دومین نشست جلسه­ی نقد و بررسی کانون نمایش فرهنگسرای انقلاب عصر روز شنبه ۲۵ مهرماه ۸۸ با حضور نادر برهانی مرند، دکتر بهرام جلالی پور ، رحیم نوروزی و بهزاد صدیقی در تالار سپیده این فرهنگسرا برگزار شد.

نادر برهانی­مرند، کارگردان رمولوس کبیر در خصوص دراماتوژی متن و اجرای این نمایشنامه گفت: دراماتورژی این نمایشنامه کاملا آگاهانه در سه بخش صورت گرفت، یکی فشرده شدن و کوتاه شدن اثر به نفع حوصله­ی تماشاگر بود، به لحاظ محتوایی بود و در بخش سوم دراماتوژی این اثر از نظر بصری بود تا زیبایی شناسی صحنه و جذابیت بصری آن پدید بیاید.

وی افزود: علیرغم ترجمه استادانه استاد حمید سمندریان یک روحی بر ترجمه حاکم است که من در مقام کارگردان تلاش کردم جذابیت هایی را به آن اضافه کنم چون دوست داشتم مخاطب به فکر و اندیشه متن بیشتر دست پیدا کند.

در ادامه بهزاد صدیقی، در خصوص تغییرات انجام شده این متن گفت: نمایشنامه رمولوس کبیر نوشته­ی درونمات در اجرای برهانی­مرند در چندین صحنه کم شده و به نظر می­رسد که هر کارگردانی این وظیفه را دارد تا نمایشنامه ای را ، به خصوص نمایشنامه ی خارجی را برای اجرای خود انتخاب می کند ، تحلیل خود را داشته باشد و تغییرات لازم را با توجه به جامعه و مخاطبان خود بر روی متن اعمال کند. خوشبختانه گروه تئاتر معاصر و تعداد دیگری کارگردان­های تئاتر به تخصص دراماتورژی و بهره­گیری از دانش دراماتورژ رسیده­اند که یا خودشان علاوه بر کارگردانی، دراماتورژی نمایش را بر عهده داشته باشند یا از یک دراماتورژ بهره‌مند شوند.

وی ادامه داد: اما با همه این حرفها به نظر میرسد اجرایی که از این نمایشنامه مخاطبان دیدند یا ما تماشاگران شاهدش بودیم علیرغم آنکه اجرای نسبتا قابل قبولی بود ، می توانست به لحاظ اجرایی به صورت کاملا مدرنی اتفاق بیفتد و علیرغم آنکه در متن این اثر نویسنده اشاره می کند که طراحی لباس و دکور ترکیبی از لباس امروز و گذشته دور تاریخ روم باستان است به نظرم می­رسد از طراحی به صورت کاملا مدرن بهره برد .

برهانی­مرند در پاسخ بیان داشت: من موقع اجرای یک متن اصلا به این قضیه فکر نمی­کنم که مدرن کار کنم یا غیر مدرن، بیشتر به شکل بصری و جذابیت های صحنه ای و تحلیلی که بایستی درست اتفاق بیفتد فکر می­کنم . افراد دیگری این اثر را مدرن کار کنند و ببینم که آنها این نمایشنامه را چگونه اجرا می­کنند.

دکتر بهرام جلالی­پور در بخش دیگری از این نشست در ابتدا ضمن تشکر از مدیریت این فرهنگسرا و مسول کانون تئاتر آن که در حیطه­ی تئاتر دست به فعالیت های خوبی زده­اند و نیز تشکر از برهانی­مرند و گروه اجرایی شان برای آماده سازی اجرایی قابل قبولی از این نمایشنامه ی دورنمات درباره­ی اندیشه این نمایشنامه نویس سوئیسی گفت: برای نزدیک شدن به متن باید ببینیم در ابتدا درونمایه­ی متن چیست . بخشی از این درونمایه به بخشی از الهیات مسیحی است و رگه­هایی از کنایه به مذهب و عدالت مسیحیت در آن دیده می­شود . درونمایه اصلی آثار این نویسنده دست نیافتنی نیست . او معتقد است که برای دستیابی عدالت هر گونه تلاشی منجر به یک بی­عدالتی جدید می­شود چون انسان در زنجیر جبرها اسیر است.

جلالی­پور تصریح كرد: نمایش رمولوس کبیر از یک زیبایی­شناسی یکدستی برخوردار است و بیشترین جذابیت متن تجربه کردن طنز عجیب و غریب دولبه­ی دورنمات است . به نظرم دورنمات خیلی خوب به نمایشنامه آنتیگونه اشاره می­کند که رمولوس همچون آنتیگونه همسر و فرزندش را از دست می­دهد اما با این تفاوت که رمولوس از یک نوع انفعال خاصی برخورداد است.

برهانی مرند در ادامه­ی این نشست در خصوص تلفیق فرم کلاسیک و مدرن صحنه پردازی گفت: از آنجا که نویسنده به صراحت نام اثر خود را کمدی شبه تاریخی عنوان می­کند و اثر به لحاظ جغرافیایی و مکانی و زمانی الزاما به روم باستانی تعلق ندارد . سعی کردم خودم را محدود به زمان یا مکان خاصی نکنم و به همین وجه شبه تاریخی آن بسنده کردم . بیشتر برایم یکدستی مجموعه­ی عناصر اجرایی و شکل بصری و جذابیت های اجرایی مهم بود تا خودم را محدود به یکسری از عناصر کنم .

