- دورنما:

اولين مطالعات شهرى را مى‌توان محصول کار جغرافيدانان مسلمان دانست. در آثارى که جغرافيدانان و سفرنامه‌نويسان در قرون ميانه نوشته‌اند اطلاعات ملاحظه‌اى در مورد ويژگى‌هاى شهرى ايرانى در دوره‌هاى تاريخى گذشته به‌دست مى‌آيد. از اين آثار اطلاعاتى در باب شهرهاى ايرانى پيش از اسلام نيز مى‌توان دريافت. از ميان اين کتاب‌ها مى‌توان از معجم‌البلدان، ياقوت حموى، سفرنامهٔ ناصرخسرو، صورةالارض ابن حوقل، فارسنامهٔ ابن‌بلخى، مختصرالبلدان ابن فقيه، جغرافياى حافظ ابرو، و بسيارى آثار و کتاب‌هاى تاريخى و جغرافيائى ديگر نام برد. اين آثار در دوران اخير به‌عنوان منابعى براى تحقيقات جغرافياى تاريخى (يا تاريخ جغرافيائى) مورد استفاده قرار گرفته‌اند و آثارى پديد آمده است که مسابقه و گذشتهٔ شهرهاى (اکثراً بسيار کهن) ايران در اختيار خواننده قرار مى‌دهد.


در سفرنامه‌هاى جهانگردان خارجى (عمدتاً اروپائى) نيز در قرون جديدتر اطلاعاتى در مورد شهرها و مناطق ايران وجود دارد. در اين نوع مطالعات هم به‌خصوصيات فرهنگى، اجتماعى و اقتصادى توجه شده و هم به عناصر برجسته ساختمانى و کالبدى شهرها از قبيل ساختمان‌هاى شاخص، ويژگى‌هاى معابر، سبک معمارى، شبکه‌هاى آمد و شد و غيره.


در دورهٔ معاصر در اواخر زمامدارى رضا شاه مطالعات شهرى به‌ معناى شناخت و طراحى براى شهرها براى اولين بار پديدار مى‌شود. اين مطالعات ديگر فقط مطالعات جغرافيائى نبوده بلکه جنبهٔ شهرسازى و برنامه‌ريزى شهرى داشتند. هدف مناسب کردن شهرها براى زندگى جديد و به‌ويژه تعريض معابر و تبديل کوچه‌هاى تنگ و پيچ در پيچ به خيابان‌هاى پهن و راست به‌منظور امکان‌پذير ساختن عبور اتومبيل بود:


تهيهٔ اين نوع طرح‌هاى شهرى به‌صورت سيستماتيک توسط فرانسويان، ايتاليائى‌ها و آلمانى‌ها در ايران شروع شد. در اين مطالعات توجه به سيماى شهرها و معمارى بود و هنوز حساسيتى نسبت به شيوهٔ زندگى و جنبه‌هاى اقتصادى و اجتماعى و فرهنگى وجود نداشت. يکى از اولين کسانى که بر تهيهٔ اين طرح‌ها براى شهرهاى ايران پرداخت، آندره گدار فرانسوى بود. گدار به مطالعهٔ معمارى يزد و کاشان پرداخت و هم او بود که عمدهٔ موزه‌هاى ايران و دانشکدهٔ هنرهاى زيبا را بنيان گذاشت.


نتيجهٔ اين اقدامات در اغلب موارد تخريب بافت سنتى شهرها و ساختن خيابان‌هاى راست و موازى و فلکه‌هاى مشابه بود. به جزء برخى شهرها در اکثر موارد تأثير تخريبى و منفى اين طرح‌ها با از ميان بردن منطقه نهفته در درون بافت سنتى و جايگزين نکردن نوعى منطق جديد، بيشتر از تأثير مثبت آن بود. به هر حال پيوند ميان گذشته و حال نه به ‌درستى درک مى‌شد و نه منظور نظر بود، مثل بيشتر اقدامات آن دوره تجديدطلبى توأم با شيفتگى و تمايل هرچه سريع‌تر شبه غريبان شدن مانع از تفکر و خلاقيت عميق در زمينهٔ نوکردن شهرهاى سنتى ايرانى بود و احتمالاً درک و بينش پيوند دادن ميان سنت و تجدد هم در آن دوران موجود نبود.


