پرداختن به مثلثهای عشقی نه فقط در ایران که در سینمای جهان از جمله زمینه های جلب مخاطب است. به خصوص که اگر داستان عاشقانه ای که برای کار برگزیده اید پرسوز و گداز روایت شود نباید شک داشته باشید که قادرید مخاطبان عام سینما را تا حدود زیادی همراه خود کنید.
سامان مقدم هم بعد از توقیف چند ساله «صد سال به این سالها» تنها راهی که برای ادامه کار پیش روی خود میدید پرداختن به مضمونی بود که کوچکترین اشارات سیاسی و حتی اجتماعی در آن نباشد دقیقا به همین دلیل بود که وی نیز به بازتعریف داستانی هزاران بار تکرار شده با محوریت یک دختر و دو رقیب عشقی بپردازد.
مقدم کوشیده با شخصیت پردازی درستی که از این سه کاراکتر اصلی فیلم خود ارائه داده و همچنین توصیف دقیق فضای زندگی آنها بکوشد مخاطب را با پارادوکسی که این سه کاراکتر در آن درگیرند آشنا کند. کاراکترهای مکمل داستان یعنی والدین سه کاراکتر اصلی هم نسبتا خوب پرداخت شده اند و دقیقا به همین دلیل است که مخاطب میتواند از همان دقایق ابتدایی با کاراکترها ارتباط برقرار کرده و مشتاق تماشای داستان نسبتا ساده ای شود که بنا است به گونه ای جدید روایت شود.
بازیهای بازیگران فیلم و از جمله مهناز افشار و مصطفی زمانی در نقش عاشق و معشوقی شرم زده نسبتا خوب از کار درآمده و بازیگران نقشهای مکمل یعنی همایون ارشادی و فرهاد آییش هم خیلی خوب توانسته اند نمادی باشند از آدمهایی که در سنت گیر افتاده اند و جرات رهایی از آن را ندارند.
میزانسن بندیهای زیبای فیلم که در لوکیشنهایی واقع در طبیعت زیبای ابیانه انجام شده از دیگر مایه های تصویری جذاب اثر است. |