هرکس ”مقام و منزلت اجتماعي“ معينى دارد. اين موضوع در زبان عامه چيزى نيست جز اينکه او به ”طبقه يا قشر اجتماعي“ خاصى تعلق دارد. نماى (پايگاه و طبقه و قشر) نظم‌دهى به‌هم پيوسته و مرتبى از مفهوم پايگاه و حدود آن را در مقابل موقعيت اجتماعي، در بافت و نسج (نسخ در مقابل لغت آلمانى Gefüge آمده است که با ساختار فرق دارد) ساختار اجتماعى نشان مى‌دهد. به‌موجب آن پايگاه قسمتى از معيارهاى موقعيتى است که اين قسمت ارزشگذارى در ابعادى نظير بالاتر / پائين‌تر، قشنگتر / زشت‌تر، بهتر / بدتر، مقتدرتر / ناتوان‌تر و غيره را بلاجواب و باز مى‌گذارد.


هم‌چنين با اين کار مى‌توان معيارهائى را که در برابر ارزش‌ها، خنثى تجلى مى‌کنند، در شرايط خاصى با ارزشگذارى مثبت يا منفى ”پر“ کرد مثلاً در موارد جنسيت، سن، سلامت، وابستگى مذهبي، تعلق قومي، معلوليت‌هاى جسمانى و مادرزادي. به اين ترتيب معيارهاى معين حاشيه‌اى (مثل يک آرايشگرى خاص يا لباس مخصوص) مى‌توانند در اثرگذارى نشانه‌هاى خود، به‌صورت حاملان و ناقلان اهميت خاص، درآيند.