نقاشی، هنری ماندگار است. آثار به جای مانده از غارهای آلتامیرا در فرانسه موید این نكته است كه هنر نقاشی خاصیت بقا در طول تاریخ را دارد و لذا می تواند پس از خلقش توسط هنرمند برای تمام هنردوستان و مخاطبان سال های آتی باقی بماند و جذابیت خود را حفظ كند.

در این میان زیر شاخه هایی از هنر نقاشی وجود دارند كه آثاری را تنها یكبار و برای مخاطبانی خاص و به منظور و مقصود مشخص خلق می كنند و پس از نیل به اهداف آفریننده اش از بین برده می شوند. نقاشی شنی یكی از این زیرشاخه هاست كه علی رغم عمر كوتاه اش اهمیت بسیاری در طول حیات بشر دارد. نقاشی شنی، شاخه ای از هنرهای تجسمی است كه توسط شن ریزه های رنگی بر روی سطوح تخت خلق می شود. این هنر را هنر نقاشی خشك هم می نامند و معمولا برای مقاصد مذهبی و در آیین های روحانی به كار می رود. ویژگی موقتی بودن آثار نقاشی شنی سبب شده است كه تصاویر مستند و مستدلی از این هنر برای عصرحاضر باقی نماند و تنها از روی زندگی بومیانی كه همچون پیشینیان می زیند، می توان به وجود چنین هنر غنی در گذشته های دور پی برد. بومیان آمریكای جنوبی، راهبان تبتی و بومیان استرالیایی، امروزه تنها شاهدان زنده هنر نقاشی شنی هستند.در میان بومیان آمریكای جنوبی كه به ناواجوها شهرت دارند، نقاشی شنی از اركان برگزاری مراسم های شفابخشی بیماران است. در این آیین، مرد درمانگر (هاتاتایی) بر روی سطحی به نام هوگان كه مراسم در آن جا برگزار می شود ترسیم نقاشی به وسیله شن ریزه ها را بر عهده دارد.

این شخص می بایست با مهارت و تسلط ویژه ای بتواند دانه های ریز شن را كه از انگشتانش بر روی زمین می ریزند كنترل كند. مرد درمانگر در طول ترسیم نقاشی از بیمار سوالاتی را می پرسد و از او می خواهد تا در مركز نقاشی قرار گیرد. در اینجا نقاشی به منزله یك روش درمانی تلقی می شود. درست به همان شیوه ای كه روانشناسان در درمان برخی از بیماری های روحی از تكنیك نقاشی درمانی استفاده می كنند. با قرار گرفتن بیمار در مركز نقاشی، او جزئی از تركیب بندی اثر می شود. درمانگر متناسب با حالات روحی بیمار از رنگ های متفاوتی استفاده می كند و در نهایت اثری را خلق می كند كه تقارن و هارمونی دارد. بنا به اعتقاد بومیان، قرار گرفتن در میان نقاشی به بیمار كمك می كند كه بخشی از نیروی شفادهنده را جذب كند. فرم های سمبلیك كه توسط شن ریزه های رنگی پدید آمده اند همانند یك شاهراه انرژی عمل می كنند.

كنكاش چشم بیمار در میان فرم ها و رنگ های متنوع و نیز جسمیت دانه های شن ریزه كه به نوعی درمان پذیر را در برگرفته، سبب می شود تا روح او به پالایش و تحولی درونی دست یابد. گرچه ناواجوها خود معتقدند كه با ترسیم نقاشی در حقیقت دنیایی نمادین از زندگی ارواح بزرگ را به نمایش می گذارند و این انرژی ارواح است كه بیمار را شفا می دهد. پس از بهبود بیمار، نقاشی شنی وظیفه خود را انجام داده است و به خاطر آنكه نیروهای اهریمنی بیمار جذب نقاشی شده است آن را از بین می برند. در یك مراسم مذهبی بیش از ۳۰ نوع طراحی مختلف می تواند به اجرا درآید. تاكنون حداقل ۶۰۰ تا ۱۰۰۰ طرح مختلف از نقاشی های ناواجوها شناسایی شده اند. آیین های مذهبی كه در آن از نقاشی شنی استفاده می شود معمولاً در چند مرحله صورت می پذیرند كه در اصطلاح چانت نامیده می شود.

نقاشی شنی در نزد ناواجوها قوانین و مقررات خاصی دارد. زنان حق شركت در مراسم را ندارند چرا كه بر مبنای عقیده ایشان، نیروهای ساطع از نقاشی می تواند بر روی كودكان متولد نشده تأثیر بگذارد. این مراسم ها به صورت محرمانه انجام می گیرد و حق هیچگونه تصویربرداری از آنها وجود ندارد. تنها پس از پیگیری های فراوان كارشناسان هنری بود كه موافقت مردان درمانگر ناواجو در بازسازی برخی از نقاشی ها برای عرضه به جهانیان جلب شد. تصاویری كه همینك دركتاب ها و بر روی اینترنت منتشر شده اند كپی هایی از نقاشی های اصلی است كه در بسیاری از موارد هم با اصل آن مغایرت دارد.راهبان بودایی در آن سوی كره زمین و در سرزمین تبت، نگاه متفاوتی به نقاشی شنی دارند. اگر بپذیریم كه زندگی كوتاه و فانی است، نقاشی شنی نمادی از این نوع تفكر پیرامون فلسفه حیات است. راهبان بودایی برای خلق یك نقاشی شنی چندین روز وقت صرف می كنند و پس از اتمام نقاشی آن را از میان می برند تا به فانی و كوتاه بودن عمر اشاره كنند. در طرح های نقاشی شنی راهبان تبتی، از فرم های ماندالا استفاده می شود. ماندالا در سانسكریت به معنی دایره است و در ادیان بودا و هندو به عنوان نمادی برای جهان هستی به كار می رود. طرح های ماندالا، دایره هایی نمادین برای تمركز بر خویشتن و جستجو در درون انسان هستند.

مركز دایره جدول ماندالا برای تمركز در حین مراقبه دینی بكار می رود. تقارن در نقاشی شنی تبتی ها نیز از اركان نقاشی است و اشكال متقارن هندسی ماندالا خودبخود توجه شخص را به مركز دایره جذب می كنند.در طی یك مراسم افتتاحیه ترسیم یك نقاشی شنی معمولاً توسط دو راهب به طور همزمان آغاز می شود. در روز اول خطوط خارجی طرح ماندالا بر روی سطح چوبی با دانه های شن مشخص می شوند. در روز دوم شن های رنگی به وسیله یك ابزار سنتی به نام چاك پور فواصل خطوط را پر می كنند و پس از چند روز كل اثر به وسیله قرار گرفتن دانه های رنگی شن در كنار هم قابل تشخیص است. ویژگی نقاشی های شنی تبت در فرم های ماندالا آن است كه بیننده را به تفكر در موقعیت زمین و انسان وا می دارد. در حال حاضر شن ریز ه های رنگی به عنوان یك ابزار خلاق در آفرینش های هنری توسط هنرمندان استفاده می شوند. در برخی از خیابان های آمریكا این نقاشی ها با الگوبرداری از هنر ناواجوها و یا راهبان تبت ترسیم می شود و به عمد تلاشی برای ماندگاری آنها نمی شود تا توسط عوامل جوی و انسان ها از بین بروند.