مى‌توان کاملاً پيش‌بينى کرد که طرز استقرار انسان در مکانى که زندگى مى‌کند (اين مسئله در مورد محلى که انسان کار مى‌کند نيز صادق است) در ماهيت و نوع روابط اجتماعى که افراد با يکديگر برقرار مى‌نمايند منعکس مى‌شود. معمولاً نزديکى مکانى ميان افراد يا (مجاورت) با توجه به استفاده از تسهيلات موجوده براى برقرارى روابط صميمانه و منظم با آنها (نوع همسايگى) از يکديگر متمايز و مشخص مى‌گردد. بديهى است که مجاورت مکانى همواره منجر به همسايگى و آشنائى نمى‌شود.


نزديکى مکانى خود ممکن است بر دو نوع باشد:


۱. نزديکى يا فاصلهٔ ”فيزيکى“ يا اندازهٔ دورى و نزديکى که با متر سنجيده مى‌شود.


۲. نزديکى يا فاصلهٔ ”عملى“ که با توجه به ميزان دسترسى از نقطه‌اى به نقطهٔ ديگر اندازه‌گيرى مى‌شود و اين دسترسى نتيجهٔ وضع قرار گرفتن هر يک از دو نقطه در شبکهٔ راه‌هاى ارتباطى و همچنين موانع مختلفى است که آن دو نقطه را از يکديگر جدا مى‌کنند. مسلم است که فاصلهٔ نوع دوم در روابط اجتماعى عامل تعيين کننده محسوب مى‌شود. مسلم است که فاصله سهولت ارتباطات و تماس يا برخورد تغيير مى‌کند. در هر حال طرح معماران است که موجب فواصل دور و نزديک (فاصلهٔ فيزيکى يا عملى) بين ساکنين است. به اين ترتيب مى‌توان ادعا کرد که معماران و شهرسازان حقيقتاً ايجاد کنندهٔ روابط انسان‌ها هستند.


در تأثير مجاورت مکانى در روابط اجتماعى بررسى‌هاى متفاوتى به‌عمل آمده است که از همه مهم‌تر و جالب‌تر مطالعاتى است که در ممالک متحده و در فرانسه انجام گرفته است. بررسى‌هاى که در آمريکا انجام شده نسبتاً عميق است و حتى شکل تجربهٔ عملى به خود گرفته است ليکن در فرانسه که از عمر اين بررسى‌ها مدت زيادى نمى‌گذرد بيشتر جنبهٔ مشاهده ناقص دارد که تنها مى‌تواند الهام‌بخش بررسى‌هاى بعدى قرار گيرد. معهذا اگر اين پژوهش‌ها بخواهد با معنى باشد بايستى کوشش شود که تأثيرات مجاورت مکانى از تأثير يک متغير ديگر که همواره با آن همراه و همگام است يعنى منزلت اجتماعي (۱) اشخاص يا خانواده‌هائى که مورد بررسى قرار مى‌گيرند، کاملاً جدا و مجزا گردد (در اين مورد سطح زندگى و تعلق نژادى و قومى و حتى شغل تأثير زيادى دارد).


(۱) . منزلت اجتماعى به‌جاى اصطلاح جامعه‌شناس Social Statues به‌کار رفته است و گاه نيز برحسب موارد مختلف، شأن اجتماعى يا پايگاه اجتماعى به‌جاى همين اصطلاح به‌کار رفته است.


مثلاً مى‌دانيم اشخاص که از نظر اقتصادى هم‌تراز هستند کوشش دارند در يک محله جمع شوند و حتى در يک کوى يا در يک ساختمان چند آپارتمانى سکنى گزينند و اين امر به‌دلايل مختلف از قبيل مال‌الاجاره، وحدت سبک زندگى و احتياجات مشترک آنها است براى اينکه سهم تأثير هر يک از دو عامل مجاورت و همسانى آنها، اجتماعى را که بر روابط اجتماعى حاکم هستند از يکديگر جدا شوند الزاماً به يکى از دو روش زير متوسل مى‌شوند:


- روش اول: سعى مى‌شود اجتماعاتى که افراد آن از نظر منزلت و شأن اجتماعى هر چه بيشتر همگن و همسان باشند و خانواده‌ها بدون اينکه از پيش يکديگر را بشناسند در آنجا مستقر شده باشند در نظر بگيرند به اين ترتيب تأثير مجاورت مکانى در مورد افراد همه آنها به آسانى مورد بررسى قرار مى‌گيرد.


- روش دوم: اجتماعاتى را که بالنسبه ناهمگن هستند (مانند کارگر و مستخدم يا سياه و سفيد... انتخاب مى‌کنند و مى‌خواهند بدانند با در نظر گرفتن فواصل مساوى به چه نحوى روابط همسايگى برحسب شأن اجتماعى تغيير مى‌کند.


در اين روش سؤالات مختلفى قابل طرح است مثلاً آيا مجاورت و سهولت دسترسى ساکنان يک آپارتمان به يکديگر عدم تشابه منزلت اجتماعى آنان را بى‌اثر و خنثى مى‌کند و آنها را همسان مى‌نمايد يا خير؟ آيا مستخدمين يا کارگران در يک محل زندگى مى‌کنند بدون توجه به مجاورت مکانى و سهولت دسترسى به يکديگر دوستان خود را از ميان همسان خويش انتخاب مى‌کنند يا خير؟ يا به‌عکس آيا فقط همسايه بودن موجب برقرارى روابط بين افرادى که داراى منزلت‌هاى متفاوتى هستند مى‌شود (حالت شهرهاى دو نژادى) با طرح اين سؤالات و با توجه به روش‌‌هاى ذکر شده و طرح‌هاى مورد نظر مى‌توان تأثير مجاورت مکانى را مورد مطالعه قرار داد.