دومين دسته از دلايل استفاده از مواد و وسايل آموزشى نقشى است که حواس مختلف در يادگيرى دارا هستند. نتايج تحقيقات نشان داده‌اند که حواس مختلف نقش واحدى را در يادگيرى دارا نيستند.


يافته‌هاى زير اين تفاوت را به‌خوبى نشان مى‌دهند. اين يافته‌ها مشخص مى‌کنند که در يک انسان متعارف حدوداً


- %۷۴ يادگيرى ازطريق کاربرد حس بينايي صورت مى‌گيرد.


- %۱۳ يادگيرى ازطريق کاربرد حس شنوايي صورت مى‌گيرد.


- %۵ يادگيرى ازطريق کاربرد حس لامسه صورت مى‌گيرد.


- %۳ يادگيرى ازطريق کاربرد حس بويايي صورت مى‌گيرد.


- %۳ يادگيرى ازطريق کاربرد حس چشايي صورت مى‌گيرد.


ملاحظه مى‌شود که اگرچه قسمت اعظم يادگيرى انسان (۷۵%) ازطريق کاربرد حس بينايى صورت گرفته و مجموعاً ۱۲% ازطريق کاربرد دو حس بويايى و چشايى صورت مى‌گيرد که روى هم ۸۷% را تشکيل مى‌دهد، معهذا در بسيارى از موارد معلمان بر کاربرد ۱۳% حس شنوايى تأکيد فراوان دارند، درحالى که نتايج تحقيقات و پژوهش‌هايى که در زمينهٔ گوش‌دادن به‌عمل آمده است اطلاعات زير را دراختيار ما قرار مى‌دهند:


- تقريباً حدود ۶۰% از وقت فراگيران در مدارس ابتدايى و ۹۰% در مدارس متوسطه و دانشگاه‌ها صرف گوش‌دادن مى‌شود.


- شاگردان قادرند که تنها قسمت ناچيزى از آنچه را که شنيده‌اند به‌خاطر بسپارند (شايد حدود يک‌پنجم تا يک‌سوم). حتى اشخاص بالغ نيز به‌طور متوسط قادر به حفظ‌ کردن ۵۰% از شنيده‌ها در ذهن خود هستند. حدود دوماه بعد، اين ميزان به نصف نيز کاهش خواهد يافت.


همان‌طور که ملاحظه مى‌شود باوجود صرف وقت نسبتاً زياد در کاربرد حس شنوايى تأثير ناچيزى در رابطه با يادگيرى نصيب انسان مى‌شود. درحالى که برنامه‌ريزى حساب‌شده و منطقى در کاربرد حواس مختلف ازجمله بينايى مى‌تواند نتايج مفيدترى را درپى داشته باشد.


در اين رابطه، ادگار ديل (Edgar Dage) که يکى از صاحبنظران ارتباط است به توجيه قابل توجهى از کاربرد حواس در يادگيرى پرداخته است. او به‌منظور ارائه نظرات خود بصورت عينى ولى سمبوليک ظرف مخروطى شکلى را درنظر مى‌گيرد که کليه تجارب يادگيرى (آن‌دسته از فعاليت‌ها که فراگيران در راه دستيابي، به اهداف آموزشى انجام مى‌دهند) فراگيران را در آن قرار مى‌دهيم. سپس به‌منظور بررسى بهتر پيشنهاد مى‌کند تا يک برش طولى از مخروط به‌وجود مى‌آوريم. اين برش که طرح آن در زير ارائه مى‌شود نشان مى‌دهد که کليه تجارب به‌طور کلى در سه طبقه جاى مى‌گيرد که به‌ترتيب از پايين به بالا عبارتند از:


الف - معضلات و مشکلات آموزشى


ب - نشانه‌هاى سمعى و بصري


ج - علايم و سمبل‌ها


برشى از مخروط تجارب ادگار ديل
برشى از مخروط تجارب ادگار ديل

همان‌گونه که در طرح برش مخروط مشاهده مى‌شود، تجارب مستقيم، عينى و دست‌اول نظير بازديدهاى علمى و پرورشى نسبت به نشانه‌هاى سمعى و بصرى نظير استفاده از تصوير، اسلايد و فيلم متحرک و نشانه‌هاى سمعى و بصرى نسبت به علايم و سمبل‌ها که نمونهٔ بارز آنها کلمات هستند از عينيت بيشترى برخوردارند.


بنا بر اين دليل، چنين پيشنهاد مى‌کند که در انتخاب تجارب يادگيرى مناسب براى فراگيران بهتر است حتى‌الامکان از طبقات پايين‌تر شروع کرده و کار انتخاب را به بالاترين طبقه ختم نماييم. در چنين صورتى مى‌توان مجموعهٔ مناسبى از تجارب يادگيرى را که تلفيقى از کاربرد حواس مختلف را دربر دارد براى فراگيران انتخاب نمود.