«جواد عابدی» بازیگری است كه در نقش هایی در قالب طنز كار می كند و چهره اش در دوربین مخفی آقای كنجكاو در خاطرمان مانده است.او همكاری دیرینه ای با مهران مدیری چهره موفق طنزپرداز كشورمان داشت كه می توان به آثاری مثل «نوروز ۷۷»، «جنگ ۷۷»، «ببخشید شما»، «پلاك ۱۴» و «نود شب» اشاره كرد.عابدی علاوه بر بازیگری كار در حیطه نویسندگی و كارگردانی را نیز تجربه كرده است. او به تازگی فیلم تلویزیونی «درس عاشقانه» را به كارگردانی، نویسندگی و بازی خودش به پایان رساند. اگرچه او كارگردانی و پشت دوربین را تجربه كرده است ولی به گفته خودش بازی جلوی دوربین را بیشتر دوست دارد. عابدی نخستین تجربه كارگردانی اش را كاری جذاب و نو می داند و می گوید: یك كارگردان باید شم مدیریتی در هدایت یك گروه داشته باشد.

از دیگر فعالیت های این هنرمند می توان به مدیریت موسسه فرهنگی هنری همای تصویر و سرپرستی تیم والیبال هنرمندان كشور اشاره كرد. او هم اكنون به عنوان مجری برنامه «پاییزانه» در بجنورد حضور دارد و همین حضور انگیزه ای شد كه بعد از پایان پخش این برنامه گفت و گویی با وی انجام دهیم كه با یك فنجان چای یك ساعت به درازا كشید كه از نظرتان می گذرد.

● چگونه وارد عرصه بازیگری شدید؟

▪ شروع فعالیت هنری ام با تئاتر در سال ۱۳۶۰ آغاز شد و سپس وارد گزارشگری در رادیو شدم. طبیعی است كه با بچه های تلویزیون رفیق شدم و همكاری كردم. نخستین كار تلویزیونی ام «دوربین مخفی آقای كنجكاو» بود. مسیر بازیگری را هم چنان با حضور در آثار متعدد سینمایی و تلویزیونی ادامه دادم تا هم اكنون كه در خدمت شما هستم.

● با چه كاری سینما را آغاز كردید و مردم شما را شناختند؟

▪ نخستین كار سینمایی ام را با نام «عشق شیشه ای» در كنار افسانه بایگان و پرویز پرستویی بازی كردم. هم چنین در فیلم هایی نظیر «بابا من زن بگیر نیستم» و «سفر خوش» نیز به ایفای نقش پرداختم. فیلم سینمایی «استخوان های بابام» را نیز در نوبت اكران دارم. در این فیلم در كنار اكبر عبدی، داریوش ارجمند و گوهر خیراندیش بازی دارم كه من و خانم خیراندیش در نقش مادر و پسر بازی می كنیم.

● چه طور شد كه به گروه مهران مدیری پیوستید؟

▪ بازیگری مانند تشكیل زندگی می ماند، همان گونه كه بر اثر یك اتفاق آقا و خانمی با یكدیگر ازدواج می كنند، همیشه یك اتفاق باعث شكل گیری ماجرایی می شود و سرنوشت انسان ها را تعیین می كند. همان طور كه در سخنانم بیان كردم، كار بازیگری ام را از تئاتر آغاز كردم سپس وارد رادیو شدم و بعد هنگامی كه شبكه تهران شروع به كار كرد به تلویزیون آمدم و با دوربین مخفی كارم را آغاز كردم، بعد از آن با «محمدصلاح علا» تهیه كننده برنامه ویژه نوروز آشنا شدم. البته من و مهران مدیری نیز اهل استان مركزی هستیم و چون من در وادی طنز فعالیت می كردم یعنی تئاترهایی كه خودم كارگردانی كرده بودم و نیز اجرایم در دوربین مخفی بار طنز داشت، باعث شد كه او پیشنهاد بازی به من را بدهد و در مجموعه های مدیری هم چون «نوروز ۷۷»، «جنگ ۷۷»، «ببخشید شما»، «پلاك ۱۴» و «نود شب» بازی كنم. به بازی در كارهای طنز علاقه مندم و نمی خواهم از این قالب خارج شوم.

● این چند سال اخیر كم كار بودید، ابتدا بفرمایید چرا كم كار بودید و چه كار هایی انجام می دادید؟

▪ ایران نبودم یعنی به اتفاق خانواده به مدت یك سال به امارات رفتیم تا پسرم در رشته زبان عربی در دبیرستان جمهوری اسلامی ایران این كشور ادامه تحصیل دهد. من نیز طی این مدت در باشگاه ایرانیان همكاری می كردم و جشن ها و مراسم آن جا را هم اجرا می كردم و هم مشاوره می دادم و ایرانیان را سرگرم می كردیم. بعد از یك سال گرمای آن جا روی شریان های سینوس های پسرم اثرات منفی گذاشت به همین دلیل به ایران بازگشتیم ولی چون اقامت امارات را گرفته بودم خودم دو سال و نیم در حال رفت و آمد بودم. سپس مجموعه «قصه های آبادی» و مجموعه «مجموعه» را برای سیمای خراسان رضوی ساختم كه آن جا با آقای علی آبادی تهیه كننده برنامه «پاییزانه» آشنا شدم و كار كردم. مجموعه های «افسانه شهر هرت»، «گروهبان ۳»، «كلید» و «ا مثبت» از دیگر فعالیت هایم به شمار می رود چنان بیكار هم نبودم.

