«رضا میركریمی» كارگردان صاحب سبك و توانمند سینمای ایران، متولد ١٣٤٥ تهران است. وی تحصیلاتش را، در رشته گرافیك دانشگاه تهران به پایان رساند. كارگردانی را با ساخت چند فیلم كوتاه از جمله «خدا نزدیك است»، «برای او» ،«یك روز بارانی» و «خروس» آغاز كرد. میركریمی هم چنین دو مجموعه تلویزیونی «آفتاب و عزیزخانم» و «بچه های مدرسه همت» را نیز ساخته است. وی با ساخت فیلم «كودك و سرباز» ١٣٧٨ نوید استعدادی نوظهور، در عرصه كارگردانی را به منتقدان داد. اما «زیر نور ماه» ١٣٧٩ نام وی را بر سر زبان ها انداخت و این حقیقت را آشكار كرد كه «كودك و سرباز»، یك اتفاق نبوده است. میركریمی با كارگردانی فیلم های «اینجا چراغی روشن است» ١٣٨١ و «خیلی دور خیلی نزدیك» ١٣٨٣ جایگاه خود را نزد منتقدان تثبیت كرد و در فهرست كارگردانان خوش فكر و مستعد سینمای ایران جای گرفت.
وی با كارگردانی فیلم «به همین سادگی» ١٣٨٦ مایه شگفتی همگان شد. میركریمی با ساخت این فیلم، مسیری متفاوت را برگزید كه بر ارزش جایگاهش افزود. كسب جوایز مختلف از جشنواره های داخلی و خارجی، «به همین سادگی» را فیلمی «مدرن و نوگرا» معرفی كرد. میركریمی علاوه بر كارگردانی سینما، مسئولیت های اجرایی مختلفی در عرصه سینما داشته است. مدیرعاملی خانه سینما و عضویت در هیئت داوران چندین جشنواره داخلی و خارجی از جمله آن هاست.
فیلم «به همین سادگی» این روزها در «سن خوزه» و چند شهر دیگر آمریكا، بر پرده سینماهاست. میركریمی هم اكنون نیز به عنوان میهمان ویژه، در هفته فیلم ایران در فیلیپین حضور دارد. در این مراسم قرار است جدای از بررسی كارنامه سینمایی وی، فیلم «به همین سادگی» او، كه تاكنون از جشنواره فیلم فجر و چندین جشنواره خارجی موفق به كسب جوایز معتبری شده است، به نمایش درآید.
در فرصتی كه دست داد با وی درباره «به همین سادگی» به گفت وگو پرداختیم. وی نیز در نهایت صداقت و صمیمیت كه جای تشكر فراوان دارد، پاسخ گوی پرسش هایمان بود.
● دلم می خواست تجربه متفاوتی داشته باشم
میركریمی می گوید: پس از ساخت فیلم «خیلی دور خیلی نزدیك» و موفقیت آن نزد تماشاگران و منتقدان، عده ای انتظار داشتند كه همان سبك فیلم سازی را ادامه دهم. حتی داستانی نیز در همان سبك و سیاق نوشتم اما احساس كردم ساخت این اثر، چیزی بر تجربیات من اضافه نمی كند. دلم می خواست، تجربه جدید و متفاوتی در كارنامه ام داشته باشم. این گونه شد كه تصمیم به ساخت فیلم «به همین سادگی» گرفتم. «رضا میركریمی» درباره ویژگی های فیلم نامه «به همین سادگی» می گوید: سخن اصلی این فیلم، انتقاد به برخی بسترهای فرهنگی اشتباه در جامعه است. بسیاری از آمارهای خطرناك و تكان دهنده امروز، درخصوص فروپاشی كانون خانواده، در جامعه ناشی از كمبودهای عاطفی است. هدف من به عنوان یك كارگردان، بررسی این شكاف و گسست اجتماعی بود. اصولا «بی اعتنایی» و «غفلت» در كلان شهرها، شرایط سنگین و پرتنشی را بر جامعه و افراد تحمیل می كند. در حالی كه «طلاق عاطفی»، در جوامع كوچك تر كمتر رخ می دهد. زیرا افراد مسئول رفتارشان هستند. اما در جوامع گسترده، نامتوازن، غیرهدفمند و بی برنامه، انسان ها قربانی شرایطی هستند كه در دام آن گرفتارند.
● فیلم من زنانه نیست
رضا میركریمی مضمون فیلم «به همین سادگی» را «تنهایی» می داند و اظهار می دارد: می توان شرایط موجود برای «طاهره» را برای یك مرد هم در نظر گرفت. چون فیلم من زنانه نیست. هم چنان كه مرد داستان «به همین سادگی» آدمی تنها و قربانی شرایط دشوار اجتماعی است. البته برای ساخت فیلم در جست وجوی یك همكار بودم، تا روی قصه آن كار كنیم. خوشبختانه با كمك «شادمهر راستین» توانستیم در مدت زمان سه ماه نگارش و بازنویسی فیلم نامه را به پایان برسانیم.
