در هر محيط تأسيساتى چند وجود دارد که محل‌هاى کم و بيش رضايت‌بخش را براى پاسخ‌ها به نيازهاى فوق‌الذکر تشکيل مى‌دهند در اين زمينه مى‌توان مخصوصاً از مکان‌هاى ورزشي، ميادين، سينماها، سالن‌هاى نمايشى و ترياها و امثال آن نام برد که همگى درصدد جلب منابع مادى خويش هستند. همچنين از انجمن‌ها و مجامع ورزشى و فرهنگى و ادبى يا مجامعى که داراى چند هدف است مى‌توان ياد کرد. در محله‌هاى حومهٔ شهرهاى بزرگ و در شهرهاى کوچک از اين کمبودها و نقايص فراوانى مشاهده مى‌شود. به همين دليل است که شهرهاى مرکزى کشش زيادى نسبت به حومه و اطراف خود دارند و مخصوصاً جوانا سعى دارند فراغت خود را از ميان تفريحات مختلف و تنوع شهر مرکزى برگزينند ليکن اين روش نيز رضايت کامل آنها را فراهم نمى‌کند.


بررسى‌هائى که در اين مورد در شهرهاى مختلف جهان به‌عمل آمده است نشان مى‌دهد که نسبت قابل توجهى از جوانان ساکن حومهٔ شهرها (که گاه به بيش از ۵۰ درصد مى‌رسد) عضو انجمن‌ها و مجامع داخل شهر مرکزى هستند و در اين ميان نسبت محصلين بسيار بالا است اين نسبت‌ها از شرکت متوسط کل جوانان در انجمن‌‌ها و مجامع خيلى بالاتر است و نشان مى‌دهد که جوانان حومهٔ شهر توجهى خاص به عضويت در مجامع موجود را دارند از اينجا مى‌توان استنتاج کرد که ايجاد کانون‌ها و مراکزى براى جوانان در حومهٔ شهر يا مراکز دور افتاده مورد استقبال فراوان خواهد گرفت.


اکثر جوانانى که در يک مصاحبهٔ آزاد شرکت کرده‌اند اظهار داشتند که در ساعات فراغت خيلى کسل و بى‌هدف و تصور مى‌کنند ”هيچ‌کس به فکر آنها نيست“ در بعضى موارد زمين‌هاى ورزش به‌وجود آمده است ولى کاملاً مرتب نيست و کسى از آنها مواظبت نمى‌کند. و هم مجامع يا جشن‌هائى برپا مى‌کنند ليکن از مربيان ماهر و کارکشته خبرى نيست به اين ترتيب حتى در موردى که مشکل بودجه حل شود به مسائل پيچيده و مداوم ديگرى برمى‌خوريم که براى حل و فصل آن بايد يک برنامهٔ وسيع و منظم داشته باشيم. بنابراين تنها کافى نيست که به جوانان يک سلسله فعاليت‌هاى تفريحى ”کلاسيک“ و کهنه را که مخصوصاً براى محصلين دورهٔ متوسطه مناسب است عرضه کنيم زيرا در اين صورت تنها اين دسته به آن توجه نشان خواهند داد و گروه ديگر من‌جمله جوانان از آنها جدا خواهند ماند و جدائى که از قبل وجود دارد، تقويت خواهد شد.


در محيط‌هاى کارگرى و در محلات فقيرنشين مشکل اوليه اين است که توجه جوانان به تنظيم برنامهٔ زمان فراغت برانگيخته شود و از اين حيث جنبشى به‌وجود آيد. تجربيات پيشروان بى‌نظم و خودمانى و تفريحات جوانان در اين‌گونه محل‌ها و دعوت آزاد آنها به محل کانون‌هائى که در ابتدا هر چه بيشتر بى‌شکل و بدون قيد است. دست يافتن به اشکال منظم و سازمان يافته تفريحات پس از آن بسته به پرورش عام‌تر و گرايش به اجتماعى است که در آن وجهه نظر مربى اساساً بر تفاهم و ايجاد صميمت و بالأخره بر پيشنهادها و راهنمائى‌هاى عميق‌تر و عقلانى‌تر که منجر به تشکيل گروه به شکل صحيح و منظمى مى‌گردد استوار است.


در هر نوع محيط اجتماعى مسئلهٔ تفريحات و سرگرمى‌هاى زنده که در عين حال مفرح و خلاق باشد، مستلزم شرکت فعال و نزديک خود جوانان در زندگى گروهى و کانون اجتماعى آنان است و لازم است جوانان رأساً بعضى مسئوليت‌ها را به‌عهده بگيرند هر چند که در موقعيت وابسته و غيرفعال و بالأخره نااميدانه‌اى آن را تقبل مى‌نمايند. در اينجا يک مشکل پرورشى مهمى مطرح مى‌شود که نه تنها به مسئلهٔ الگوهاى فرهنگى و رفتار افراد بالغ مربوط مى‌شود بلکه خود مطرح مى‌شود که نه تنها به مسئلهٔ الگوهاى فرهنگى و رفتار افراد بالغ مربوط مى‌شود بلکه خود جوانان نيز کمتر عادت دارند که خود راهبر امور مربوط به خود باشند. به اين ترتيب مشکل است هم مربيان کارآزموده و هم جوانان مبتکرى را کنار هم جمع ببينيم و آنها را که آزادانه‌تر از ديگران فکر مى‌کنند. کسانى هستند که دائماً خواسته‌هاى تازه‌اى عنوان مى‌کنند که به هيچ وجه جنبهٔ سازندگى ندارد.


زنده بودن يک باشگاه يا يک باشگاه يا يک خانهٔ جوانان بسته به آن است که به‌صورت يک مرکز استقرار و جايگزيني، نظر جوانان را جلب کند و از رفت و آمد بيش از حد ساکنان حومهٔ شهرها به مرکز براى گذراندن زمان فراغت تا حد لازم جلوگيرى به‌عمل آورد حال آنکه در شرايط کنونى اکثريت جوانان روزهاى تعطيل و جمعه را در مرکز شهر مى‌گذرانند و حداکثر از سينماهاى مرکز شهر استفاده مى‌کنند.