مهمترین چالش های بین المللی در چند هفته ی اخیر مربوط بود به ادامه کشمکش های دیرینه ی بحران قفقاز و منازعات میان روسیه و آمریکا بعنوان دو قطب قدرت در مواضع سیاسی و جنگ سرد
۱ یکی از اصول پنجگانه سیاست خارجه ی روسیه مخالفت با جهان تک قطبی به سر کردگی آمریکاست. طبق گزارش بانک سرمایه گذاری گلد من ساکس ، روسیه تا سال ۲۰۴۰ به پنجمین اقتصاد بزرگ جهان تبدیل میشود و از طرفی به گفته ی هنری کسینجر وزیر امور خارجه ی اسبق آمریکا روسیه و آمریکا کنترل ۹۰ درصد از سلاحهای هسته ای جهان را در اختیار دارند ؛ با این فرضیه نبایستی از روسیه انتظار داشت با ساختار تک قطبی موجود کنار بیاید . از همین رو بود که ولادیمر پوتین در کنفرانس امنیتی مونیخ در فوریه سال ۲۰۰۷ ساختار تک قطبی جهانی که واشنگتن بر آن اصرار داشت را رد نمود و بازگشت به جهان دو قطبی را پیشنهاد نمود.
ممانعت با برنامه سپر دفاع موشکی آمریکا ، مخالفت با استقلال کوزوو ، همکاری با ایران و به رسمیت شناختن دو منطقه جدایی طلب اوستیا و آبخازیا از جمله مواردی است که در آن روسیه در برابر مواضع آمریکا ایستادگی کرده توانایی خود را به عنوان قطب دوم جهانی به رخ کشیده است.
۲ همکاری روسیه با ایران در مورد انرژی هسته ای در واقع پاسخی بود به برنامه سپر دفاع موشکی آمریکا ! واشنگتن ادعا میکند هدف از این برنامه مقابله با تهدید موشکی ایران به عنوان تروریسم است ، لذا خواستار احداث سپر دفاع موشکی در اروپاست در حالیکه روسیه مدعی است این برنامه تنها برای مقابله با روسیه طرح ریزی شده است نه ایران ! از اینرو به شدت با این طرح مخالفت نمود و با مشاهده ی بی اعتنایی آمریکا نسبت به درخواست خود سیاستی دیگر را در پیش گرفت و آن مخالفت با موضع هسته ای آمریکا در قبال ایران بود
۳ مایکل مک فول نویسنده ی آمریکایی در مقاله ای با عنوان روسیه، دموکراسی، آمریکا یاد آور شده است:«جهت گیری کلی سیاست خارجی روسیه بدون تردید همسویی با غرب میباشد.پوتین وقتی که به منافع استراتژیک بلند مدت روسیه در جهان می اندیشد، توجه خود را معطوف به غرب میکند نه شرق یا جنوب» در واقع ایران در موضع روابط سیاسی روسیه نقش یک برنده در برابر سرکشی های آمریکا را بازی میکند که روسیه میخواهد از آن برای رام کردن آمریکا و دریافت امتیازاتی گسترده استفاده نماید. وقت کشی های روسیه در اجرای تعهدات خود نسبت به انرژی هسته ای ایران نیز به گفته ی بسیاری از تحلیلگران ، امتیازی بوده است که روسیه به کشورهای غربی داده است.
۴ بحران اوستیا در واقع یکی دیگر از بازی های سیاسی روسیه در برابر آمریکاست. کشور گرجستان هم اکنون به عنوان پل ارتباطی میان روسیه و دریای سیاه از موقعیت جغرافیایی و اقتصادی خاصی برخوردار بوده همواره روسیه بر این کشور ادعا و نظر داشته است گرجستان مدتهاست به صورت کشوری مخالف منافع روسیه در سطح خاورمیانه نقش بازی مینماید که البته بسیاری این بازی گرجستان را ناشی از حمایت و نظارت آمریکا بر این کشور میدانند که هم اکنون به شکل پایگاهی آمریکایی تهدیدی برای روسیه تلقی میگردد.
روسیه هم اکنون آبخازیا و اوستیای جنوبی را به عنوان کشورهایی مستقل و خارج از حاکمیت گرجستان به رسمیت شناخته دخالت آمریکا در برابر این بحران داخلی را شدیدا محکوم نموده است. موضع کنونی روسیه هم اکنون سبب تغییر مرز بندی ها و آغاز جنگ سرد و درگیری های لفظی کشورهای درگیر در حوزه ی دیپلماتیکی گردیده است.
۵ در جهت گیری های کلی سیاست خارجی روسیه احتمال استفاده ی مجدد از ایران به عنوان برگ برنده ی روس ها جهت منزوی نمودن آمریکا بسیار است همانگونه که روسیه چراغ سبزهایی را نیز به ایران نشان داده و اخیرا یکی از نمایندگان خود را جهت پیگیری های هسته ای ایران به این کشور اعزام نموده است و معاون نماینده ی روسیه نیز در تاتو اعلام کرد: ما خواستار حل مسالمت آمیز مسئله ی هسته ای ایران هستیم و روسیه اجازه نمیدهد که این کشور بسیار مهم(ایران) در معرض تهدید قرار گیرد
با این فرض رفته رفته وقت آن رسیده که ایران در معادلات استرتژیکی موجود موضع خود را در برابر آمریکا و روسیه مشخص نماید. با توجه به آنکه ایران ناخواسته وارد بازی سیاسی روسیه گردیده است، بایستی هوشیارانه مهره های بازی را خود در دست گرفته بازی را به نفع خود با دریافت امتیازات هسته ای از روسیه به اتمام برساند.
منابع : سایت های خبری فارس نیوز، آفتاب ، تابناک و باشگاه اندیشه
روزنامه های ابرار(۲۱/۱۰/۸۶) و کارگزاران(۳۱/۴/۸۷)
سید محمد علی علوی |