اولين مرحله فرايند تحقيق به رابطه اکتشافى تعلق دارد و آن هم عبارت است از انگيزه‌ يا سببى که منجر به يک طرح تحقيقى مى‌شود. اين نوع سبب‌ها، دلايل و انگيزه‌ها گوناگون هستند: مثلاً آنها مى‌توانند کنجکاوي، شدت مسأله اجتماعي، وجود يک نظريه که بايد آزمون شود، وظيفه تحقيقى و غيره باشند. به اين دليل و يا دلايل مشابه ديگر و شايد به‌دليل آميختگى انگيزه‌هاى متفاوت، به مرحله انتخاب مسأله و در بعد وسيع‌تر به ساختارى کردن مسأله مى‌رسند. موازى با اين جريان تحليل منابع دنبال مى‌شود که بايد به ما آگاهى بدهند که آيا و به چه نجو مسأله انتخاب شده تا به حال مورد بررسى قرار گرفته است. مرحله تحليل منابع، کارکرد‌هاى مهمى دارد مخصوصاً در زمينه به‌دست آوردن نظر کلى درباره سطح کنونى علم و چگونگى تحکيم تخصصى کار برنامه‌ريزى شده. مثلاً تحقيق درباره اين موضوع که قطب شمال را تا حدى براى دومين بار کشف کنند يا تحقيقات خاصى را براساس الگوى يک راهبرد سى‌زى‌فوسي(۱) پيوسته تکرار کنند، کمتر مؤثر خواهد بود.


(۱) . Sisyphos-Straqtegie سى‌زى‌فوسى در افسانه‌هاى يونانى سپرآيلوس پادشاه کورينت است که به‌علت رفتار زشت خود محکوم است نميرد و تا ابد تخته‌سنگى را از کوه بالا برد که در آخرين لحظه سنگ به پائين مى‌غلطد و او باز آن را بالا مى‌برد.


مسأله اصلى ديگر وابسته بودن به يک چارچوب نظرى مربوط به تحقيق خاص است. در اينجا موارد فوق‌العاده استثنائى قابل انديشيدن است که برخى مزيت نظرى آشکارى دارد و برخى ديگر از يک جريان وسيع فاقد نظريه تشکيل مى‌شود. به‌طور مطلق فرايند تحقيق بدون نظريه، هرگز نمى‌تواند جريان يابد، از آنجا که انتخاب پرسش‌ها (مثلاً در يک پرسشنامه) يا دستکارى متغيرها (در يک تجربه) يا تمرکز روى حوادث خاص (در هنگام مشاهده) کم و بيش شديداً به جنبه نظرى معطوف شده است حتى اگر فروض نظريه‌اى کمتر بتواند آشکار شوند. چنانچه ارتباط نظرى روشن‌تر باشد، در اين صورت آن نظريه‌ کم و بيش عمومى يا خاص، مى‌تواند به‌عنوان سطح بنيادى (Plattform) به‌نظر آيد که يا اختصاصاً توسط محقق بيان شده و يا از فهرست ذخيره نظريه‌ها و شبه‌نظريه‌هاى موجود اخذ شده باشد. اغلب در اينجا با مفهوم نظريه بدون توقّع برخورد مى‌شود، بدين نحو که تقريباً به اشاره مبهمى از آن اکتفا مى‌شود، مثل اينکه انسان بخواهد مسأله را به شکل نظريه‌ سيستمى حل و فصل کند يا از طريق نظريه، سودمندى آن را قابل قبول سازد.


يکى از گام‌هاى مهم در طراحى برنامه تحقيق فرموله کردن فرضيه‌ها است امر از آن جهت مهم است که در بسيارى از کارهاى نظرى و تجربى اصلاً روشن نمى‌شود که فرضيه‌ها دقيقاً از چه قرار هستند، يعنى چه متغيراتى به عرصه تحليل وارد مى‌شود و چه متغيراتى به صورت مستقل، وابسته و يا به صورت متغيرات مداخله گرايانه عمل مى‌کنند و غيره. مرحله بعدى يعنى عمل‌پذيراى متغيرات (Operationalisierung Der Variablen) و سنجش‌پذيرى آنها، فقط وقتى معنى‌دار است که فرضيه‌ها به روشنى بيان شده باشند. سنجش‌پذير کردن مفاهيم آنگاه از طريق شاخص‌هاى مشخصى که حتى‌الامکان بايد اندازه‌گيرى مقدارى را در آنها رواداشت، در خدمت قابليت مشاهده مستقيم و تبديل مفاهيم تجريدى (نظريه‌اي) به زبان مشاهده قرار خواهند گرفت. فرايند سنجش‌‌پذير کردن، اين مقصود را دنبال مى‌کند که هر يک از متغيرات فرايند تحقيق را قابل استفاده سازند، اما اين جريان نيز طورى اثر مى‌گذارد که قسمتى از واقعيت را، که مفهوم اوليه را بايد بيان کند، منقطع و کوتاه مى‌کند. لذا اغللب کوشش مى‌شود که محموعه مفاهيم را با شاخص‌هاى گوناگون از لحاظ تکنيک سنجشي، قابل دستيابى سازند تا اعتبار نتايج را بالا برند (به‌عبارت ديگر فرايند سنجشي، قابل دستيابى سازند تا اعتبار نتايج را بالا برند (به‌عبارت ديگر فرايند سنجش‌پذيرى به‌طور موازى انجام شود).


