ایوب آقاخانی گفت: گروه تئاتر «پوشه» ترس و هراسی از تجربه‌های جدید ندارند و قرار نیست همیشه در یك فضا دست به تجربه بزنند، هرچند كه در این رفت‌وآمدها قطعا مخاطبانی را از دست می‌دهد و گروه دیگری از تماشاگران را به دست می‌آورد اما قطعا كار بعدی بهتر از كارهای قبلی است.

كارگردان نمایش «فصل خون» در نشست خبری كه عصر روز گذشته در تالار كنفرانس تئاترشهر برپا شده بود در ادامه درباره دلایل انتخاب قصه

«دُرشتی» از مجموعه داستان‌های علی اشرف درویشیان برای این‌كار گفت: درویشیان را عمیقا ستایش می‌كنم و مشخصا مجموعه داستان‌های كوتاه «دُرشتی» را كه مسیر درستی را طی كرده می‌ستایم.

او اضافه كرد: درویشیان در این مجموعه مسیر درستی را كه دیگر نویسندگان ادبیات جنگ گم كرده‌اند و یا به بیراهه رفتند و سر از جاهای فرمایشی درآوردند، نرفته و نتیجه‌ای كه گرفته به نظرم در یك مجموعه چند داستانی به اندازه كل وقار و اعتبار ادبیات جنگ ما ارزش دارد.

آقاخانی به ستوه آمدن از مجموعه آثار تئاتری وابسته به جنگ را یكی از اصلی‌ترین دلایل خود برای برداشت از این مجموعه دانست و افزود: آثار جنگی را دروغ‌گو، فریب‌كار، كلیشه‌زده و شعاری می‌بینم و غیر از تعدادی كه می‌تواند از شمار انگشتان یك دستم پایین‌تر باشد و آن‌ها هم انتقادی هستند كار قابل اعتنایی در حوزه جنگ ندیده‌ام.

او تصریح كرد: یكی دو سالی است كه اعلام كردم كه بعد از نمایش «زمین مقدس» قرار است، «مارمولك» را كار كنم، ولی به دلیل ضرورت و بزنگاه ادبیات جنگ ترجیح دادم این طرح را كه از اسفند ۸۶ نگارش آن شروع شده بود، به پایان برسانم كه نهایتا طی چهارماه و تا پایان خردادماه سال جاری نگارش آن تمام شد.

این كارگردان تئاتر خاطرنشان كرد: این طرح را بعد از مدت‌ها ورزدادن ذهنی نوشتم و از این جهت «فصل خون» می‌تواند حداقل از جهت دوری جستن از تمام آفت‌های این ژانر یك شروع دوباره برای ژانری باشد كه بدون امری ناگهان به منفورترین ژانر مخاطبان گسترده تئاتر بدل شده است.

آقاخانی تصریح كرد: در تمام دنیا تئاتر جنگ پتانسیل بالایی برای پرداختن به حوزه‌های دراماتیك دارد و آثار ارزشمندی در سینما و تئاتر دنیا به این ژانر می‌پردازند، ولی به طور كلی در ایران شاهد كارهای قابل اعتنایی در این زمینه نبوده‌ایم كه این مسئله ناشی از برخوردی ایدئولوژیك با عناصر تشكیل‌دهنده این ژانر است.

این هنرمند تئاتر در ادامه خود را متعهد به واكنش در برابر این اتفاق دانست و گفت: برای اهدای چیزهای از دست‌رفته در این ژانر دفاع می‌كنم و سعی دارم این نقطه‌های از دست‌رفته را به یاد مخاطبانم بیاورم، از این جهت فكر می‌كنم «فصل خون» سالم‌ترین كاری بود كه با حداقل شعار و یا مطلقا بی‌شعار درباره جنگ نوشته شد. درحالی‌كه سویه انتقادی نداشت و مسیری كم‌نظیر را به معنای نداشتن نمونه مشابه خود طی كرد كه البته این نكته به معنای كیفیت بالای اثر نیست.

او سپس درباره برداشت خود از داستان دُرشتی و میزان وفاداری به این داستان گفت: جز ایده مركزی داستان هیچ چیز در نمایش «فصل خون» ربطی به «درشتی» ندارد، یعنی جغرافیا، تاریخ، تك‌تك شخصیت‌ها و غیره ساخت ذهن خودم و با تعاریف مستقل خودش است، پس مسیر حركت آن داستان و «فصل خون» یكی نیست اما جرقه اولیه از همان داستان گرفته شده است.

