عوامل ارثی

به عوامل ارثی می‌پردازیم، چون شواهد روزافزونی حاکی از وجود نوعی آمادگی ارثی برای ابتلاء به اسکیزوفرنی است. مطالعاتی که بر روی خانواده‌ها صورت گرفته، نشان می‌دهد که خویشان افراد مبتلا به اسکیزوفرنی بیشتر احتمال دارد که دچار این اختلال شوند تا افراد خانواده‌هائی که اسکیزوفرنی در آنها دیده نشده است. احتمال اینکه هر دو همزاد دوقلو دچار اسکیزوفرنی شوند در مورد دوقلوهای یک‌تخمکی بیشتر از دوقلوهای دوتخمکی است. همان‌طور که جدول (اسکیزوفرنی در دوقلوها) نشان می‌دهد، میزان همگامی در مورد دوقلوهای یک‌تخمکی بیشتر از دوقلوهای دوتخمکی است.

جدول اسکیزوفرنی در دوقلوها

پژوهشگر کشور میزان همگامی
دوقلوهای یک‌تخمکی دوقلوهای دوتخمکی (همجنس)
مطالعات اولیه
لوکزنبرگر (Luxemburger ـ ۱۹۲۸) آلمان ۵۸ ۰
روزانوف (Rosanoff) و همکاران (۱۹۳۴) آمریکا ۶۱ ۱۳
اسن-مولر (Essen-Mollex ـ ۱۹۴۱) سوئد ۶۴ ۱۵
کالمن (Kallman ـ ۱۹۶۱) آمریکا ۶۹ ۱۱
سلیتر (Slater ـ ۱۹۵۳) بریتانیا ۶۵ ۱۴
اینویه (Inouye ـ ۱۹۶۱) ژاپن ۵۹ ۱۵
مطالعات بعدی
کرینگلن (Kringlen ـ ۱۹۶۷) نروژ ۴۵ ۱۵
فیشر (Fischer) و همکاران (۱۹۶۹) دانمارک ۵۶ ۲۷
تیناری (Tienari ـ ۱۹۷۱) فنلاند ۳۵ ۱۳
پولین (Pollin) و همکاران (۱۹۷۲) آمریکا ۴۳ ۹
گاتسمن (Gottesman) و شیلدز
(Shields ـ ۱۹۷۲)
بریتانیا ۵۸ ۱۲


تعداد موارد از ۱۹ جفت دوقلوی یک‌تخمکی و ۱۳ جفت دوقلوی دوتخمکی در مطالعه اسن - مولر تا ۱۷۴ جفت دوقلوی یک‌تخمکی و ۲۹۶ جفت دوقلوی دوتخمکی در مطالعه کالمن متغیر بود. معیار همگامی عبارت بود از درصد مواردی از جفت‌های دوقلو که در آنها هر دو همزاد تشخیص اسکیزوفرنی داشتند. در مطالعات بعدی که در نیمه پائین جدول آمده است از روش دقیق‌تری برای تشخیص اسکیزوفرنی استفاده شده است و شاید به همین دلیل هم در این مطالعات مقدار همگامی برای دوقلوهای یک‌تخمکی در سطح پائینی بوده است. (اقتباس از گاتسمن و شیلدز، ۱۹۷۳، ۱۹۸۲).


وقتی یکی از دوقلوهای یک‌تخمکی مبتلا به اسکیزوفرنی است، اگر همزاد دیگر تشخیص اسکیزوفرنی نداشته باشد، به احتمال زیاد او هم از برخی جهات نابه‌هنجار خواهد بود. وارسی تعدادی از بررسی‌ها حاکی از آن است که در صورت اسکیزوفرنیائی بودن یکی از دوقلوهای یک‌تخمکی تنها در حدود ۱۳ درصد احتمال دارد که همزادان آنها به‌هنجار باشند (هستون ـ ”Heston“، سال ۱۹۷۰). وجود ناتوانی‌های شبه اسکیزوفرنیائی در میان خویشاوندان افراد اسکیزوفرنیائی آنچنان چشمگیر است که اصطلاح اسکیزوئیدی (Schizoid) را عنوان کرده‌اند تا با استفاده از آن افرادی را مشخص سازند که بسیاری از ویژگی‌های اسکیزوفرنی را دارا هستند اما نشانه‌های بیمارگون آنها آنچنان شدید نیست که بتوان آنها را از لحاظ تشخیصی در طبقه اسکیزوفرنی قرار داد.


