● مهران مدیری
اگر از سال ۸۶ چند ماهی باید می گذشت تا سر و صدای اعتراض ها به عملکرد رسانه ملی و یک برنامه مشخص (مثلاً کوله پشتی یا ساعت شنی) بلند شود، در سال ۸۷ فقط با گذشت یکی دو روز از سال جدید و پس از پخش چند قسمت ابتدایی سریال مرد هزارچهره، بازار شایعات و اخبار متناقض درباره این سریال و حواشی آن روز به روز داغ تر می شد.
در نبود روزنامه ها این وبلاگ ها و سایت های خبری بودند؛ که بازار اخبار و شایعات را داغ نگه داشته بودند؛ از شکایت سازمان ثبت احوال شیراز گرفته تا بازداشت مدیری توسط نیروی انتظامی و جلوگیری از پخش ادامه سریال و اعتراض هنرمندان به بخش هایی از سریال و البته بحثی که میان موافقان و مخالفان این سریال درگرفته بود. گروهی معتقد بودند اگر هنرمندان و روشنفکران خواهان نقدپذیری جامعه هستند حال که خودشان را در یک برنامه طنز به نقد کشیده اند صدایشان از هر قشری بلندتر شده است و گروهی دیگر معتقد بودند اصولاً دیواری کوتاه تر از هنرمندان و روشنفکران پیدا نکرده اند و هر جا که نمی توانند به دیگر صنوف بتازند به راحتی دست به انتقاد و مضحکه کردن این صنف و قشر می زنند. به رغم این گفت وگوها سریال تقریباً به طور کامل پخش و عید هم تمام شد اما نه مدیری دستگیر شد و نه خبری از شکایت سازمان های مختلف شد هرچند صدای اعتراض ها همچنان بلند بود اما برنده در این میان مهران مدیری بود که توانست بیشترین بینندگان تلویزیون در ایام نوروز را از آن سریال خود بکند. به هرحال فروردین رسانه ملی این گونه گذشت.
● رضا رشیدپور
رضا رشیدپور که سال ۸۶ با برنامه شب های شیشه یی بیش از پیش معروف شده بود، پس از یک استراحت چندماهه و انجام مطالعات جدید، برنامه یی با عنوان مثلث را روانه آنتن ها کرد اما این برنامه فقط یک شب دوام داشت. دلیلش هم نظرخواهی از مردم در مورد محسن نامجو و موسیقی اش بود که ظاهراً نتایج این نظرخواهی به مذاق مدیران شبکه ۵ سیما خوش نیامد. قطع ناگهانی پخش برنامه مثلث واکنش هایی در پی داشت. ابتدا گفته شد برنامه آزمایشی بوده و پس از تکمیل و انجام تغییرات مجدداً پخش خواهد شد سپس صحبت از اختیارات مدیران سازمان و صلاحیت آنها در تشخیص پخش یا عدم پخش یک برنامه به میان آمد و در نهایت مشخص شد مسوولان شبکه ۵ برای محکم کاری و جلوگیری از بروز مشکلات مشابه اقدام به تعطیلی این برنامه کرده اند اما پس از گذشت مدت زمانی نه چندان طولانی برنامه مثلث با تغییراتی و با عنوان مثلث شیشه یی روی آنتن رفت.
