اين جامعه‌شناسى يک کوى دانشگاه را که بسيار متجانس و همگن است مورد بررسى قرار داده است (دانشجويان ساکن کوى اکثر از جنگ برگشته ـ متأهل ـ داراى چند طفل سطح اقتصادى و اجتماعى همسان، منشأ قومى و منطقه‌اى مشترک و در سنين مشابه بوده‌اند). واحد منتخب در کوى دانشگاه ۲۵ ساختمان دو آپارتمانى بوده است که جمعاً ۵۰ خانواده در آن ساکن بوده‌اند.


کاپلو از هر يک از خانواده سؤال مى‌کند که در واحد مسکونى خود با چه کسانى در ارتباط است و شدت روابط در هر مورد چه اندازه است (درجه‌بندى روابط همسايگى که ما آن را ”ضريب همسايگي“ خوانده‌ايم، از صفر تا ۶ در نظر گرفته شده است). ساخت مکانى مسکن‌ها به شکل زير بوده است تنها معابر شمالى جنوبى براى رفت و آمد در نظر گرفته شده بود (از N به‌طرف S) و فواصل شرقى ـ غربى ساختمان‌ها دائماً مسدود بوده است (زيرا همواره گل و برف و وسايل زائد خانواده‌ها و ساير مواد در آن انباشته مى‌شد).



- روابط اجتماعى:

ضريب همبستگى بين همسايه‌ها که در يک معبر (بين N و S) قرار گرفته‌اند بسيار بالا و قابل ملاحظه است، خانواده‌اى که آپارتمان آنها به يک معبر باز مى‌شود هميشه با هم در ارتباط هستند. اگر منظماً روابط همسايگى بين ساکنين مجاور يک گذرگاه را با روابط کسانى که در دو گذرگاه مجاور ساکن هستند مقايسه کنيم خواهيم ديد که ”ضريب همسايگي“ (Festinger) در جهت عکس ”فاصلهٔ عملي“ تغيير مى‌کند. جدول زير همبستگى بين همسايه‌هاى دور و نزديک را نشان مى‌دهد.

جدول همبستگى ساکنين

همبستگى ساکنين تغييرات فراوان ضريب متوسط
صفر تا ۹/۱ ۲ تا ۹/۲ ۳ تا ۶
در يک کوچه ۶ ۱۴ ۳۰
در کوچه‌هاى همسايه ۳۵ ۱۰ ۵


اين نتايج آمارى نشان مى‌دهد که قدرت مجاورت در روابط همسايگى بسيار زياد است.