ثبت جهانی «نوروز» و به رسمیت شناختن این عید باستانی از سوی سازمان ملل كه با تلاش مشترك ایران، آذربایجان، افغانستان، تاجیكستان، تركیه، تركمنستان، قزاقستان و قرقیزستان محقق شد را به واقع می توان تحول و نقطهٔ عطف نوینی در همگرایی منطقه ای کشور های هم تبار، هم فرهنگ و هم تاریخ منطقهٔ اوراسیای مركزی دانست. بسیاری از تحلیل گران بر این باروند كه تعاملات فرهنگی از جمله این اقدام مشترك می تواند بستر مناسبی برای تقویت همكاری ها در سایر حوزه ها و زمینه ها باشد. موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) در همین رابطه، مصاحبه ای را با آقای رمضان میرزا یِف، سفیر محترم تاجیکستان در ایران ترتیب داده كه مشروح آن در ادامه از نظر می گذرد.
آقای میرزایِف در ابتدای سخنان خود فرارسیدن نوروز را به ملت شریف ایران تبریک گفته و اظهار امیدواری کردند که سال جدید، با تقویت قدرت ایران در ابعاد مختلف همراه باشد. ایشان موفقیت ایران را موفقیت تاجیكستان دانسته و تأكید كردند كه مردم تاجیكستان به اندازهٔ مردم ایران از موفقیت های صلح آمیز هسته ای و فضایی ایران خوشحال می شوند.
▪ جناب آقای سفیر، به تأکید تحلیل گران پیوند های فرهنگی همواره یکی از مهم ترین عوامل گسترش در روابط کشورها بوده است. دیدگاه شما در خصوص تاثیر این عامل در روابط ایران و تاجیکستان چیست؟
ـ به نظر من پیوند های فرهنگی بین ایران و تاجیکستان بستر بسیار مناسبی است زیرا دو کشور یک زبان، یک فرهنگ و یک دین دارند و از نظر تاریخی نیز ما به منطقه ای فارس نشین تعلق داریم که فرهنگ مشترک ما را تقویت می کند. فردوسی، حافظ، رودکی، سعدی و دیگر دانشمندان مایه فخر ما هستند. اولویت سفارتخانه های هر دو کشور نیز، کار فرهنگی و شناساندن فرهنگ دو کشور است. من از روابط میان شاعران دو کشور، آکادمی علوم و صنعت گران بسیار خرسندم و در قراردادهای دو کشور نیز مولفه فرهنگ اولویت دارد. به عنوان نمونه سال گذشته در فرهنگسرای ملل جشنواره بسیار خوبی به دعوت ایران برگزار شد و به واسطه آن برنامه های ما در ۹ ۸ منطقه تهران اجرا شد. متقابلا گروهی از هنرمندان، شاعران و... ایرانی نیز به کشور ما سفر خواهند کرد. امسال به مناسبت دهه فجر دو گروه موسیقی از تاجیکستان در ایران کنسرت اجرا کردند.
بین وزارتخانه های علوم دو کشور هم تعاملاتی وجود دارد و سالانه ۵۰ دانشجوی تاجیک، بورس تحصیل در ایران را دریافت می کنند و در دانشگاه های شما تحصیل می کنند. بیش از ۸۰۰ دانشجوی ایرانی نیز در مقطع دکترا در تاجیکستان درس می خوانند. ما مناسبات فرهنگی عمیقی داریم. حدود ۴ سال پیش در شهر دوشنبه، کمیسیون هماهنگ سازی ملی بین ایران، تاجیکستان و افغانستان برای تهیه طرح توسعه روابط اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و علمی تشکیل شد.
▪ به نظر شما چه ظرفیت های مغفولی در حوزه فرهنگ میان ایران و تاجیکستان وجود دارد که شایسته توجه بیشتر است؟ ایران در کشور شما یک رایزنی فرهنگی دارد اما کشور شما نه، آیا سفارتخانه شما در این زمینه سازوکار خاصی دارد؟
ـ تبادل فرهنگی باید به صورت متقابل باشد. فرهنگ یک مساله تخصصی است و باید متولی خاص داشته باشد. سفارتخانه ایران در تاجیکستان گروه فرهنگی قوی در اختیار دارد اما در سفارت ما چنین چیزی نیست. پیش بینی کرده ایم که در آینده این مساله رفع شود و بخش فرهنگی در ساختار سفارت تقویت شود. اگر در این زمینه فعالیتی صورت نگیرد و مردم دو کشور با یکدیگر آشنا نگردند، روابط توسعه نمی یابد.