همان‌طور که در جدول زیر می‌بینید وقتی اسکیزوفرنی و اسکیزوئیدی در کنار هم در خانواده‌ها بررسی می‌شوند، شواهد مربوط به ارثی بودن این اختلال نمایان‌تر به چشم می‌خورد.

جدول خویشاوندان اسکیزوفرنیائی که خود اسکیزوفرنیائی یا اسکیزوئید هستند

رابطه خویشاوندی اسکیزوفرنی اسکیزوئیدی جمع
خویشاوندان افراد اسکیزوفرنیائی
کودکان
خواهر و برادرها
والدین

۱۶/۴
۱۴/۳
۹/۲

۳۲/۶
۳۱/۵
۳۴/۸

۴۹/۰
۴۵/۸
۴۴/۰
والدین (هر دو) اسکیزوفرنیائی
کودکان

۳۳/۹

۳۲/۲

۶۶/۱


این جدول درصد بروز اسکیزوفرنی و خصوصیات شبیه اسکیزوفرنی را در میان (۱) خویشاوندان افراد اسکیزوفرنیائی و (۲) کودکانی که والدینشان هر دو اسکیزوفرنیائی بوده‌اند، نشان می‌دهد (اقتباس از هستون، ۱۹۷۰).


البته می‌توان این استدلال را هم پیش کشید که تراکم اسکیزوفرنی و اسکیزوئیدی در خانواده‌ها ممکن است به تمامی ناشی از عوامل محیطی باشد. والد اسکیزوفرنیائی ممکن است اختلال خود را نه از طریق ژن‌های معیوب، بلکه از راه شیوه فرزندپروری به فرزند خود انتقال دهد. مطالعه‌ای که در این زمینه صورت گرفته، شواهد بیشتری در تأیید نظریه ارثی نگر به‌دست می‌دهد. در این بررسی کودکان مادران اسکیزوفرنیائی را اندکی پس از تولد از والدینشان جدا کردند و در خانواده‌های فرزندپذیر (foster homes) پرورش دادند. این افراد در بزرگسالی مورد ارزیابی قرار گرفتند و با یک گروه گواه که والدین به‌هنجار داشتند ولی به‌عنوان فرزندخوانده در خانواده‌های دیگری پرورش یافته بودند، مقایسه شدند. میزان بروز اسکیزوفرنی و اسکیزوئیدی در میان افرادی که مادران واقعی آنها اسکیزوفرنیائی بودند بسیار بالاتر از گروه دیگر بود (هستون، ۱۹۷۰). در شرایط عکس موقعیت یاد شده، وقتی کودکان والدین به هنجار به‌عنوان فرزندخوانده در خانواده‌های دیگری با یک والد اسکیزوفرنیائی بزرگ شدند، افزایشی در احتمال ابتلاء آنان به اسکیزوفرنی دیده نشد. البته تعداد مواردی‌که در این شرایط مطالعه شده‌اند نسبتاً کم بوده است (وندر ـWender و همکاران، ۱۹۷۴).


گرچه این شواهد به‌وجود یک عامل ارثی در پیدایش اسکیزوفرنی اشاره دارد، اما نمی‌دانیم که این آمادگی چگونه به فرزندان منتقل می‌شود. روشن است که عوامل محیطی نیز نقش مهمی در این مورد دارند. اگر این اختلال منحصراً وابسته به وراثت بود، در آن صورت می‌بایستی از این لحاظ بین دوقلوهای یک‌تخمکی صددرصد همگامی وجود داشته باشد.