينان، نوعى روحيه رفاه‌جوئى و توجه به سلامت خود و مسکن بهتر در آنان پديد آمده است و اين امر در فرآيند زندگى آينده و شکل سکونت خانواده‌هاى روستائى مؤثر خواهد بود.