برنامه همان گونه که انتظار می رفت جذاب و پربیننده شد اما کم کم سر و صدای مخالفان به ویژه حامیان دولت از این برنامه بلند شد. این قضیه با حضور دکتر داود دانش جعفری وزیر مستعفی اقتصاد و دارایی دولت نهم وارد فاز جدیدی شد. در آن برنامه دکتر دانش جعفری سیاست های اقتصادی دولت را نقد کرد و همین مساله باعث شد مخالفان شروع به اعتراض کنند. بازار انتقادها و پاسخگویی ها در مورد این برنامه همچنان داغ بود که حضور علی عبدالعلی زاده وزیر مسکن و شهرسازی دولت هشتم و انتقادات شدید او از سیاست های دولت در بخش مسکن تیر خلاص را به برنامه مثلث شیشه یی وارد کرد. این دفعه دیگر حجم انتقادات حامیان دولت به قدری بود که دست اندرکاران برنامه و مدیران شبکه ۵ را یارای مقاومت نبود و به ناچار حکم به تعطیلی برنامه دادند. پس از آن شایع شد رضا رشیدپور عطای برنامه سازی برای شبکه تهران را به لقایش بخشیده و تا اطلاع ثانوی قصد حضور در این شبکه را نخواهد داشت تا مدتی هم به همین منوال گذشت تا اینکه رشیدپور در یکی از برنامه های ویژه شب های رمضان در شبکه ۵ حضور یافت. ظاهراً کدورت ها در حال برطرف شدن است. باید منتظر بود و دید.
● فریدون جیرانی
شبکه دوم سیما در سال ۸۷ سریالی را روی آنتن برد که متفاوت ترین واکنش ها را داشت. این بار اتفاقاً نه از توبیخ خبری بود و نه از تعطیلی، حتی سازندگانش از سوی ریاست سازمان تقدیر هم شدند. سریال مرگ تدریجی یک رویا از سوی جامعه ادبی و روشنفکری به بیانیه یی شدیداللحن علیه این جریان تعبیر و تفسیر شد. هر قدر مسوولان سازمان از این سریال به عنوان افتخار خود در نشان دادن چهره واقعی بعضی از جریان ها و تفکرات یاد می کردند، صدای مخالفان آن هم بلندتر می شد. در این میان فریدون جیرانی در مصاحبه ها به جای پاسخ به پرسش های منتقدان فقط به کلی گویی بسنده می کرد هر چند پنهان نمی کرد سریالی سفارشی ساخته است. سریال البته خوش ساخت و پربیننده بود و به همین دلیل گفته می شود ساخت سریال هایی پرهزینه تر و حجیم تر را به جیرانی پیشنهاد داده اند. نکته تامل برانگیز در مورد این سریال سکوت معنادار نویسنده آن بود. علیرضا محمودی در هیچ کجا حاضر نشد توضیحی درباره آن بدهد و سیاست سکوت را تا انتها حفظ کرد. گفته می شد قصه اولیه محمودی توسط جیرانی بازنویسی شده و شخصیت ها و حوادث حاشیه ساز موجود در اثر بازنویسی جیرانی به قصه اضافه شده است. جالب تر اینکه جیرانی حاضر نشده است نام خود را به عنوان بازنویس فیلمنامه در تیتراژ جای بدهد. این شایعات زمانی بیشتر رنگ واقعیت به خود گرفتند که خبر رسید علیرضا محمودی در مراسم تقدیر از سازندگان سریال حضور نداشته است. احتمالاً ناگفته های علیرضا محمودی از قصه اولیه و تغییرات آن و دیگر حواشی شکل گیری فیلمنامه شنیدنی خواهد بود.
شبکه ۴ که در این سال ها معمولاً کم حاشیه ترین برنامه ها را روانه آنتن کرده است، در سال ۸۷ چندان هم بدون حاشیه نبود. با تغییر رویکرد شبکه و اضافه شدن بر ساعات پخش برنامه های این شبکه، برنامه های جدیدی در جدول پخش جای گرفتند. از جمله برنامه یی با عنوان اردی بهشت که هر روز ظهر از این شبکه پخش می شد و اختصاصاً به موضوعات مرتبط با زنان می پرداخت. در ابتدا و به دلیل ساعت پخشش چندان جدی گرفته نمی شد اما کم کم با اقبال روزنامه ها و نشریات اصلاح طلب روبه رو شد. دلیلش هم طرح موضوعات مرتبط با زنان یا دقیق تر بگوییم فمینیسم از یک طرف و حضور مهمانان غیرمتعارف (از منظر رسانه ملی) از طرف دیگر بود. فرشته ولیمراد مجری کارشناس برنامه خودش از فعالان عرصه زنان و آشنا به این مباحث هم دلیل دیگر اقبال تحصیلکردگان به این برنامه بود. همان گونه که میزان اقبال مخاطبان به این برنامه اندک اندک بالا می رفت حجم انتقادات به آن هم روز به روز بیشتر می شد تا اینکه صبر مدیران شبکه چهار به سر آمد و با تغییر مجری کارشناس برنامه و تغییر رویکرد برنامه، غائله را ختم کردند. در واقع مدیران این شبکه نداشتن مخاطب جدی و پیگیر و عدم طرح موضوعات جدی را به انتقادات از این برنامه ترجیح دادند. اکنون هم این برنامه پخش می شود ولی نه حساسیتی روی آن هست و نه قرار است مخاطبان فرهیخته را با خود همراه کند.
