مردی که در پی رابطه پنهانی با یک زن، شوهر وی را به قتل رسانده بود به قصاص محکوم شد.
این متهم دیروز در شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران تحت محاکمه قرار گرفت و بیش از آنکه از خودش دفاع کند، به اظهارات محمد شادابی نماینده دادستان گوش داد که او را مجرم خطاب می کرد. شادابی در توضیح ماجرا به هیات قضات گفت؛ ۲۴ خرداد ماه سال گذشته به پلیس خبر داده شد جسد سوخته مرد جوانی در یک پارک در مسعودیه پیدا شده است. پس از حضور پلیس در محل و آغاز تحقیقات مشخص شد جسد متعلق به مردی افغان به نام روح الله است که در خانه یی در نزدیکی محل کشف جنازه زندگی می کرده است.
وی ادامه داد؛ ماموران برای تحقیقات بیشتر همسر ایرانی روح الله را به اداره آگاهی فراخواندند. هرچند این زن در ابتدا منکر هرگونه اطلاعی از قتل شوهرش شد اما در تحقیقات بعدی لب به اعتراف گشود و مشخص شد وی با مردی به نام ابراهیم که متهم ردیف اول پرونده است، رابطه داشته است. ماموران متوجه شدند شب حادثه بعد از اینکه روح الله به محل کارش رفت فاطمه ابراهیم را به خانه اش دعوت کرد. اما ناگهان روح الله وارد خانه شد و ابراهیم خود را مخفی کرد. وقتی مقتول برای استراحت به اتاق رفت، ابراهیم نه تنها خانه وی را ترک نکرد بلکه در زیر پله مخفی و به همراه فاطمه مشغول کشیدن قلیان شد تا اینکه روح الله حضور وی را فهمید و با او درگیر شد. سپس ابراهیم و فاطمه با وارد آوردن ضربات گوشتکوب و چاقو و فشار بر گردن مقتول وی را به قتل رساندند و جسدش را در پارک به آتش کشیدند. شادابی ادامه داد؛ با توجه به اینکه مهسا دختر مقتول طفل است، پدربزرگ وی به نیابت از نوه اش و از طرف خودش برای قاتل تقاضای قصاص کرده است و من به عنوان نماینده دادستان تقاضای صدور حکم قانونی را دارم.
در ادامه پس از آنکه ولی دم مقتول نیز خواسته اش را بیان کرد به دستور قاضی عزیزمحمدی رئیس دادگاه ابراهیم در جایگاه قرار گرفت. وی گفت؛ اتهام قتل را قبول دارم اما من به تنهایی مرتکب قتل نشدم و فاطمه نیز ضرباتی را به شوهرش وارد کرد. وی افزود؛ روز حادثه فاطمه با من تماس گرفت و گفت شوهرش در خانه نیست و مرا دعوت کرد. من هم رفتم. با هم نشسته بودیم که یکدفعه روح الله وارد شد، من خودم را پنهان کردم و به زیر راه پله ها رفتم. روح الله در را قفل کرده بود و من نمی توانستم از خانه خارج شوم. تقریباً شب شده بود و من همچنان منتظر فرصتی بودم که از آنجا بیرون بروم در این فاصله فاطمه قلیان آورد که من بکشم. در حال کشیدن قلیان میوه یی بودم که روح الله بیدار شد و یکدفعه دیدم که بالای سرم ایستاده است.
متهم ادامه داد؛ به او گفتم دزد هستم و برای سرقت آمده ام، حرفم را قبول نکرد و به طرفم حمله کرد. فاطمه گوشتکوب را به من داد تا از خودم دفاع کنم. من هم دو ضربه به او زدم. فاطمه گفت؛ اگر او را نکشیم ما را خواهد کشت. بعد چاقویی به من داد، البته خودش هم شوهرش را زد، بعد هم من او را خفه کردم.
ابراهیم در مورد رابطه اش با فاطمه گفت؛ این زن به خاطر علاقه به من خودکشی هم کرده بود. او مرا دوست داشت و به من اصرار می کرد با او رابطه داشته باشم. ما چند بار با هم به پارک رفته بودیم و رابطه خاص دیگری نداشتیم.
بعد از دفاعیات این متهم و وکیل مدافعش، فاطمه متهم ردیف دوم در جایگاه قرار گرفت. وی اتهام معاونت در قتل را رد کرد و گفت؛ من هیچ نقشی در قتل شوهرم نداشتم. چند ماه قبل از این حادثه، با ابراهیم آشنا شدم. او همسایه مادرشوهرم بود. ابراهیم چندبار مرا تعقیب کرده و من متذکر شده بودم که همسر و فرزند دارم اما او دست بردار نبود تا اینکه رابطه ما شکل گرفت.
این زن ادامه داد؛ اوایل ازدواج من شوهرم را خیلی دوست داشتم، هرچند افغان بود و به خاطر همین مساله به من خرده می گرفتند. به زندگی ام علاقه مند بودم. چند سال که گذشت رفتار شوهرم هم عوض شد. او مشروب می خورد و با زنان دیگر رابطه داشت. هر وقت وارد خانه می شد و من به مستی اش اعتراض می کردم با عصبانیت کتکم می زد. بدرفتاری هایش باعث شده بود دیگر او را دوست نداشته باشم و با ابراهیم رابطه برقرار کنم. شب حادثه ابراهیم به خانه ما آمد. قرار نبود شوهرم به منزل بیاید اما برگشت و ابراهیم خودش را مخفی کرد. وقتی شوهرم وارد اتاق شد، در خروجی را نیمه باز گذاشتم و از ابراهیم خواستم خانه ام را ترک کند. گفتم شوهر من افغان است و اگر تو را ببیند، حتماً هر دو ما را خواهد کشت. ابراهیم قبول نکرد و در خانه ماند تا اینکه بوی قلیان باعث شد روح الله متوجه شود و آنها با هم درگیر شوند. فاطمه در ادامه گفت؛ من از ترسم به حرف ابراهیم گوش کردم و چاقو به وی دادم اما خودم هیچ ضربه یی به شوهرم نزدم. بعد هم که روح الله جان باخت ابراهیم خودش جسد را به پارک منتقل کرد و آتش زد. من قصد نداشتم با او همکاری کنم اما تهدیدم کرده بود اگر به حرفش گوش ندهم دخترم مهسا را اذیت می کند.
فاطمه ادامه داد؛ من شوهرم را دوست داشتم، حتی حاضر شدم به خاطر او به افغانستان بروم اما وقتی به من خیانت کرد رابطه ما تیره شد.
سپس ادامه جلسه محاکمه در خصوص اتهام رابطه نامشروع دو متهم غیرعلنی اعلام شد و هر دو در این بخش از دادگاه اتهام خود را رد کردند. بعد از پایان جلسه محاکمه هیات قضات شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران (عزیزمحمدی، رحیمی، بومی، مرادی و سری) وارد شور شدند و ابراهیم را به جرم قتل به قصاص، به خاطر آتش زدن جسد مقتول به پرداخت دیه و به جرم رابطه نامشروع به ۹۹ ضربه شلاق و فاطمه را به جرم معاونت در قتل و از بین بردن ادله جرم به ۱۸ سال حبس و به خاطر رابطه نامشروع به ۹۹ ضربه شلاق محکوم کردند. |