پیروزی پرسپولیس مقابل صباباتری، محصول تفاوت هایی بود كه از روی نیمكت و در تفكرات كادر فنی تیم تا داخل زمین و حتی روی سكوها شكل گرفته بود. افشین قطبی احساسات و ترسی كه در بسیاری از روزهای حساس بر وجودش و تفكراتش حاكم می شد را كنار گذاشت و در حقیقت آرمانی ترین چیدمان ممكن را برای مقابله با صبا برگزید.
تركیب اولیه و یازده نفره ای كه از پرسپولیس در زمین دیدیم، نشانه عقلانیت قطبی بود. قرار دادن مهره هایی كه می توانستند جریان بازی را در نیمه دوم تغییر دهند، بهترین رفتار تاكتیكی و علامتی از دور شدن قطبی از احساسات اولیه بازی بود.نیكبخت نه به خاطر تنبیهات انضباطی و حسین بادامكی نه به دلیل ناآماده بودن مطلق، كه دقیقا برای داشتن نیروی كافی در نیمه دوم روی نیمكت نشستند. اگر بخواهیم به تغییر روش بازی پرسپولیس اشاره كنیم، باید ابتدا آزاد شدن كریم باقری در میانه زمین و قرار گرفتن او پشت سر تك مهاجم را ببینیم. باقری دقیقا در پستی قرار گرفت كه سال ها پیش، زیرنظر سیروس قایقران تك تك شرح وظایفش را شناخت.
در همین فضای پستی بود كه باقری در تیم ملی، اسباب صعود تیم ملی به جام جهانی را با بازی فراموش نشدنی و گل های سرنوشت سازش فراهم كرد. پیراهن شماره ۶ كریم در همان سال ها آرزوی هر نوجوانی شد. باقری به اصل خود بازگشت و فراموش نكنیم نه به واسطه تك گلی كه به ثمر رساند كه از نظر كیفیت بازی اش باز هم ستایشی ویژه را برای خود به ارمغان می آورد. در اینكه پرسپولیس كه مقابل صبا قرا گرفت را نمی توانیم با همین تیم در تك تك بازیهای گذشته اش قیاس كنیم هیچ تردیدی نیست. نمایش پرسپولیس منهای ۱۰ دقیقه پس از گل برتری و ۱۵ دقیقه آغازین نیمه دوم قابل قیاس با گذشته نبود. روحیه ای مثال زدنی برای هجوم و پیروزی ، تلاش مستمر برای هجوم آوردن و دور ریختن احساس ترس از گل خوردن در زمان برتری ... شاید روحیه پرسپولیس وام دار از سكوهایی بود كه هیجان هدیه می داد و البته شجاعتی كه كادر فنی سرانجام خرج كرد.تماشای سیمای پرسپولیس، دیروز در ورزشگاه آزادی، گویای یك واقعیت بود. تیمی كه مقابل صبا قرار گرفت، هیچ نشانه ای از كینه ورزی ها و دودستگی ها نداشت.
پرسپولیس صاحب اتحادی بود كه این هم بخش به بخش تقسیم می شد، میان استیلی و قطبی كه چه در ابتدای بازی و چه در انتهای مسابقه، شادمانانه با هم به سوی هوادارانی می رفتند كه این بار در حساس ترین مقطع زمانی، نه فریادی علیه دیگری كشیدند و نه معنی دار و یك سویه علیه هم جبهه بندی می كردند. در زمین مسابقه، همین احساس و همین اتحاد و یكدلی به شكلی وابسته از نیمكت و سكو خود را نشان می داد. آیا چهره نیكبخت كه بعد از گل برتری لبخند می زد یا شادمانی استیلی كه او هم محكوم می شد در جشن گلزنی تیمش شركت نمی كند را كسی نمی دید پرسپولیس یادآور تیم متفاوتی بود. تصویر بسته مردان قدیمی این تیم، مثل پیروانی، عابدزاده، محمدخانی و شاهرودی كه به ورزشگاه آمده بودند، هوادار پرسپولیسی را با خودش به عقب می برد... به سال های دورتر ... شاید چیزی نزدیك به یك دهه پیش .
همان تیمی كه قهرمانی اش را با چنین بازیكنانی از ابتدای لیگ به ثبت می رساند. پرسپولیس دیروز نمایی از همان شخصیت فراموش شده اش را به رخ كشید؛ تیمی با ادعای قهرمانی، تیمی با شخصیت قهرمانی، هر چند دیرهنگام!جمعیت یكصدهزار نفره ای كه عصر دیروز فریادكشان ورزشگاه آزادی را ترك می كرد، نشاطی رادر وجود خود می دید كه محصول بازگشت پرسپولیس به عرش بود. امروز باید پرسید كدام نیرو، كدام اراده و كدام حركت فرهنگی یا اجتماعی می توانست دیروز نیمی از سیمای شهر تهران و جامعه ایران را اینگونه شاد كند ! تصور كنید دیروز و امروز استقلال به جای سپاهان یا لااقل در جایگاه خودش در كورس قهرمانی بود. چقدر به انرژی و شعف شهرهای ما اضافه می شد
پرسپولیس سرنوشت قهرمانی را به روز آخر كشید و این بهترین اتفاق برای گرم ماندن لیگ بود. آیا همین مجموعه (نیمكت و سكو و داخل زمین) می توانند شعف این بازی را شنبه هم تكرار كنند ! تا روز شنبه، ساعت ۳۰:۱۶ پلك نزنید. قرار است آزادی منفجر شود.
پیام یونسی پور |