● رضا عطاران
اگر حاشیه ساز شبکه سوم سیما در ابتدای سال مهران مدیری و مرد هزارچهره بود نیمه دوم سال با رضا عطاران یار دیرین مهران مدیری و بزنگاهش حاشیه ساز شد. هنوز چند قسمت از پخش سریال بزنگاه نگذشته بود که صدای مخالفان و در راس آنها شورای نظارت بر صدا و سیما بلند شد و کار به مصاحبه و بیانیه و گزارش های اعتراضی کشید.
قابل توجه اینکه این سریال نیز همانند ساعت شنی دیگر سریال جنجال آفرین تلویزیون از حمایت سازمان بهزیستی بهره مند بود. اعتراض ها و مخالفت ها همچنان ادامه داشت اما از دیگر سو منتقدان و روزنامه نگاران عموماً اصلاح طلب در یک اقدام هماهنگ پوشش وسیعی به این سریال دادند و لب به تمجید از آن گشودند و هر چند در میان کارهای رضا عطاران بهترین نبود اما همه بر این نکته متفق القول بودند که شاهد شاهکاری بی نظیر از عطاران هستند. پخش سریال در میان اعتراض ها پایان یافت و به زعم اکثر آمارهای غیررسمی پربیننده ترین سریال در بین شبکه های تلویزیونی شد اما هنگام اعلام آمار رسمی از سوی مرکز تحقیقات و سنجش برنامه یی صدا و سیما به رده های پایین تر نقل مکان کرد؛ اقدامی که از چشم منتقدان دور نماند و باز هم این سوال را در ذهن ها شکل داد که مدیران سیما تا کجا حاضرند به حمایت خود از برنامه یی که تحت مدیریت آنها ساخته شده و حاشیه ساز بوده، ادامه بدهند؟ و نکته یی که در این میان مغفول ماند، نقد و بررسی منصفانه سریال بزنگاه توسط منتقدان بود و آنچه عموماً شاهدش بودیم تعریف و تمجیدهای بی حساب و کتابی بود که نثار این اثر نه چندان شاخص رضا عطاران می شد.
● محمد صالح علا
دیگر برنامه مساله ساز شبکه چهار هرچند هنوز تعطیل نشده است، اما تغییرات عمده یی به خود دیده است برنامه دو قدم مانده است به صبح که در بین اهالی فرهنگ و هنر از جایگاه مناسبی برخوردار است، البته این برنامه از بدو تولدش هرازگاهی با حاشیه هایی همراه بوده است. حضور مهمانان متفاوت و طرح بحث های غیرمتعارف چندان هم برای سازندگان آن بی دردسر نبوده است. اما حضور رضا کیانیان به عنوان مهمان و محمد رحمانیان به عنوان میزبان در یکی از شب های این برنامه و صحبت های رضا کیانیان در مورد سینمای قبل از انقلاب و هنرپیشگان مطرح آن سال ها باعث جنجال بر سر این برنامه و نهایتاً منجر به کنار گذاشتن محمد رحمانیان از این برنامه شد. به گفته سعید بشیری تهیه کننده برنامه هر شب که برنامه تمام می شود انتظارش را دارم که فردا زنگ بزنند و بگویند برنامه تعطیل شد.برنامه های شبکه چهار باز هم حاشیه ساز بودند.