واكنش مخاطب نسبت به فیلم «به همین سادگی»، برایم امیدواركننده و حتی شگفت انگیز بود. زیرا برخلاف تصوری كه نسبت به ذائقه تماشاگران داشتم، به راحتی با این فیلم ارتباط برقرار كردند. بی تردید اگر فیلم نامتعارفی ساخته شود، تماشاگران فهیم امروز، آمادگی تماشای چنین آثاری را دارند. من در «به همین سادگی» تلاش كردم درونیات زنان خانه داری را كه پیش چشم ما هستند اما دیده نمی شوند، به تصویر بكشم. میركریمی درخصوص شباهت فیلم نامه «به همین سادگی» با داستان هایی چون «چراغ ها را من خاموش می كنم» نوشته زویا پیرزاد می گوید: فیلم نامه «به همین سادگی» براساس برخی داستان هایی كه درباره زنان به نگارش درآمده، اقتباس شده است؛ چه داستان هایی كه خوانده ام، چه آن هایی كه نخوانده ام. در حقیقت این فیلم، انباشتی از خاطره و تجربه است.
● فرصت چندانی برای تجربه ندارم
«به همین سادگی»، طرح موضوع یك «گسست اجتماعی» و روایت یك «بحران پنهان» است. رضامیركریمی با اشاره به این نكته، اضافه می كند: ساده ترین نوع ارتباط در زندگی حرف زدن است. همگی ما، بیشتر از طریق سخن گفتن با یكدیگر ارتباط برقرار می كنیم. این در حالی است كه این نكته، تمام آن چیزی نیست كه در اطراف ما جاری است. دیالوگ، تنها بخشی از ارتباط بیانی است. بخش عمده ارتباط بین آدم ها، لحظاتی است كه ما از زاویه ای دیگر، به هم می نگریم. به باور من انسان های پیچیده با نگاه، حس و مكث های بین كلماتشان و حتی با واكنش هایشان، با هم سخن می گویند. بحرانی كه امروزه، به تدریج كانون خانواده ها را دربر می گیرد، تنها ناشی از «تنهایی آدم ها» نیست و مسائل دیگری، نیز در ایجاد این بحران، نقش دارد. میركریمی درباره تغییر شیوه كارگردانی اش در فیلم «به همین سادگی» می گوید: انتظاری كه از سوی تماشاگران حرفه ای و منتقدان، از من می رفت ادامه همان شیوه و سبك فیلم سازی پیشینم بود. اما چون فرصت چندان زیادی برای تجربه گونه های مختلف سینما ندارم، ترجیح دادم فیلمی بسازم كه به لحاظ شیوه و سبك كارگردانی، ریسك بالایی داشت. البته از این ریسك خشنودم چرا كه توانستم خودم را ثابت كنم.
«به همین سادگی» بخشی از یك قصه است كه تلاش كردیم برشی از زندگی، همراه با بحران درونی «طاهره» با بازی هنگامه قاضیانی باشد. بنابراین در پایان بندی فیلم ماندن «طاهره» خیلی قطعی و حتمی نیست. حضور وی در پایان فیلم یك ماندن با تعلیق است. انگار هنوز، «بحران» را پشت سر نگذاشته است.
● همواره منتظر این فرصت بودم
رضا میركریمی خاطرنشان می سازد: می خواستم تماشاگر پس از تماشای «به همین سادگی»، احساس كند كه زندگی عادی اش كه به نظر وی، همه چیز در آن سرجای خود قرار دارد، ممكن است كمبودهایی هم داشته باشد.
كمبودهایی كه وی وظیفه دارد آنها را جبران كند و برایشان راه حل مناسبی بیابد. به همین سبب، دوست داشتم فیلمی بسازم كه سرشار از حقیقت و واقعیت باشد. اثری كه آن قدر واقعی باشد كه تماشاگر، فراموش كند در حال تماشای فیلم است. ایده ساخت «به همین سادگی»، پیش از كارگردانی «خیلی دور خیلی نزدیك»، در ذهنم شكل گرفته بود. همواره منتظر این فرصت بودم تا براساس آن ایده فیلم نامه ای بنویسم. «به همین سادگی» به لحاظ روایی و شكل داستانی، ظاهری بسیار ساده داشت و با كارهای پیشینم، قابل قیاس نبود. اما با وجود سادگی، برایم بی نهایت دشوار به نظر می رسید. چون ساخت فیلمی كه با وجود داستانی كوتاه و صرفا با تكیه بر جزئیات و فضاسازی، بتواند یك معضل اجتماعی را به خوبی به تصویر بكشد چندان ساده نیست.
دلم می خواست وارد دنیای جدیدی شوم كه توأم با ریسك و هیجان باشد.
احمد صبریان |