گسترش شهرنشينى به ميزانى که تا آن زمان بى‌سابقه بود در اواخر دههٔ بيست به‌کار تهيهٔ طرح‌هاى جامع شهرى سرعت بخشيد. اولين شهرهائى که با مساعى مهندسين خارجى با يا بى‌مشارکت ايرانيان داراى طرح جامع شدند تهران و شيراز بودند. بعدها تهيهٔ اين طرح‌ها دامنهٔ وسيعى پيدا کرد و کم‌کم شهرهاى بيشترى را دربر گرفت به‌طورى که در سال ۱۳۶۸، نود شهر ايران داراى طرح جامع بوده و چهل طرح جامع در حال تهيه بود و تهيهٔ ۷۰ طرح جامع در طى برنامهٔ پنج سالهٔ اول پيش‌بينى شده بود. در همين سال از ۴۹۶ شهر ايران، ۲۸۵ شهر داراى طرح هادى بوده به‌علاوه پنجاه طرح هادى براى پنجاه شهر ديگر در دست تهيه بود و تهيهٔ ۶۰ طرح هادى ديگر در برنامهٔ پنج سالهٔ جمهورى اسلامى ايران پيش‌بينى شده بود. در مجموع مى‌توان گفت هم‌اکنون از اين بابت ما داراى سابقهٔ کافى و مناسبى هستيم. طرح‌هاى جامع و هادى تنها طرح‌هائى نيستند که در مورد شهرهاى ايران تهيه شده باشند. انواع ديگر طرح‌هاى شهرى مثل طرح‌هاى تفصيلى و طرح‌هاى توسعه و عمران مناطق و بسيارى مطالعات شهرسازى و برنامه‌ريزى ديگر در مورد مسائل مشخص تهيه شده و مى‌شوند. در آغاز اين طرح‌ها عمدتاً بر مسائل کالبدى تأکيد داشتند اما به سرعت مطالعات اقتصادى ـ اجتماعى راه خود را در انواع طرح‌ها باز کردند به نحوى که هم‌اکنون طرح‌هاى شهرى و مطالعات ديگر برنامه‌ريزى شهرى و يا حتى منطقه‌اى از منابع بسيار مهم اطلاعات دربارهٔ اقتصاد و اجتماع شهرهاى ايران مى‌باشند.


علاوه بر مطالعات شهرسازى و برنامه‌ريزى شهرى و تتبعّات جغرافيائى و تاريخى جامعه‌شناسان نيز به‌تدريج به مطالعهٔ شهرها علاقمند شدند و به پژوهش در زمينهٔ مسائل شهرى پرداختند. يکى از مراکز مهم تحقيق در مورد خصوصيات اقتصادى ـ اجتماعى شهرهاى ايران مؤسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعى دانشگاه تهران و در مرتبهٔ بعد مؤسسه مطالعات اجتماعى و اقتصادى دانشگاه تبريز، مرکز جمعيت‌شناسى دانشگاه شيراز و ساير دانشگاه‌هاى بزرگ مى‌باشد. بخش مطالعات شهرى مؤسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعى دانشگاه تهران در سال‌هاى ۴۰ دورهٔ پربارى را از نظر مطالعات شهرى گذراند و محصولات بالنسبه قابل توجهى ارائه داد. در دههٔ پنجاه اين روند به خوبى دههٔ چهل ادامه نيافت و بعد از انقلاب متأسفانه با افول بيشترى روبه‌رو شد به‌طورى که در دورهٔ بعد از انقلاب تاکنون فقط ۵ مطالعه در مورد مسائل شهرى در ميان صورت فعاليت اين مؤسسه مى‌توان يافت. اگر فعاليت اين مؤسسه با همان قوت سال‌هاى ۴۰ ادامه مى‌يافت مى‌توانستيم اميدوار باشيم که به‌تدريج مطالعات جامعه‌شناسى شهرى از صورت مطالعات توصيفى و کلى به مطالعات دقيق روشمند در مورد مسائل مشخص شهرى تحول يابد اما متأسفانه اين چنين چيزى به وقوع پيوست و هم‌اکنون به هيچ‌وجه ما از سال‌هاى ۴۰ جلوتر نيستيم و حتى مى‌توانيم بگوئيم عقب‌‌تر هستيم. على‌رغم اهميت اين مطالعات با توجه پائين بودن سطح مطالعات شهرى در ايران متأسفانه بايد گفت که هنوز مطالعات جامعه‌شناسى شهرى ما را حالت توصيفى و سطحى به مرحلهٔ مطالعات مشخص با مفاهيم دقيق و متکى بر چارچوب‌هاى نظرى معين، تطور نيافته است.