دو سه سالی بود که بینندگان این شبکه هفته یی یک ساعت بیننده برنامه آوای ایرانی بودند؛ برنامه یی که به موسیقی فاخر ایرانی می پرداخت. هرچند از ابتدا هم زمزمه هایی در مخالفت با آن به گوش می رسید اما کج دار و مریز به حیات خود ادامه می داد. اساساً مخالفت با پخش برنامه های اختصاصی موسیقی همواره وجود داشته و دارد و هر برنامه مشابه این برنامه هم ممکن است به سرنوشت آن دچار شود. در مورد تعطیلی این برنامه گفته می شود چون در یک برنامه به بررسی آثار رکن الدین مختاری پرداخته است باعث تعطیلی آن شده است. رکن الدین مختاری رئیس شهربانی دوران پهلوی اول بود که علاوه بر اینکه در قلع و قمع مخالفان و شکنجه آنها ید طولایی داشت نوازنده چیره دستی هم بود. البته قبلاً در سریال محاکمه به کارگردانی حسن هدایت مفصلاً به این شخصیت پرداخته شده بود. حال به چه دلیل طرح این شخصیت در یک برنامه کاملاً جدی تا این حد برای سازندگان آن گران تمام شده است، مشخص نیست.
● فرج الله سلحشور
حال که صحبت از سیمافیلم و روزگار قریب شد بد نیست به دیگر اثر تولیدی سیمافیلم بپردازیم که از اوایل سال روی آنتن شبکه یک سیما رفته است؛ سریال یوسف پیامبر به تهیه کنندگی، نویسندگی و کارگردانی فرج الله سلحشور که چندان هم بی حاشیه نبوده است. پس از پخش قسمت های آغازین سریال و اشارات تاریخی فیلمساز انتقاداتی از سوی بعضی از علمای حوزه به این اثر شد و در ادامه دیگرانی هم به خود جرات دادند از این اثر انتقاداتی بکنند اما هر بار فرج الله سلحشور در قالب یک مدافع تمام عیار و یک سخنگوی کارکشته در مقابل سیل انتقادات ایستاد و همه را با شیوه منحصر به فرد خود از میدان به در کرد و تقریباً هیچ گاه به ضعف های اثر خود اذعان نکرد. اگر از عدم پایبندی سریال به وقایع تاریخی انتقاد شد در جواب گفت من براساس مستنداتی این کار را کرده ام که به آنها شبهه یی وارد نیست.
اگر از کپی برداری فیلمنامه (یا چیزی با همین مضمون) انتقاد شد در جواب گفت من از روی دست خدا تقلب کرده ام و اگر از مشابهت های رفتار یوسف پیامبر با رفتار و گفتار دولتمردان نهم صحبت به میان آمد این تشابه ها را رد کرد... شاید به دلیل نوع برخورد سلحشور و شاید هم به دلیل کم اهمیت جلوه کردن این سریال نزد منتقدان، تاکنون نقد جدی و همه جانبه یی از این اثر نشده است و هر چه بوده در حد پرداختن های سطحی یا گفت وگوهای ژورنالیستی با عوامل سریال بوده است. امیدواریم پس از پایان پخش سریال شاهد نقد و بررسی بی طرفانه و کارشناسانه یی از این اثر در نشریات باشیم. سریال یوسف پیامبر البته پربیننده هم هست که دلایل بی شماری دارد؛ یکی زمان پخش آن و دیگری سابقه ذهنی بینندگان از قصه یوسف و زلیخاست و نکته آخر در مورد حواشی این اثر حجم پیامک هایی است که هر هفته برای این سریال و شخصیت هایش ساخته می شوند و بین مخاطبان می چرخند که در این میان بعضی از آنها واقعاً خلاقانه و ظریف هستند. از این نظر، سریال یوسف پیامبر رکورددار است و گمان نکنم تا مدت ها، اثر دیگری از این نظر بتواند رکورد آن را جابه جا کند.
