۲۷ ژانویه ۲۰۰۹ (دوشنبه این هفته) یک تلویزیون محلی لس آنجلس فکسی دریافت کرد که در آن مردی به نام «اروین لوپو» نوشته بود با بانویش «آنا» هر دو مدیکال تکنیشن (کارمند فنی آزمایشگاه یا اسکن و عکس) در مرکز پزشکی کایزر در منطقه لس آنجلس از ۲۵ دسامبر (۳۳ روز پیش از آن) کار خود را از دست دادند و تلاش آنان که دارای پنج فرزند دو تا هشت ساله و از جمله دو تا دوقلو هستند برای یافتن کار دیگر به جایی نرسید و حتی موفق نشدند کار نگهداری از بچه ها در غیاب والدین (دی کر و بیبی سیتینگ) را به دست آورند.
از آنجا که پس انداز ندارند و قسط خانه عقب افتاده است، با هم (زن و شوهر) موافقت کردند که بهترین راه برایشان در این شرایط رفتن از این دنیا است و بهتر است بچه ها را هم با خود به آن دنیا ببرند زیرا نمی خواهند به دست دیگران بزرگ شوند و در بزرگی به روز آنان افتند زیرا وضعیت دنیا دارد بدتر می شود. این فکس هنگامی به دست شما خواهد رسید که ما هفت نفر دیگر زنده نیستیم. مسوولان تلویزیون (ک ای بی سی) جریان را به پلیس اطلاع دادند که پلیس گفت چنین تلفنی از جانب «اروین» به آنان شده است. پلیس به محل سکونت این خانوار واقع در ویلمینگتون (۱۸ مایلی مرکز شهر لس آنجلس و نه چندان دور از ساحل اقیانوس آرام) رفت. در یک اتاق خواب «آنا» در حالی که پسران دوقلوی دو ساله اش را در آغوش گرفته بود به خون نشسته بود و در اتاق خواب دیگر به همین گونه اروین و سه دخترش. در کنار جسد اروین تپانچه او روی زمین افتاده بود. خانه و اثاثیه آن نشان می داد این خانواده وضعیتی خوب داشتند.
خبرنگارانی که برای بازدید از محل به آنجا رفته بودند گزارش کرده اند در کنار بیش از نیمی از خانه ها ساین (تابلو) توقیف توسط بانک به چشم می خورد. قبلاً در همین منطقه پنج رویداد مشابه و ناشی از بیکاری و اقتصاد بد اتفاق افتاده بود از جمله قتل عام ۱۰ تن از اعضای یک خانواده به دست یک مهندس برق که کار خود و در نتیجه بانویش را از دست داده بود. تفسیرنگاران در این باره نوشته اند؛ پرزیدنت اوباما، مساله در همین جاست نه در افغانستان. صدها میلیارد دلار پولی که برای تجدید حیات بانک ها و تسهیل اعتبارات داده شده صرف خرید هواپیماهای اختصاصی ۵۰ میلیون دلاری برای مدیران بانک ها و میز و صندلی ۶۵ هزار دلاری برای دفاترشان و پرداخت پاداش های میلیون دلاری شده و مساله وام مردم و بیکاری را حل نکرده است، زیرا هر راه حلی در امریکای امروز گرفتار چنبره بوروکراسی بد می شود.
● جنایت دوم
«سامر گاراس» ۲۵ ساله ساکن «ال رینو» شهرکی نه چندان دور از اکلاهماسیتی امریکا با داشتن چهار فرزند از شوهرش «جیسون» طلاق گرفت تا زندگی بهتری داشته باشد. این دو در دوران دبیرستان با هم آشنا شده و ازدواج کرده بودند. طلاق «سامر» و شوهرش دهم دسامبر ۲۰۰۸ قطعی شده بود. تلاش بستگان جیسون و سامر برای سازش دادن آنان ادامه داشت که سامر با «جاشوا دورچو» مردی به سن و سال خودش آشنا شد و جاشوا پس از چندبار رفت و آمد آمادگی خود را برای ازدواج با او ابراز داشت و سامر بدون اطلاع از گذشته جاشوا حتی حاضر شد اجازه دهد از ماه بعد به خانه او برود و آنجا زندگی کند تا مقدمات ازدواج فراهم شود و در این مدت نیمی از هزینه خانه را بر عهده بگیرد.
از آشنایی و رفت و آمد سامر با جاشوا بیش از چهار هفته نگذشته بود که ۱۳ ژانویه ۲۰۰۹ تلاش بستگان سامر برای تماس تلفنی با او به جایی نرسید و در محل کار نیز حاضر نشد. سرانجام یکی از بستگان برای اطلاع از احوال سامر به خانه او رفت. اتومبیل سامر در آنجا نبود اما در ورودی خانه هم قفل نبود. این فرد وارد خانه شد و در آنجا با جسد او و چهار بچه اش روبه رو شد و از همان جا جریان را به پلیس اطلاع داد. پلیس به جست وجوی جاشوا و اتومبیل سامر پرداخت. این اتومبیل در فاصله یی دور، در ایستگاه قطار یافت شد. پس از انگشت نگاری از اتومبیل و بررسی سوابق جاشوا معلوم شد وی در عمر کوتاه خود چندبار به جرم سرقت اتومبیل، حمل ماری جوانا (مری وانا) و... به زندان افتاده بود و پس از تحمل آخرین محکومیت با سامر آشنا شده بود و... جاشوا به ارتکاب قتل متهم شده و انگیزه جنایت اعلام نشده است. |