دو متهم به قتل که ادعا می کنند به خاطر ابتلا به بیماری روانی و صرع ناخواسته مرتکب قتل شده اند در فهرست اعدامیان قرار گرفتند.
یکی از این دو متهم پسری به نام بهمن است که در اصفهان مادربزرگش را به قتل رسانده و متهم دوم معصومه نام دارد و ادعا می کند به خاطر عود کردن بیماری صرعش و شوک ناگهانی، ناخواسته شوهر خودش را کشته است. نام این دو در حالی در لیست اعدامیان جای داده شده که برخی مدارک موجود در پرونده ها ادعایشان را چندان خلاف واقع نشان نمی دهد و حتی آنان و برخی محاکم با استناد به همین اسناد تبرئه شده بودند.
● همسر کشی
سال ۷۸ خانواده مردی به نام «م» با مراجعه به پلیس به خاطر ناپدید شدن پسر و عروس شان به نام معصومه شکایتی را مطرح و اعلام کردند آن دو مدتی قبل در یکی از شهرهای اطراف رفسنجان خانه یی اجازه کرده بودند اما اکنون خبری از آنها نیست. مدتی بعد معصومه شناسایی شد و مورد بازجویی قرار گرفت اما از سرنوشت شوهرش اظهار بی اطلاعی کرد و مدعی شد یکی از دوستان «م» یک شب دنبال او آمد و آن دو با هم بیرون رفتند و از آن به بعد «م» ناپدید شد. در حالی که ردپایی از مرد ناپدیدشده وجود نداشت، صاحبخانه زوج جوان که منزلش را پس گرفته بود با حفاری در باغچه اسکلت مردی را پیدا کرد و موضوع را به پلیس اطلاع داد.
تحقیقات صورت گرفته فاش کرد جنازه متعلق به «م» است و وی را کشته اند و این در حالی بود که معصومه فراری شده بود. اما این زن چندی بعد به پلیس مراجعه و خودش را تسلیم کرد. او قتل شوهرش را پذیرفت و گفت؛ آن روز من و «م» با هم دعوا کردیم. حین مشاجره شوهرم از پشت دو دستم را گرفت و من برای اینکه بتوانم خودم را خلاص کنم سنگی را که روی زمین بود برداشتم. فقط می خواستم ضربه یی آرام به دست وی بزنم تا مجبور شود رهایم کند. من به بیماری صرع مبتلا هستم و در همان لحظه دچار تشنج شدم و بدون اینکه اختیار رفتارم را داشته باشم ناخواسته دستم به گونه یی تکان خورد که سنگ به سر شوهرم اصابت کرد. حدود یک ساعت بعد وقتی به هوش آمدم دیدم او فوت شده است. از ترس جسدش را در باغچه خانه دفن کردم و در بازجویی های پلیسی هم که آن موقع انجام شد دروغ گفتم.
پس از تکمیل تحقیقات مقدماتی معصومه پای میز محاکمه رفت. اسنادی که بیماری صرع او را تایید می کرد از سویی و از طرف دیگر ارتکاب قتل و دفن جنازه سبب شد این پرونده دچار فراز و فرودهای زیادی شود، به گونه یی که چندین بار در مورد وی حکم صادر و هر بار از سوی دیوان عالی کشور نقض شد تا اینکه بالاخره بعد از گذشت ۹ سال کشمکش قضات دیوان عالی کشور حکم قصاص این زن را تایید کردند و نام وی در فهرست اعدامیان قرار گرفت. عبدالصمد خرمشاهی وکیل مدافع معصومه با اعلام اینکه قرار است معصومه پنجشنبه هفته جاری به دار آویخته شود، به خبرنگار ما گفت؛ با توجه به بیماری معصومه درخواست اعاده دادرسی کرده بودیم که این خواسته مورد موافقت قرار نگرفت. اکنون با توجه به اینکه معصومه ناخواسته مرتکب قتل شده و بیماری وی در وقوع این حادثه نقش عمده یی داشته است از رئیس قوه قضائیه درخواست می کنم اجرای حکم را متوقف کند تا این زن فرصت دوباره برای جلب رضایت اولیای دم مقتول داشته باشد و بار دیگر به زندگی بازگردد.
● قتل مادربزرگ
دومین محکومی که روزهای پایانی زندگی اش را می گذراند جوانی به نام بهمن است که در سن ۱۵ سالگی بدون هیچ انگیزه یی مادربزرگش را کشت. این جوان روز ۲۵ بهمن ماه سال ۷۵ با ضربات چاقو مادربزرگ ۷۰ ساله اش را به قتل رساند و یک روز بعد دستگیر شد. او به جرمش اعتراف کرد و گفت چون فکر می کرد مادربزرگش قصد دارد خودکشی کند ،تصمیم گرفت با کشتن این زن به وی کمک کند. بهمن همچنین ادعا کرد قصد داشته بعد از قتل خودکشی کند ولی نتوانست. از آنجا که اعترافات بهمن نشان دهنده اختلالات روحی و روانی وی بود این نوجوان به پزشکی قانونی معرفی شد و متخصصان ابتلای وی به بیماری روانی را تایید کردند. با استناد به این نظریه و چون متهم به لحاظ عقلی رشد نکرده بود قاضی پرونده او را تبرئه و والدینش را به پرداخت دیه به اولیای دم مقتول موظف کرد.
این رای با اعتراض فرزندان متوفی در دیوان عالی کشور مورد بررسی مجدد قرار گرفت و حکم نقض شد. دور دوم محاکمه بهمن به نفع این نوجوان نبود و قاضی جدید پرونده با استناد به اینکه متهم مسلوب الاراده نبوده است به قصاص وی حکم داد و این رای مورد تایید نهایی نیز قرار گرفت. در این اثنا بهمن اعلام کرد تفاضل دیه یی را که فرزندان مقتول باید برای اجرای حکم قصاص او بپردازند، می بخشد. از سویی دو نفر از اولیای دم نیز از خون بهمن گذشت کردند. با این وجود سایه چوبه دار از سر بهمن دور نشد و اکنون نام وی در فهرست اعدامیان قرار گرفته است. حسن آقاخانی وکیل مدافع بهمن به خبرنگار ما گفت؛ «روز ۱۷ بهمن ماه برای اجرای حکم تعیین شده است و تعدادی از فرزندان مقتول به قصاص بهمن اصرار می کنند و من درخواست دارم با توجه به شرایط ویژه موکلم حکم وی متوقف شود.» |