«احمدرضا احمدی»، شاعر معاصر، شب گذشته در برنامه «دو قدم مانده به صبح» برای نخستین بار پس از انقلاب در تلویزیون حاضر شد.
«احمدرضا احمدی»، پس از «محمد شمس لنگرودی» شب گذشته به تلویزیون رفت تا مخاطبان وی چهره او را برای نخستین بار پس از پیروزی انقلاب در تلویزیون ببینند.
در برنامه دیشب كه «رشید كاكاوند» به عنوان مجری قدم اول این برنامه، با احمدی سخن می گفت، تمایل داشت این شاعر در مقابل دوربین راحت باشد تا بینندگان با همان احمدرضا احمدی كودك مواجه باشند. كاكاوند بارها در طول گفت وگو، كودكانگی را از ویژگی های شعری احمدی توصیف كرد كه در كنار تصویر گرفتن از واقعیت ها، اهمیت دادن به اشیاء و فقر از دیگر ویژگی های كار اوست.
احمدی درباره شعر خود گفت كه من در شعر از خودم هم تقلید نكردم و همیشه خوشحالم از اینكه راه های از پیش رفته را نرفتم و كاكاوند حرفش را چنین تأیید كرد كه احمدرضا احمدی شدیدا خودش است.
كاكاوند درباره رابطه نزدیك احمدی با سینماگران پرسید. احمدی پاسخ داد: با سینماگران و موزیسین ها بیشتر از شاعران ارتباط برقرار می كنم. سپس یادی از دوست صمیمی خود مسعود كیمیایی كرد و ادامه داد: من و مسعود هر دو از راه های اثبات شده نرفتیم. البته این راه تقلید نكردن توام با تنهایی و افسردگی شدید است. بلاهایی در این چند وقت به سرم آمد كه حالا دخترم گفته امشب دربارش صحبت نكنم. این وضعیت ادامه داشت تا اینكه آدم های جدید وارد زندگیم شدند.
سپس كاكایی درباره فیلم هایی كه احمدی با آن ها همكاری كرده از وی پرسید. احمدی در فیلم «پستچی» داریوش مهرجویی بازی كرده است. در «بانوان بهشت» رخشان بنی اعتماد نریشن می خواند و «زن دوم» كار اخیر سیروس الوند به تهیه كنندگی فرشته طائرپور، آنونس خوانده است. البته بعد از همه این ها احمدی صادقانه گفت كه برای ارتزاق آنونس و نریشن می خوانم.
در این قسمت برنامه «محمد صالح علا» وارد سخن شد و از بینندگان جان اجازه خواست تا به مرغزار دیگری بروند و فیلمی درباره احمدی ببینند كه فیلمبردار این فیلم «بهمن كیارستمی» بود. همچنین در این فیلم عمران صلاحی و داود رشیدی هم حضور داشتند.
پس از نمایش فیلم، قسمت دوم صحبت های احمدی پیرامون مسئله منتقد و نقد بود. احمدی گفت: من تا حالا نقدهایی كه راجع به من نوشته شده را نخواندم؛ چون معتقدم نقد و منتقدان هم جسارت هنرمند را می گیرند و هم ناخودآگاه هنری را.
او ادامه داد: شعر ناب در زندگی ما و سن و سال ما شعری است كه متكی به حافظه باشد. «فروغ فرخزاد» در اواخر زندگی سعی كرد كه گذشته ادبی و شعری خود را بتكاند، ولی خوشبختی من این است كه از همان اول ریلم را پیدا كردم.
كاكاوند به احمدی گفت كه هر كلمه ای به شعر شما راه می یابد كه محصول احساسات زمان خلق شعر است و او پاسخ داد: برای ورود به شعر من باید كفش هایتان را دربیاورید و وارد شوید و با چشم هایتان جور دیگر نگاه كنید.
احمدی با بیان اینكه زیباترین كار هنر ناخودآگاه بودنش است، بیان داشت: خوشحالم كه هیچ وقت از خط خودم بیرون نیامدم و رمان ننوشتم. چون ظاهرا این روزها رمان نوشتن مد شده.
بعد كاكاوند از احمدی خواست شعری بخواند و این شاعر، «عابران خاموش» را از مجموعه « چای در غروب جمعه روی میز صرف می شود» را خواند كه بنا به گفته خودش مخاطب آن «بیژن جلالی» بود.
احمدی در پایان باز هم از دنیای سینما سخن گفت: كسی كه در سینما كارش با كار من در شعر برابر است، عباس كیارستمی است. او هم مثل من پی همه چیز را به تنش مالیده و به او هم می گویند كارش قصه ندارد. |