جامعهٔ روستائى غالباً با فعاليت‌هاى کشاورزى و روابط بسيار نزديک خانوادگى مشخص مى‌شود. روابط شخصى ميان اعضاء اين جامعه بسيار نيرومند هستند و الگوهاى رفتارى سنتى بر اين روابط حاکم مى‌باشند. شيوهٔ زندگى مردم در يک جامعهٔ روستائي، عموماً غيررسمى است و آداب و رسوم در اين جوامع به‌ندرت دگرگون مى‌شوند.

نهادهاى عمدهٔ جامعهٔ روستائى

در يک جامعهٔ روستائى، خانواده نهاد کانونى است. تقريباً همهٔ فعاليت‌هاى اقتصادي، مذهبى و تفريحى در چارچوب خانواده صورت مى‌گيرند. در اين جامعه، خانواده نهاد خودکفائى است که مى‌تواند هرگونه نياز اعضاء خود را در درون خود برآورده سازد. نهاد مذهبى در جامعهٔ روستائى بسيار سنتى است و معمولاً همه اعضاء اين جامعه به‌گونه‌اى دسته‌جمعى در مراسم و آئين‌هاى مذهبى شرکت مى‌کنند. اقتصاد جامعهٔ روستائى تنها بر کشاورزى استوار است و زمين و محصولاتى که از زمين به‌بار مى‌آيند، مقدس و متبرک به‌شمار مى‌آيند و در هيچ شرايطى نبايد مورد بى‌حرمتى قرار گيرند.

همگونى جمعيت در جامعهٔ روستائى

جامعهٔ روستائى از نظر ويژگى‌هاى اخلاقى و رويکردها، عادت‌ها، خصلت‌ها و سليقه‌ها و شيوهٔ تفکر، بسيار همگون است و افراد اين جامعه از نظر فردى تفاوت‌هاى چندانى با همديگر ندارند. اختلاف‌نظر، تفکر و سليقه در ميان اعضاء اين جامعه کمتر ديده مى‌شود و شيوهٔ زندگى مردم چندان اختلافى با هم ندارد.

صحت و سقم نظريهٔ آرمانى اجتماع روستائى

برخى از جامعه‌شناسان اجتماع روستائى را به‌عنوان يک جامعهٔ آرمانى تصوير کرده‌اند. اما جامعهٔ روستائى نيز مانند جامعهٔ شهرى جنبه‌هاى منفى فراوان دارد. از جملهٔ اين جنبه‌هاى ناخوشايند، عبارتند از: نرخ بالاى مرگ و مير، نرخ بالاى بيماري، عدم برخوردارى از حريم شخصى و پايبندى شديد فرد به خانواده که غالباً شخص را به محيط بستهٔ روستا پايبند مى‌سازد و نمى‌گذارد از فرصت‌هاى خارج از آن استفاده کند.