دیانت ، در احكام و ظواهر شریعت خلاصه نمی شود. مهمتر از این ظواهر، روح اعمال است. همان طور كه عبادت به نیت است ، نه به نفس رفتار پرستش گونه، دعا و نیایش نیز به یاد و توجه است نه به ورد و لقلقه لسان.
دعا تضمینی برای بخشش و در نتیجه جوازی برای معصیت نیست. ندامت و پشیمانی لازم است. استغاثه ، زاری و تضرع و فریادخواهی است و تا ندامت و عزم بر ترك دائم نباشد، اشك و آه و ناله، ریایی بیش نخواهد بود.
گریه بی شناخت نه فقط گرهی نمی گشاید كه خود گره است و مانع و حجاب. فرموده اند علم توحید هم اگر خالصاً لوجه الله نباشد، حجاب است. علم توحید در ظاهر همان مسیر شناخت خداوند است. دیگر چه برسد به ورد و اشك و ناله كه به خودی خود نه ارزشی دارند و نه موضوعیتی.
دعا، دست آویزی برای فرار از مسوولیت و راهی به ظاهر شرعی برای برآوردن خواهش های نفسانی هم نیست. گفته اند از تو حركت، از خدا بركت. و فرموده اند: «نیست برای انسان جز حاصل كوشش او (سوره نجم، آیه ۳۹)». نگفته اند از تو بی توجهی و تن آسایی و از خدا عنایت و استجابت.
تعبیر «سوراخ دعا جستن» در نتیجه همین تلقی متنزل از دعا و نیایش است كه بوجود آمده. برداشتی تن پرورانه از دعا كه به موجب آن به غلط پنداشته اند می توان هم تن آسا بود و هم بهره مند از بركات الهی. البته ممكن است در نتیجه این به ظاهر نیایش ها به ظاهر نعمت هایی نیز به دست آید كه نه مصداق لطف، بلكه مصداق عذاب خداوندی است كه در قرآن كریم از آن با نام «استدراج» یاد شده است.
نیایش در حقیقت نه این و نه آن، بلكه تجلی دل بریدن مؤمن از غیر و دل بستن او به حرم امن ایمان الهی است. مناجات، مظهر دوری از جلوت انسانی و پناه بردن به خلوت ربانی است.
زبان نیایش زبان معرفت و عرفان است و در نتیجه زبان عشق و وصل. زبان نیایش، زبان لحظات ناب شناخت و آنات خالصانه بندگی است و نیایش های به جای مانده از معصومین (ع) خصوصاً حضرت امام سجاد (ع) چشمه های جوشان این شور عشق و معرفت و مستی است.
به فرموده حضرت امام خمینی (ره): «ائمه طاهرین، علیهم السلام، بسیاری از مسائل را با لسان ادعیه بیان فرموده اند.
لسان ادعیه با لسان های دیگری كه آن بزرگواران داشتند و احكام را بیان می فرمودند خیلی فرق دارد. اكثراً مسائل روحانی، مسائل ماوراء طبیعت، مسائل دقیق الهی و آنچه را مربوط به معرفت الله است، با لسان ادعیه بیان فرموده اند. ولی ما ادعیه را تا آخر می خوانیم و متأسفانه به این معانی توجه نداریم و اصولاً نمی فهمیم چه می خواهند بفرمایند.» (جهاد اكبر یا مبارزه با نفس، ص ۳۷)
آزاد جعفری |