آقاخانی با تأكید بر این‌كه «فصل خون» اقتباس محسوب نمی‌شود اضافه كرد: در بهترین شكل می‌توانم بگویم كه این نمایش یك الهام و یا اقتباسی كاملا آزاد است كه در آن نویسنده حق هرگونه دخل تصرفی را داشته است.

او همچنین درباره داستان‌پردازی متفاوت خود در این اثر و تفاوت‌های آن با شكل كلاسیك نمایشنامه‌نویسی گفت: در درام‌نویسی تئوری نسبتا جدیدی وجود دارد كه محصول دهه ۸۰ و ناشی از حركت روبه‌ رشد شالوده شكن‌هاست. در واقع این افراد نوعی از طرح‌ها و نمایشنامه‌ها را با عنوان طرح‌های مغناطیسی مطرح می‌كنند كه ویژگی اصلی این آثار بهره‌گیری از داستان‌های متعدد بی‌فرجام است كه تنها یكی از آن‌ها به فرجام می‌رسد.

او ادامه داد: در قیاس با این تئوری در نمایش «فصل خون» هم داستان‌های هم‌سنگی مطرح می‌شود، ولی از طریق به فرجام‌رساندن الگوی یك داستان آن را تبدیل به بخش طلایی كار می‌كنیم كه البته این داستان برعهده نویسنده و براساس نگاه و دورخیز اوست.

عضو كانون كارگردانان خانه تئاتر متذكر شد: در «فصل خون» نقطه طلایی این طرح مغناطیسی همان واقعه‌ای است كه بر سیروان گذشته و بقیه داستان‌ها حكم عناصر تشكیل‌دهنده اتمسفر اثر را دارد كه قطعا چنین تجربه‌ای خواه ناخواه سوالات متعددی و بی‌جوابی را از سوی تماشاگران در بر دارد.

آقاخانی ادامه داد: همه داستان‌های فرعی نمایش جز واقعه سیروان حكم عناصر فضاساز را دارند، ولی مخاطب هم‌چنان در پی پاسخ سوالات خود درباره روابط طرح‌شده در اثر است كه این مسئله نیز به تربیت شرقی‌مان و پیروی از كلیشه‌هایی كه در ذهن‌مان ثبت شده برمی‌گردد كه براساس آن همواره دوست داریم انتهای تمام داستان‌ها را بگیریم و بشنویم و در غیراین‌صورت با استهكاك مخاطب روبه‌رو می‌شویم.

او در پاسخ به ارزیابی واكنش مخاطبان در برابر این اثر گفت: واكنش مخاطبان برعهده من نیست چون من كارم را ارایه كردم، اما بعد از بررسی آماری گروهی از این مخاطبان به نتیجه جالبی رسیدیم كه تماشاگران این نمایش یا كار را خیلی دوست دارند و یا با آن هیچ ارتباطی برقرار نمی‌كنند و از این‌جهت «فصل خون» تجربه متفاوتی در كارنامه كارگردانی‌ام محسوب می‌شود.

این نمایشنامه‌نویس همچنین درباره دلایل موجود برای واكنش منفی تماشاگر در برابر چنین اثری خاطرنشان كرد: قبل از هرچیز این نمایشنامه درباره جنگ است و بعد از آن فضای كار اقلیمی و بومی است كه از این‌جهت می‌تواند نقاط دافعه‌ای برای تماشاگران محسوب شود، اما با این وجود این تجربه برای من ارزنده بود و در برخورد با روان‌شناسی مخاطب نتیجه خوبی گرفتم هرچند كه معتقدم هنوز كار ضعف‌های زیادی دارد و نمی‌تواند صددرصد مخاطبان را جذب كند، اما ما قیمت این تجربه را پذیرفته‌ایم.

او همچنین در پاسخ به دلایل ایستایی و سكوت در میزانسن‌های این نمایش گفت: ما به دنبال ارایه كاری عمیقا فضامحور بودیم و در تجربه این نمایش به میزانسن‌ها از طریق ساخت فضا و نه از طریق فرمایش و دستور كارگردان رسیدیم. یعنی دستور متن، اقتضای فضا و ضرورت روحانی نقش‌هایی كه ساخته شده بود، بیشتر از این را نمی‌طلبید و باید آن را برای منطقی‌ جلوه‌كردن كنترل می‌كردیم ولی با این وجود در نگاه به بازخورد تماشاگران طی این اجراها تغییراتی را در كار ایجاد كردیم.