● همه دوست دارند جواد عابدی را در كارهای طنز مدیری ببینند چرا دیگر با او كار نمی كنید؟

▪ هیچ گونه تضمینی نباید وجود داشته باشد كه انسان ها همیشه با یكدیگر كار كنند بلكه ما باید خانواده هنر را بزرگ كنیم و گسترش دهیم. ما نباید خودمان را محدود به یك سری آدم ها كنیم، مدیری نیز همین طور، من هم همین طور، شما نیز همین طور. تصور می كنم باید بیاییم هنر را پخش كنیم و آموخته های خود را اشاعه دهیم. ببینید هر روز خانواده صدا و سیما بزرگ و بزرگ تر می شود مانند همین خراسان شمالی كه مركز آن در بجنورد واقع شده است و روز به روز در حال پیشرفت است. همه این ها تامین برنامه می خواهند و مجبور هستیم كه معطوف به یك سری آدم ها و افراد خاص نشویم. اگرچه ما هنوز هم شاگرد هستیم ولی یك جا باید به خودمان اجازه بدهیم و شجاعت به خرج بدهیم، نترسیم و تولید كنیم. ما باید ۲۴ ساعت برنامه بسازیم چون آنتن نیاز دارد. با این شرایط اعضای یك گروه باید خودشان وهنرشان را اشاعه دهند.به طور مثال رضا عطاران، سعید آقاخانی، جواد عابدی، مهران مدیری، رامین ناصرنصیر و ارژنگ امیرفضلی همگی جدا و برای خودشان كار می كنند. وقتی با خود فكر می كنم می بینم بیش از ۲ هزار و ۴۷۰ آیتم نمایشی را در طول زندگی ام بازی كرده ام. شاید بگوییم اتفاقی یك ركورد است. هنگامی كه با اكبر عبدی در مشهد مشغول بازی در فیلم «استخوان های بابام» بودیم با یكدیگر بحث می كردیم و او می گفت تو خیلی وحشتناك كار كرده ای و درست هم می گفت چون ۴ سال شب و روز نداشتم.

● دوست دارید با مهران مدیری دوباره كار كنید؟

▪ با مهران مدیری خاطرات زیادی دارم و از او خیلی چیزها یاد گرفته ام. همه این را می دانند كه ما دو یار جدانشدنی از یكدیگر هستیم و سال ها با یكدیگر زندگی كرده ایم. اكنون هم با یكدیگر در ارتباط هستیم و خیلی زیاد دلمان برای یكدیگر تنگ می شود.

● چه طور شد كه به بجنورد برای اجرای برنامه «پاییزانه» آمدید؟

▪ ۲ دلیل عمده داشت. معتقدم كه همه جای ایران سرای من است و این سخن را سرلوحه زندگی ام قرار داده ام. ما اول ایرانی هستیم، بعد بجنوردی، بعد اراكی و ... ما همگی از یك ملیت هستیم و زیر یك پرچم زندگی می كنیم و طبیعی است اگر جایی نیاز احساس شد باید به هم نوع خود كمك كرد. همكارانتان در بجنورد از من دعوت كردند كه بیایم به حال و هوای این جا و به مجریان این شهر كمك و همكاری كنم من نیز با كمال میل پذیرفتم و اگر چیزی یاد داشته باشم از آموخته های خود به آن ها دریغ نمی كنم و به دیده منت قبول می كنم. هنگامی كه از من دعوت كردند كه اجرای برنامه «پاییزانه» را برعهده بگیرم برنامه خود را هماهنگ و تنظیم كردم و به بجنورد آمدم. اكنون هم این چند شبی كه اجرا داشتم از خوشحالی راحت نخوابیدم و در تلاش و تكاپو هستیم تا برنامه را به روز روی آنتن بفرستیم. معتقدم كه هنرمندان خودشان را نباید محدود به مركز كنند و اگر جایی نیازمند همكاری آن ها بود باید تعامل داشته باشند.

من علاوه بر تهیه كنندگی، نویسندگی و بازیگری، مدیر مسئول موسسه فرهنگی هنری همای تصویر هستم و سال ۱۳۷۵ موسسه را تاسیس كردم. هم چنین سرپرست تیم والیبال هنرمندان كشور هم هستم و عید نوروز با تیم هنرمندان در «كوالالامپور» مالزی بودیم. تنها پاسخم برای پذیرفتن اجرا در بجنورد سخن «همه جای ایران سرای من است» را می توانم بیان كنم.

