دیدیم بسیاری از آزمایش‌هائی که دیدگاه پیاژه را به چالش طلبیده‌اند الهام گرفته از کار پژوهشگرانی است که رشدشناختی را اکتساب مهارت‌های مستقل پردازش اطلاعات می‌دانند. این پژوهشگران معتقد هستند تکالیف مرسوم پیاژه نمی‌توانند مهارت‌های پردازش اطلاعات را از مهارت بنیادی که تکلیف معینی برای اندازه‌گیری آن طراحی شده، تفکیک کنند. به‌جز این نکته، صاحبنظران پردازش اطلاعات در انتقادهای خود از دیدگاه پیاژه اتفاق‌نظر ندارند.


برای مثال، در مورد این سؤال اساسی که رشد را باید زنجیره‌ای از مراحل متمایز دانست یا فرآیندی مستمر، بین نظریه‌پردازان فوق توافقی دیده نمی‌شود. برخی معتقد هستند مفهوم مراحل را باید به‌کلی کنار گذاشت (برای مثال، کلار - Klahr در ۱۹۸۲). از نظر آنان ناپیوستگی‌های کیفی ظاهری در رشد ناشی از این خطای سهل‌انگارانه در تکالیف ارزیابی است که مهارت‌های پردازش اطلاعات را که هریک در مرحلهٔ خاصی از رشد هستند، درهم می‌آمیزیم. این مهارت‌ها به‌صورتی منظم و مداوم اما مستقل از هم رشد می‌کنند.


اما سایر نظریه‌پردازان مکتب پردازش اطلاعات برای خود نقش دگرگون‌سازی و گسترش الگوی مرحله‌ای پیاژه را قائل هستند و معتقد هستند که بی‌شک تغییرات تدریجی در مهارت‌های پردازش اطلاعات، منجر به تغییرات ناپیوسته و شبه‌مرحله‌ای در تفکر کودکان می‌شوند (کیس - Case در ۱۹۸۵). این نظریه‌پردازان گاهی نوپیاژه‌ای (neo-Piagetians) نامیده می‌شوند. گروه دیگری از نوپیاژه‌ئی‌ها معتقد هستند که مراحل واقعاً اصیلی وجود دارند ولی فقط در حوزه‌های خاصی از دانش. برای مثال، مهارت‌های زبانی، درک ریاضی، استدلال اجتماعی و موارد دیگر ممکن است همه به‌صورت مرحله‌ای رشد کنند، ولی هریک از آنها با سرعت ویژهٔ خود و تا حدودی مستقل از حوزه‌های دیگر پیش روند (مندلر - Mandler در ۱۹۸۳).