▪ شما فعالیت رایزنی فرهنگی ایران در تاجیکستان را موفقیت آمیز ارزیابی می نمایید؟
ـ در رایزنی فرهنگی ایران در تاجیکستان افراد متخصص حوزه فرهنگ حضور دارند. به همین علت مقام معظم رهبری ایران، رایزنان فرهنگی را سفیران فرهنگی نامید و از آنها خواست در راستای گسترش زبان فارسی در منطقه فعالیت کنند. به نظر من رایزنان فرهنگی ایران در کشورهای مختلف بسیار قوی هستند و در جهت شناساندن آداب و رسوم ایران تلاش می کنند.
▪ یکی از نمودهای همکاری کشورهای منطقه، ثبت مشترک جهانی نوروز است. نظر شما در این رابطه چیست؟
ـ من خیلی خوشحالم که تلاش های ما برای ثبت این جشن ملی قدیمی توسط سازمان ملل متحد به ثمر نشست و به عنوان جشنی جهانی ثبت شد. من این مساله را به ملت شریف ایران تبریک می گویم. باید ریشه های عمیق این جشن را بار دیگر احیا کرد. نوروز، میراث ماندگار مردم تاجیک و فارس است. من به خاطر می آورم که در کودکی و حتی در دوران شوروی نیز مردم تاجیک بر اساس عرف و عادت، نوروز را جشن می گرفتند و نسل به نسل این میراث را منتقل کردند. برای نوروز آمادگی ویژه ای لازم است. نوروز، شیوه خاص خود را دارد. خانه تکانی، خرید لباس و وسایل جدید و رنگ آمیزی خانه از جمله این سنت هاست. مردم با شادمانی، نیت نیک و امید به استقبال سال جدید می روند. مردم ایران و تاجیک از خدا می خواهند که کاستی ها و بدی ها وارد سال نو نشود و همه انتظار نوروز را می کشند. نوروز یعنی روز نو.
نوروزشناسان تاجیک، آغاز سال جدید را در تاجیکستان، ۲۰ مارس ساعت ۲۱:۳۲ اعلام کرده اند. مردم ایران هم نوروز را جشن می گیرند اما من فکر می کنم که مردم کشور ما پایبندتر هستند و هر سال توسط دولت، یک شهر برای برگزاری مراسم ویژه نوروز انتخاب می شود. مردم آن شهر از سال قبل شهر خود را آماده می کنند، به پیشواز می روند و جشن به صورت ملی برگزار می شود. امسال به دستور رئیس جمهور این مراسم در شهر دنقره برپا می شود. سال ۲۰۰۷ در تهران همایش بزرگی با حضور نوروزشناسان آسیای مرکزی و قفقاز برپا گشت و درباره رموز این جشن بحث شد. این همایش در کشور ما نیز انعکاس خوبی داشت. البته خیلی از آداب و رسومی که قبلا بود حالا دیگر فراموش شده است و در طی ۷۰ سال کمرنگ شده است اما بعضی از آنها را احیا کرده ایم. مثلا در چهارشنبه سوری از روی آتش می پریدند تا کاستی هایشان در آتش بسوزد و در سال نو، زندگی جدید و آرامی داشته باشند. یکی از ادبای کشورمان در توصیف نوروز این شعر را خواند:
نوروز را به نوبهار کی می بینم
گلها را به شش قطار کی می بینم
گلها را به شش قطار در فصل بهار
دنیا را با یک قرار کی می بینم
و در تشریح آن اشاره کرد که نوروز نه تنها از نظر فرهنگی بلکه از جهت سیاسی هم برای مردم اهمیت دارد و آنها با آمدن سال جدید از خدا طلب آرامش می کنند. مثلا در کشور همسایه ما یعنی افغانستان که بیشتر از ۳۰ سال در گیر جنگ است، صدای نوروز و شادی شنیده نمی شود و امید داشتن به آینده مشکل است. سال نو، مردم را به آرامش و تازگی دعوت می کند و نوروز ماهیتی سیاسی نیز دارد و انسان را به آینده امیدوار می کند.
▪ آیا آداب و رسوم نوروز در کشور شما با ایران تفاوت دارد؟ شما هم چهارشنبه سوری یا ۱۳ به در دارید؟
ـ ریشه نوروز در ایران، تاجیکستان و افغانستان یکی است اما در هر کشوری آداب خاص خود را دارد. مثلا شما هفت سین دارید. در کشور ما هم در برخی مناطق هفت سین و در بعضی جاها هفت شین داریم یا ۷ طبق که شامل ۷ سفیدی می باشد: آب، ماهی سفید و ... به قصد سفید بودن سال جدید، البته هر منطقه ای رسوم خود را دارد. ماهی هایی که در تنگ آب می گذاریم در لحظه تحویل سال به حرکت در می آیند، این یعنی زنده شدن طبیعت و موجودات جاندار. هم اکنون نوروز در کشورمان یک جشن ثبت شده دولتی است و ۵ ۴ روز تعطیل رسمی است. به واسطه نوروز، ما به یاد گذشتگان می افتیم و به خاکروبی مزار مردگان می پردازیم. نوروز بهترین جشن مسلمانان است.