● از كی وارد بجنورد شدید و آیا در این چند روزه بجنورد را شناختید و در تهران سعی كردید اطلاعاتی درباره شهرمان كسب كنید؟

▪ قبل از این كه به بجنورد بیایم «فامیل سرچ» كردم! (می خندد) دایی ام- خدابیامرز- در بجنورد ازدواج كرد و من كه از سن ۱۷ سالگی به بجنورد می آمدم در این شهر دوست و آشنا دارم و از طریق تریبون روزنامه شما به همگی آن ها سلام دارم و عذرخواهی می كنم كه نتوانسته ام طی این مدت به دلیل فشردگی كار خدمتشان برسم. بدون اغراق بگویم همیشه بجنورد را دوست داشتم و در این شهر احساس غربت نمی كنم.

● اجرا در یك شهرستان چه قدر با اجرا در تهران فرق دارد؟

▪ ببینید نمی دانم شما تا چه اندازه آگاهی به اجرا دارید ولی من به عنوان مجری وقتی جلوی دوربین می نشینم یك فضای كوچكی است كه صندلی برای مجری گذاشته اند كه روی آن می نشیند و یك دوربین هم مقابلت قرار دارد، كمبودها روی اجرای یك مجری اثری نمی گذارد. مجری با مخاطبش از طریق آن گیرنده كوچك در ارتباط است و می دانید كه لنز دریچه ای رو به جهان است یعنی باور كنید همین برنامه قابلیت پخش از آنتن های ماهواره ای را دارد و به طور حتم این اتفاق می افتد. طی برخوردهایی كه برای تست با دانشجویان داشتم به آن ها می گفتم كه هر زمان جلوی دوربین قرار گرفتند، دوربین را جدی بگیرند به خاطر این كه ممكن است از هر جایی سر دربیاورد و شاید هم آخرین باشد. این است كه اجرا نه برای من بلكه برای هیچ مجری دیگری با اجرا در تهران فرقی ندارد و فرقش این است كه در بجنورد مسیر استودیو تا منزلم نزدیك است ولی در تهران مسیر طولانی است. مقطعی در جام جم یك تا ۴ اجرا می كردم.«میعاد شبانه» هم برنامه ای ویژه ماه مبارك رمضان بود كه در سال پیش اجرا می كردم، آن جا باز هم به منزلم نمی رفتم. به خاطر می آورم وقتی قسمت آخر «میعاد شبانه» را اجرا كردم به دلیل فشار كاری این مدت عید فطر در بیمارستان بستری شدم ولی از اجرای خود راضی و خوشحال بودم. این است كه كمبودها روی هیچ اجرایی نمی تواند تاثیر بگذارد البته منطقی هم نیست. معتقدم فشار كار را تهیه كننده و كارگردان متحمل می شوند.

● نظرتان را درباره اجرای این برنامه، مردم بجنورد و برنامه «پاییزانه» بیان كنید؟

▪ اگر نخواهم كلیشه ای صحبت كنم، از خوانندگان مطالب شما خواهش می كنم اگر به نكاتی برخورد می كنند كه به بهتر شدن برنامه ما كمك می كند به شماره ۳۰۰۰۶۲۸ پیامك بزنند و یا با شماره ۲۲۶۲۹۲۰ تماس بگیرند.

ما از نظرات آن ها خوشحال می شویم و ترتیب اثر می دهیم و از نظرات بینندگان الهام می گیریم. اگر انتقادی به ما می كنند وقتشان را روی انتقادات غیر متعارف نگذارند بلكه همگی ما شانه به شانه گام برداریم تا برنامه خوبی بسازیم. بیاییم همه ما یك نقطه شویم، بیاییم همه ما مركز شویم، دست به هم دهیم عاشق كشورمان، عاشق استانمان باشیم. به جای این كه یكدیگر را پایین بیاوریم رشد كنیم، معلومات خود را به یكدیگر انتقال دهیم و بیایید دلیل موفقیت یكدیگر را جویا شویم؛ من خودم برای پیشرفت این كار را می كنم.

● خوب، به ما رمز موفقیت خود را بگویید؟

▪ من عاشق خداوند بزرگ هستم هیچ وقت شعار نمی دهم و بد كسی را نمی خواهم. زیباترین كاری كه یاد گرفته ام كمك به هم نوعم است. جواد عابدی خداوند پشتش است، وجدانش نیز بیدار است، بد هیچ هم نوعش را نمی خواهد و همه را نیز دوست دارد. وقتی می گویم عاشق مردم بجنورد هستم یعنی عاشق بینندگان برنامه «پاییزانه» نیز هستم.

از شما تشكر می كنم امیدوارم كه مدتی كه بجنورد هستید به شما خوش بگذرد و میزبان خوبی برای شما باشیم.

یك خواهش از شما دارم كه حتما این حرفم را به چاپ برسانید و لطف كنید و بگویید جواد عابدی می گوید این خانم ضیغمی چند روز پی گیر این است كه بنشینم با یكدیگر گپ خودمانی بزنیم به خدا از رفت و آمد و پی گیری اش خجالت كشیدم و خسته نباشید به خودتان از طرف من بگویید! خدا پشت و پناهتان.

ضیغمی