معدودى مطالعات مربوط به مسائل شهرى در دانشکده‌ها و مؤسسات تحقيقات اقتصادى نيز انجام شده است. اما تعداد اين مطالعات در مقايسه با آنچه که توسط مهندسين مشاوره و دانشکده‌هاى معمارى و دانشکده‌هاى علوم اجتماعى و مؤسسات تحقيقاتى و دپارتمان‌هاى جغرافيا انجام شده بسيار ناچيز بوده است. مى‌توان گفت در زمينهٔ اقتصاد شهرى حتى از جامعه‌شناسى شهرى هم عقب‌تر هستيم.


سازمان برنامه و بودجه و وزارت مسکن و شهرسازى و اخيراً بنياد مسکن انقلاب اسلامى نيز از مؤسسات دولتى بوده‌اند که در مطالعات شهرى نقشى داشته‌اند. از اين ميان نقش سازمان برنامه و بودجه متنوع‌تر بوده، وزرات مسکن با مهندسين مشاور خصوصى که طرح‌هاى جامع و ساير طرح‌هاى شهرى را تهيه مى‌کرده‌اند کار مى‌کرده و بنياد مسکن نيز اخيراً وارد عرصهٔ فعاليت تهيهٔ طرح‌هاى هادى براى شهرهاى کوچک فعلى و يا آينده شده است. اخيراً مرکز مطالعات شهرسازى و معمارى در وزارت مسکن و شهرسازى به‌وجود آمده و مطالعه و طراحى در مورد مسائل شهرى و منطقه‌اى را آغاز کرده است يکى از مسائل مورد توجه وزارت مسکن مطالعه و طراحى شهرهاى جديد مى‌باشد که خود فصل جديدى در مطالعات شهرسازى و برنامه‌ريزى شهرى گشوده است.


در طرح‌هاى جامع منطقه‌اى و مطالعات آمايش سرزمين نيز به مسائل شهرى در حد اهميت آنها توجه شده است اکثر مطالعات منطقه‌اى بخشى به‌نام جامعهٔ شهرى داشته‌اند و در طرح آمايش سرزمين اسلامى ايران هم در سطح کلان به جامعهٔ شهرى پرداخته شده و هم در چارچوب‌هاى نظرى توسعه که براى ۲۵ استان کشور فراهم آمده نيز در هر استان جداگانه به مسائل شهرى اشاره‌اى شده است.


از ميان مؤسسات خصوصى گذشته از مهندسين مشاور متعدد که در واقع پديدآورندگان عمدهٔ طرح‌هاى شهرى بوده‌اند. نام يک مؤسسه خصوصى به‌نام گروه مطالعات شهرى و منطقه‌اى قابل ذکر است که در طى سال‌هاى اول انقلاب چندين کتاب باارزش در باب مسائل نظرى شهرنشينى و مسائل مربوط به شهرنشينى در ايران منتشر کرده است.


گروهى ديگر از مطالعاتى که به نحوى به مسائل شهرهاى ايران پرداخته‌اند و بيشتر به جنبه‌هاى فرهنگى و مردم‌شناسى نواحى و شهرهاى مختلف ايران علاقه نشان داده‌اند و به رسوم و آداب، معمارى شهرها، و آثار و ابنيهٔ تاريخى به‌وجود در آنها، لهجه، زبان، هنرهاى دستى مترها پرداخته‌اند. وزارت فرهنگ و هنر سابق وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى (فعلى) مؤسسه مردم‌شناسى و مؤلفين منفرد از به‌وجودآورندگان اين آثار بوده‌اند و سازما‌ن‌هاى جلب سياحان سابق (مراکز ايرانگردى فعلى) نيز در اين زمينه نقشى داشته‌اند.