▪ با توجه به اقبال روزافزون دانشجویان ایرانی برای تحصیل در تاجیکستان، آیا کشور شما تمهیداتی در این رابطه دارد؟
ـ تحصیل دانشجویان ایرانی در تاجیکستان مایه خوشحالی ماست و ما در چارچوب قوانین خود زمینه را برای ادامه تحصیل دانشجویان خارجی فراهم کرده ایم. دانشجویان کشورهای ایران، هندوستان، پاکستان، سوریه، بنگلادش و کشورهای آسیای مرکزی در تاجیکستان تحصیل می کنند و حدود ۸۰۰ ایرانی در مقطع دکتری درس می خوانند که این امر به خاطر اشتراک زبانی بین ماست، هرچند که حروف ما سیریلیک است. تحصیل در تاجیکستان به این دلیل برای ایرانی ها آسان است و در سه ماه الفبای ما را یاد می گیرند. ما در پی توسعه آن هستیم و باید به تربیت کادر مجرب در این زمینه پرداخت.
▪ یکی از اقدامات نمادین دولت تاجیکستان در حفظ فرهنگ فارسی، حذف پسوند«وف» از اسامی در این کشور است که ظاهرا دولت آذربایجان اقدام مشابهی را در این زمینه در دست تدوین دارد. اولا نظر شما در خصوص تاثیر این امر در حفظ فرهنگ فارسی در تاجیکستان چیست؟ و اینکه چرا «وف» از آخر فامیلی شما حذف نشده است؟
ـ قبل از دوره شوروی ما به فارسی می نوشتیم اما پس از انقلاب اکتبر مدتی حروف لاتین گسترش یافت. در دهه ۳۰ قرن ۲۰ که ما به شوروی پیوستیم، سیریلیک جایگزین شد و حدود ۷۰ سال است که به این زبان می نویسیم. البته ما ناشکری نمی کنیم زیرا به واسطه این حروف ما با علوم گوناگون آشنا شدیم و دانشمندان بزرگی تربیت کردیم مثل باباجان غفور که کتاب «تاجیک ها»را نوشت که کار بسیار بزرگی بود. پس از استقلال، ترویج الفبای فارسی کاری نیست که در یک یا چند سال انجام شود و به پایه های محکم احتیاج دارد.
سال گذشته حدود ۴۰۰ هزار جلد کتاب به زبان فارسی در کشورمان منتشر شد. به تازگی در مدارس زبان فارسی تدریس می شود و باید جامعه را آماده کرد. مردم توجه و علاقه خاصی به فراگیری زبان فارسی دارند زیرا از این طریق با دنیای اسلام، قرآن و آثار گذشتگان مانند رودکی آشنا می شوند چون برخی از آنها به سیریلیک ترجمه نشده اند. حذف پسوند«وف» به این علت است زیرا این تاریخ ماست و به واسطه فرمان و دستور، عملی نیست. امام علی رحمان خواست به گذشته خود احترام بگذارد و پسوند فامیل خود را تغییر داد. افراد زیادی این کار را انجام دادند البته این یک امر آزاد است و با دستور نمی شود مردم را مجبور کرد.
▪ شما تاخیر چند ساله در راه اندازی شبکه مشترک فارسی میان کشورهای منطقه را چگونه ارزیابی می کنید؟
ـ در این رابطه من گفتنی های زیادی دارم. این پیشنهاد آقای امام علی رحمان بود که سه دولت فارسی زبان باید تلویزیون مشترک داشته باشند. در دنیا هر منطقه ای تلویزیون خاص خودش را دارد مثلا اتحادیه اروپا یا کشورهای هم سود که شبکه مشترک «میر» را دارند. به همین دلیل رئیس جمهور کشور ما در دیدار با آقای کرزای و احمدی نژاد این پیشنهاد را مطرح نمود که با موافقت آنها همراه شد. یکی از موارد ذکر شده در کمیسیون هماهنگ سازی ملی این امر بود و اینکه مرکز آن در تاجیکستان باشد.