براى کمّى کردن يافته‌ها، حالا ابزارهاى سنجش خاصى لازم است. انتقال يک مفهوم نظرى (مثلاً مفهوم طبقه اجتماعي) و ابعاد مختلف آن (مثلاً طبقه‌بندى مبتنى بر اقتدار، طبقه‌بندى مبتنى بر شأن و اعتبار) از طريق شاخص‌هاى مناسب (مثلاً حد نظارت يا پايه تحصيلات يا درآمد) در ابزارهاى سنجشى (مثلاً سلسله مراتب درجه‌بندى شده) در تصاوير قبلى طراحى شده‌اند (رجوع کنيد به: شکل سير مراحل از مفهوم نظرى تا ابزارهاى سنجش) که در حقيقت در آن طراحى‌ها سه نوع ابزار سنجش از هم تفکيک مى‌شود.


- شاخص‌:

اين شاخص‌ها، شاخص‌هاى خاصى را به‌صورت ارزش واحدى در هم خلاصه مى‌کنند (مثلاً شاخص رضايت از کار، شاخص کيفيت زندگانى و غيره).


- آزمون:

در اينجا غالباً کشف قانونمندى‌هاى عمومى در اولويت قرار ندارند، بلکه بررسى تفاوت‌هاى ويژگى‌هاى فردى (مثلاً تست هوش، تست ميزان کارائي، تست شخصيت) مورد توجه است.


- درجه‌بندى:

اين‌ها به‌ويژه به کمک نقطه گذارى‌ها مدرّج (Items) در خدمت تحقيق دوباره و برداشت‌ها در برابر يک موضوع (مثلاً در برابر يک محصول) يا در برابر يک شخص (مثلاً در برابر يک سياستمدار) يا يک سازمان (مثلاً در برابر کارخانه) مى‌باشند. بر خلاف شاخص‌ها (Index) در درجه‌بندى‌ها به‌منظور پذيرش مستدل موارد، نوعى جريان. آزمونى برقرار شده است.


ساختار درجه‌بندى‌ها در تحقيق تجربى علوم اجتماعى فضاى بسيار بزرگى را اشغال مى‌کند (رجوع کنيد به: کتاب‌هاى شويش و تسن‌پفنيک، ۱۹۷۴،؛ اشنل و همکاران، ۱۹۸۸ ـ Scheuch, Zehnpfennig, Schnell). درجه بندى‌ها مى‌توانند براساس اينکه مجاز به چه نوع دگرگونى‌ها هستند، طبقه‌بندى شوند (استيونس، ۱۹۴۶)


۱. درجه‌بندى اسمى (Nominal-Skala):

اين درجه‌بندى فقط به‌کار طبقه‌بندى ويژگى‌هاى خاص يک موضوع تعيين شده مى‌آيد (مثلاً بله يا نه؟ مرد يا زن؟ انتخاب کنندگان احزاب CDU و SPD و (۲)...)


(۲) . مخفف احزاب موجود در آلمان فدارال بدين ترتيب: حزب دموکرات مسيحي، حزب سوسيال دموکرات.


۲. درجه‌بندى ترتيبى (Ordinal-Skala):

اين مورد علاوه بر شاخص‌ها موضوعات را براساس بعد مورد نظر، مرتب مى‌کند (فى‌المثل c

۳. درجه‌بندى فاصله‌اى (Intervall-Skala):

اين درجه‌بندى علاوه بر آزمون‌ها، نياز دارد به اينکه فواصل بين دو موضوع پى در پى يک سلسله مراتب مساوى از لحاظ بزرگى برقرار باشد (فى المثل فواصل درجه حرارت. a+x = b و b+x = c).


۴. درجه‌بندى سهميه (Ratio-Skala):

اين درجه‌بندى اضافه بر درجه‌بندى‌ها، به‌وجود يک نقطه صفر طبيعى نياز دارد که فقدان ويژگى مربوط را بيان کند (مثلاً اندازه‌گيرى درجه حرارت برحسب کلوين ـ Kelwin ـ يا مقاومت برق برحسب اوهم).

جريان بررسى تجربى تحقيق منطقى
جريان بررسى تجربى تحقيق منطقى