دوستى‌هائى که به‌دليل همسايگى به‌وجود آمده‌اند بين زنان به نسبت قابل ملاحظه‌اى بيش از مردان است. اين امر بستگى به تأثير عوامل اجتماعى، فرهنگى دارد. نسبت قابل توجهى از زنان که شغلى در خارج از خانه ندارند به‌علت فراغت وقت زيادى را در منزل خود مى‌گذارنند و به مؤسسات عمومى محله به فراوانى رفت و آمد دارند. وجود اوقات فراغت و تماس‌هاى پى در پى موجب مى‌شود که افراد يک کوچه با يکديگر معاشرت کنند و همين در ايجاد دوستى بين آنها مؤثر است.


- نقش محيط اجتماعى:

در شهر کرافتون دوستى‌هاى درون شهرى فراوان‌تر از هيلتون ملاحظه مى‌شود از افراد سؤال شده است که چه مدت وقت خود را با دوستان خود مى‌گذرانند.


ملاحظه شده است که کرافتون واجد خصوصيات اجتماع‌گرائى بيشتر و حالت زنده‌ترى (۵۴%) از هيلتون (۴۵%) است. اين امر بستگى به اين واقعيت دارد که کرافتون تا شهر مرکزى فاصلهٔ بيشترى دارد و نيز به‌علت کوچک بودن محيط، ارتباط افراد با يکديگر بيشتر بوده و بر اثر فراغت بيشتر روابط و دسترسى زيادترى با همديگر دارند.


- تأثير موقعيت شغلى اشخاص:

اگر مشاغل اين شهرک را به سه طبقه تقسيم کنيم نسبت دوستى‌ها در مشاغل مختلف به قرار زير است.


نسبت درصد دوستى‌ها مستخدمين دولت کارگران حرفه‌اى کارگران روزمزد و کارهاى دستى
دوستى‌ در مسکن‌هاى مجاور و بى‌فاصله ۲۹ ۵۴ ۶۱
دوستى‌ها در ساير
نقاط شهر
۵۱ ۴۶ ۳۹


تفسير اين جدول بسيار حساس است زيرا تأثير دو عامل مختلف را مى‌توان در نظر گرفت.


عامل اول: الگوهاى عمومى و کلى؛ معمولاً طبقات متوسط که مستخدمين دولت اعضاء آن را تشکيل مى‌دهند روحيهٔ همسايگى کمترى ظاهر مى‌سازند و از معاشرت‌ها خوددارى مى‌کنند. اين گرايش را محققان ديگر به‌نام ليند (Lynd, R.S and , H.M) نيز در مطالعهٔ خود در ميدلتون (Middletown 1929, Middletown Transition, 1937) ملاحظه کرده بودند.


عامل دوم: جنبهٔ محلى دارد؛ هدف مستخدمين دولتى که در کرافتون ساکن هستند اين نيست که با همسايه‌هاى خود معاشرت نداشته باشند بلکه بيشتر هدف آنها اين است که با کارگران ساکن کوى کمتر معاشرت کنند يعنى سعى دارند با اشخاص هم صنف و هم طبقهٔ خود بيشتر رفت و آمد کنند. و چون تعداد اين دسته چندان در آنجا زياد نيست در جستجوى اين گروه به نقاط ديگر شهر مى‌روند اين امر مسلماً به تأثير دوستيابى بين همهٔ صنفان مربوط مى‌شود.