۲۱ فرویه سال ۲۰۰۹ آقای ضرغامی، رئیس صداو سیمای ج.ا. ایران برای هماهنگی به کشور ما سفر نمود و از محل در نظر گرفته شده برای ساختمان این شبکه بازدید کرد. وی اعلام نمود که پس از استقرار تجهیزات، در نوروز این شبکه افتتاح خواهد شد، یعنی نوروز ۱۳۸۹ که زمان کمی باقی مانده است.
▪ آقای ضرغامی چندی پیش اعلام کرد که هنوز منابع مالی این پروژه تامین نشده است. آیا تدابیری برای رفع این مساله اندیشیده شده است؟
ـ این یک کار مشترک است و بنا شده بود تا تاجیکستان ساختمان آن را تهیه نماید و ایران نیز تجهیزات را مستقر نماید. در کمیسیون هماهنگ سازی ملی که بنده خدمتان عرض کردم، طرح های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و ... زیادی بررسی می شود. یکی از آنها تلویزیون و دیگری احداث جاده از مشهد به هرات، مزارشریف، کندوز و سپس به تاجیکستان برای سهولت و تردد آزاد اتباع ۳ کشور فارس زبان است. مسیر خط آهن نیز در نظر گرفته شده است. همچنین ایجاد خط پر فشار انتقال برق۵۰۰ کیلو ولتی از تاجیکستان به افغانستان و سپس ایران. کارهایی هم شروع شده، ما جاده سازی را آغاز کرده ایم. راه آهن مشهد هرات هم در حال احداث است، طرح انتقال برق در مرحله تحقیقات قرار دارد.
فکر می کنم ما ۳ دولت فارس زبان، پتانسیل خوبی درهمه زمینه ها داریم. ۶۰% آب منطقه آسیای مرکزی در تاجیکستان قرار دارد. ذخایر معدنی ما بسیار فراوان است و بیشترین ذخایر نقره جهان در کشور ماست. افعانستان هم بیشترین معادن مس دنیا را دارد. ما ۳ کشور فارس زبان می توانیم در دنیا الگو باشیم. امیدوارم افغانستان زودتر آرام شود. مردم در تاجیکستان بسیار با شعر مانوس هستند و گویی هر یک از آنها، شاعر است. باید این ظرفیت ها را منسجم کرد.
▪ دیدگاه شما در خصوص اختلاف نظر برخی کشورهای منطقه در مورد تعلق برخی شاعران و فلاسفه تاریخی منطقه از جمله رودکی، فارابی و حتی ابن سینا به کشوری خاص چیست؟
ـ به نظر من باید تحمل کرد زیرا همه دوست دارند که بگویند شخصیت های بزرگ، متعلق به آنهاست. همه می گویند رودکی از ماست. نباید کشمکش داشت زیرا در این صورت ما می توانیم بگوییم رودکی تاجیک است زیرا محل تولد او در کشور ماست. می گویند فردوسی ترک یا آذری است یا ابن سینا، چرا؟ چون هرکس می خواهد آن را مال خود کند. به نظر من شخصیت های بزرگ به همه تعلق دارند مثلا مولانا که در بلخ متولد شده و در ترکیه مدفون است. ترکها می گویند مال ماست و افغانها هم این ادعا را دارند. اجازه دهید مال همه باشد تا جوانان از آنها بهره گیرند. این بحث ها به نفع هیچ کس نیست.
▪ اخیرا در رسانه ها در مورد ورود گسترده نمادهای فرهنگ غرب به جامعه تاجیک از جمله گسترش موسیقی غربی در میان جوانان تاجیکستان منتشر شده است. در ایران از این روند به عنوان تهاجم فرهنگی یاد می شود. آیا تاجیکستان با چنین روندی مواجه است؟ اگر پاسخ شما مثبت است آسیب های آن را چه می دانید؟
ـ من مخالف این تعبیر هستم. تاجیکستان یک کشور دموکرات و آزاد بوده و سیاست ما، سیاست درهای گشوده است و ما به لطف خدا در تقابل با هیچ کشوری نیستیم. ما با تمام دنیا مناسبات دیپلماتیک داریم. وقتی یک خواننده، سرود غربی یا ترکی یا ... می خواند به این معنی نیست که ما تاریخ و گذشته کهن خود را فراموش کرده ایم. در تاجیکستان، اسلام و مذهب جایگاه ویژه ای دارد. روزهای جمعه در مساجد ما جای سوزن انداز نیست و این امر بدون هیچ تبلیغ یا اجبار می باشد. این تصور بسیار غلط است. جوان می خواهد با رفتن به کنسرت روح خود را صیقل دهد. فرهنگ مرز ندارد.
با تشکر از جناب آقای میرزایِف كه وقت خود را در اختیار مؤسسهٔ ایراس قرار دادند.
موسسه مطالعات ایران و اوراسیا |