● منصور ضابطیان
شبکه یک در همین اواخر یک برنامه حاشیه ساز دیگری هم داشت که تا حدودی موجبات دردسر سازندگان آن را فراهم کرد. برنامه نقره که حاصل تلاش منصور ضابطیان و همکارانش است در ایام پیروزی انقلاب اسلامی مهمانی داشت به نام محمدعلی نجفی و موضوعی داشت تحت عنوان بررسی سینمای قبل و بعد از انقلاب و در اینجا هم محمدعلی نجفی صراحتاً به دفاع از کاندیداتوری میرحسین موسوی پرداخت آن هم در بحبوحه گمانه زنی ها میان آمدن میرحسین یا خاتمی. واقعه برنامه دو قدم مانده به صبح با چند روز تاخیر عیناً تکرار شد. ظاهراً تا برگزاری انتخابات دهم ریاست جمهوری باید شاهد این گونه حاشیه ها در اکثر برنامه های صداوسیما باشیم. برنامه نقره البته تعطیل نشد اما قطعاً با محدودیت هایی مواجه شده و خواهد شد.
● کیانوش عیاری
حاشیه سازان شبکه سوم همچنان ادامه دارد. سریال روزگار قریب که از تولیدات سیمافیلم است از شبکه سوم سیما پخش شد و اعتراضاتی را در پی داشت. به زعم نگارنده این سریال یکی از فاخرترین آثار سال های اخیر تلویزیون بود که اتفاقاً با اقبال عمومی و اقبال منتقدان روبه رو شد. ماجرا از آنجا آغاز شد که در یکی از قسمت های آغاز این سریال و برای نخستین بار در تاریخ تلویزیون مرحوم مهندس بازرگان به عنوان یک شخصیت داستانی و تحت عنوان دوست صمیمی دکتر قریب بر صفحه تلویزیون ظاهر شد. اعتراضات ابتدا به صورت کمرنگ از گوشه و کنار ظاهر شد تا اینکه در ادامه پخش و طرح مباحثی در زمینه تقابل سنت و مدرنیسم و اشاراتی که به فرقه های بابیت و بهائیت شد بهانه لازم را به دست منتقدان داد تا هجومی همه جانبه را علیه این اثر کیانوش عیاری آغاز کنند. اما این انتقادات به مرور و با گذر از روزگار کودکی و نوجوانی قریب کمرنگ شد. از سوی دیگر عیاری با ظرافت هر چه تمام تر تقابل سنت و مدرنیسم را به تصویر کشید به گونه یی که کمتر بهانه به دست مخالفان داد. ضمن اینکه پس از پایان پخش سریال و تقدیرهایی که از سوی ریاست جمهوری، وزارت بهداشت و ریاست سازمان صدا و سیما نثار روزگار قریب و سازندگانش شد باب هرگونه مخالفت جدی با این اثر را بست. البته در این میان نباید از کیفیت بالای اثر و میزان پرداختن نشریات تخصصی و غیرتخصصی به آن هم بگذریم که باعث تغییر هر چند اندک دیدگاه مخالفان شد.
● عادل فردوسی پور
اما شاخص ترین و حاشیه سازترین برنامه تلویزیون در طول سال ۸۷ (تا لحظه نگارش این متن)، برنامه پربیننده و همیشه پرحاشیه ۹۰ بود؛ برنامه یی که ماهیتش با حاشیه گره خورده است و اگر حاشیه هایش را بگیریم به برنامه یی کاملاً عادی و خنثی تبدیل خواهد شد و اتفاقاً مجری و تهیه کننده آن عادل فردوسی پور هم به خوبی بر این نکته واقف است و به بهترین نحو از طریق پرداختن به حاشیه ها به شکلی کاملاً حرفه یی همیشه برنامه اش را در صدر پربیننده ها نگه داشته است.