جلالی پور در بخش دیگری از سخنان خود در خصوص دراماتوژی این اثر یادآور شد: در شخصیت پردازی پرسوناژها به خصوص شخصیت رمولوس تلاش شد علاوه بر شکل کاریکاتورگونه­، آنها از یک آگاهی خاصی هم برخوردار باشند و همچنانکه آقای صدیقی به آن اشاره کرد رمولوس یک نوع شخصیت بهلول وار دارد و شاید به نوعی از اینجا متوجه می­شویم که نمایشنامه مدرن است و شخصیت ها فقط برای این طوری رفتار نمی­کنند یا حرف نمی زنند که ما به عنوان تماشاگران اثر به آنها بخندیم و در واقع نمایشنامه یک کمدی فارسی نیست بلکه آنها به طنز تلخ نزدیک می شوند و البته در بعضی از صحنه­ها به صورت محدود به هجو کشیده می‌شوند.

این استاد دانشگاه درباره طراحی صحنه و دکور گفت: داستان در چهار پرده و در ۲۴ ساعت اتفاق می افتد. به نظرم با وجود نکته های مثبت اجرا، نمایش خالی از اشکال نیست مثل این مساله که تغییر دکور برای این چهار صحنه می توانست با ظرافت بیشتر و دقیق تری صورت بگیرد و مثلا با چرخاندن آن می­توانستیم فضای داخلی از فضای خارجی خانه رمولوس را تفکیک کنیم تا در طول اجرا تماشاگر با یک شکل طراحی ثابت روبرو نشود. یا نحوه ورودها و خروج ها شخصیت­ها مخاطب را در ابهام و تردید قرار می­دهد. بعضی از شخصیت ها از سمت راست و چپ صحنه وارد و خارج می­شوند و بعضی­ها از کمد داخل می­شوند یا خارج . به همین دلیل تماشاگر مردد می­ماند که به چه دلیل این گونه این ورود و خروج ها طراحی شده است.

برهانی در پاسخ گفت: من هنگام کار به چیدمان صحنه، تحلیل کاراکترها و جذابیت های آن بیشتر فکر می­کنم تا چیزی دیگر . خیلی به دنبال تاویل های منتقدان یا تماشاگران توجه نشان نمی­دهم .

رحیم نوروزی، بازیگر نقشی امیلیان در نمایش رمولوس کبیر در پاسخ به این سووال که چه تحیلی از نقش خود دارید؟ با توجه به اینکه اخیراً از بازی در یک نمایش ایرانی و شرقی همچون نمایش مرغ مینا فارغ شدید، گفت: من در این اثر سهم کوچکی دارم . در آن نمایش یک طراح حرکات موزون بود که یکسری از حرکات را با او تمرین کردم برای اجرای نقشم خیلی برایم تفاوت نداشت که نقش ها از هم دورند یا نزدیکند . در تئاتر حرکات استلیزه تکنیک بازیگران و عوامل اجرایی مهم است و از آنجا که تئاتر زبان نشانه هاست و هر حرکت الزاما دلالت بر معنای ویژه ای می­کند و هر کدام از عوامل مثل یک ارکستر برای یک مجموعه واحد ، کار خودش را انجام می دهد .

وی افزود: بازیگر ژست هاواکت های خود را در نمایش اجرا می­کند و کارگردان در تصویر ذهنی که از نقش­ها دارد ، به بازیگران پیشنهاد می­کند که برای نزدیک شدن به خواسته های فکری اش آنها را انجام دهد . در نمایش مرغ مینا بیشتر از زبان بدن کمک گرفتم و استفاده کردم اما در این است ا میلیان یک آدم جدی است و سعی کردم واقع بینانه بازی کنم . تحلیل ویژه ای برای بازی نقشم در این نمایش نداشتم . تحلیل من از این نقش از خود نقش است . چیز بیشتری به آن اضافه نکردم تا این شخصیت یا نقشم را پیچیده کنم یا فلسفی کار کنم و به معنای خاصی ارجاع بدهم. حکومت رمولوس؛ حکومتی ابتر ودر حال فروپاشی است و نشانه های ساده ای از دیالوگ های آنها به زبان می آید و ترجمه می‌شود .

برهانی­مرند در پایان سخنان خود اظهار داشت: مبدا این اثر اتفاقات ساده است. روابط آنها شیرین و پر از معناست و در عین حال تلخ و تراژدیک است در قاموس کلی این اثر گروستکی و جود دارد و در آن حاکم است و متن از یک سادگی ظاهری برخوردار است که پس و پشت آن پر از مفهوم و معناست .

صدیقی نیز در آخرین بخش از سخنان خود ضمن خسته نباشید به گروه اجرایی این نمایش گفت : به نظرم کارگردان در این اثر برای انتخاب این تعداد بازیگر و تحلیل نقش زحمات بسیاری کشیده و تلاش کرده از همه­ی توانمندی­های گروه بازیگران استفاده کند اما تعدادی از شخصیت ها آنچنان که باید از خلاقیت­های بازیگری خود استفاده نکرده­اند.اما نباید بازی­های خوب بازیگرانی همچون سیامک صفری، سهراب سلیمی، رحیم نوروزی، و بسیاری دیگر از آنها را نادیده بگیریم که در ارائه نقش­های از خلاقیت­ها و توانایی های بازیگری خود بهره لازم را بردند .

بهرام جلالی پور و صدیقی در پایان این نشست در خصوص اندیشه­های فکری دورنمات و نیز شباهت­های فکری این نمایشنامه نویس با نویسندگانی همچون کافکا و بکت پرداختند و تاثیراتی که مذهب پروتستانی مسیحیت و جنگ جهانی دوم بر این نویسنده و اندیشه های او گذاشته بود ، سخن گفتند .