حاشیه های برنامه ادامه داشت و اعتراضات کم و زیاد منتقدان هم مطرح می شد اما در یکی دو برنامه عادل فردوسی پور وارد حریمی شد که نباید می شد. در ابتدا از طریق زیر سوال بردن فدراسیون فوتبال و سازمان لیگ و جدل کلامی با عزیزمحمدی رئیس سازمان لیگ و متهم شدن تلویحی به اینکه او دستاوردهای ملی را کم اهمیت جلوه می دهد و... تا حدودی آتش زیر خاکستر منتقدان شعله ور شد. در هفته پس از آن، فردوسی پور به بهانه تغییر مدیرعامل پرسپولیس گفت وگویی را با آخوندی (عضو هیات مدیره پرسپولیس و سخنگوی سازمان تربیت بدنی) ترتیب داد ولی آخوندی به سوالات منطقی و مسلسل وار آخوندی را وادار به واکنش های منطقی نداشت تا جایی که وی خودش و سازمان متبوعش را از برنامه ۹۰ و مشخصاً برنامه یی که صفایی فراهانی را به عنوان مهمان دعوت کرده بود، بروز داد و اینجا بود که برای همه بینندگان مشخص شد سازمان تربیت بدنی و سخنگویش کینه یی چندماهه از برنامه ۹۰ و عادل فردوسی پور داشته اند و در پی فرصتی برای پاسخگویی بوده اند. برنامه ۹۰ به اتمام رسید اما ماجرای آن و سازمان تربیت بدنی و فدراسیون فوتبال تازه شروع شده بود. در ابتدا برنامه ۹۰ تحریم شده و به تیم ها دستور داده شد با دوربین ۹۰ گفت وگو نکنند.
سپس جوسازی ها بیش از پیش ادامه پیدا کرد، سیستم پیامک برنامه قطع شد و ماجرا تا جایی پیش رفت که در همه جا شایع شد برنامه ۹۰ تعطیل شده است. (در واقع هم این گونه بود) افراد سازمان تربیت بدنی و فدراسیون از این پیروزی خود خوشحال بودند اما گفته می شود با حمایت مستقیم ریاست سازمان صداوسیما برنامه ۹۰ مجدداً روی آنتن رفت و نظرخواهی از بینندگان هم رکوردی ماندگار به جا گذاشت. نزدیک سه میلیون پیامک به برنامه زده شد که حدود ۹۷ درصد آنها موافق رویکرد برنامه بودند. پس از این قضایا بود که بازار تکذیب ها شروع شد؛ اینکه هیچ کس دستور منع گفت وگو با دوربین ۹۰ را نداده است، یا سازمان تربیت بدنی و فدراسیون اصلاً خواهان تعطیل برنامه نبوده اند و... این بار حمایت مدیریت شبکه ۳ و ریاست سازمان از یک برنامه محبوب و تاثیرگذار کاملاً محسوس و مشهود بود و برخلاف نمونه های مشابه، برنامه سازان ۹۰ شاهد حمایت تا لحظه آخر از سوی مسوولان سازمان بودند؛ اتفاقی که باید برای تمامی برنامه های در معرض خطر بیفتد اما کمتر شاهدش هستیم و مگر می توان تمامی بینندگان میلیونی یک برنامه تلویزیونی را راضی نگه داشت؟
جدا از برنامه هایی که به آنها اشاره شد، موارد ریز و درشت فراوانی در طول یک سال گذشته در میان برنامه های تلویزیونی وجود داشتند که با حاشیه هایی همراه بودند. از جمله مساله همیشگی حذفیات فیلم های سینمایی ایرانی که همواره اعتراض سازندگان آنها را به همراه داشته است.
● محمدمهدی عسگرپور
در سال ۸۷ معروف ترین نمونه، اعتراض محمدمهدی عسگرپور به حذفیات سریال گل های گرمسیری بود. ویژگی این اعتراض به این است که عسگرپور خودش مدتی از مدیران تلویزیون بوده و اکنون هم عهده دار ریاست خانه سینماست.
مهدی علینقی پور |