سیاست هایی که ولادیمیر پوتین در دوره ریاست جمهوری خود پیگیری کرد، در واقع ادامه سیاست هایی بود که ۵ سال بعد از فروپاشی شوروی، در دوره دوم ریاست جمهوری یلتسین و وزارت امورخارجه پریماکوف دنبال می شد.
در واقع به دنبال تحولاتی که در روسیه به وقوع پیوست، پوتین همان مسیری را دنبال کرد که توسط یوگنی پریماکوف طی شده بود. البته در دوران پوتین شاهد تحولاتی در مقایسه با دوران گذشته بودیم، که از آن جمله می توان به تقویت رویکرد واقع گرایانه در سیاست خارجی این کشور، با توجه به اهرم های گوناگون قدرت اشاره کرد. بخصوص اینکه روسیه با توجه به شرایط جغرافیایی خود،یک چهارم در خاک اروپا و سه چهارم آن در آسیا واقع شده است
با توجه به آرمانگرایی و خوش بینی افراطی که درباره مقاصد غرب، در کمک کردن به روسیه وجود داشت، گرایش واقع گرایی رهبران روسیه را برآن داشت که به سوی ضرورت تامین منافع ملی سوق پیدا کنند. این روند که از دوره یلسین در سال ۱۹۹۰ آغاز شده بود ،در دوره پوتین ادامه یافت. البته باید این نکته را در نظر داشت که موفقیت های سیاست خارجی پوتین، در کنار ادامه این مسیر، مرهون افزایش قیمت جهانی نفت وگاز است، که در نهایت توانست مقام روسیه را به عنوان ابرقدرت انرژی در قرن بیست ویکم تثبیت کند. در واقع پوتین با کمک این اهرم موثر قدرت، توانست اهداف سیاست خارجی خود را به گونه ای استوار و مصمم پیگیری کند. این مصمم بودن خود را در بستن شیر گاز بر روی کشورهای اروپایی که ۲۵ در صد انرژی مورد نیاز خود را از این کشور تامین می کنند، نشان داد.
آقای مدودف در حال حاضر توان و انگیزه تغییر سیاست های حال حاضر داخلی و خارجی روسیه را ندارد. در واقع توجه به نوع انتخاب شدن دیمیتری مدودف توسط ولادیمیر پوتین و معرفی وی به جامعه روسیه و در نهایت نحوه برگزاری انتخابات نشان می دهد که مدودف سیاست های پوتین را، که پیگیری منافع ناب و خالص روسیه است، دنبال خواهد کرد. در واقع مدودف همچنان استراتژی تقویت و ثبات امنیت در داخل روسیه و نیز پیگیری منافع ویژه روسیه در سیاست های منطقه ای و بین المللی ادامه خواهد داد، ولی بی تردید روسیه در پیگیری این سیاست ها در دوران مدودف با چالش های جدی مواجه خواهد بود. به هرحال به نظر می رسد که پوتین همچنان در کنار مدودف برای پیشبرد اهداف یاد شده، تلاش خود را خارج از پست ریاست جمهوری ادامه خواهد داد.
در زمان حاضر می توانیم انتظار داشته باشیم که سیاست های مدودف در ادامه سیاست های آقای پوتین باشد، ولی همانطور که اشاره کردم، پس از تحکیم مبانی قدرت مدودف، متناسب با تحولات بین المللی و رابطه بین بازیگران قدرتمند درجهان، می توانیم در سیاست های روسیه شاهد تغییراتی باشیم. ولی جهت گیری کلی که پس از فروپاشی شوروی شکل گرفته، دگرگون نخواهد شد.
در واقع گذار از غرب گرایی به سوی ارواسیایی گرایی جدید ادامه خواهد داشت.
درباره جمهوری های استقلال یافته با توجه به حساسیت های ویژه روسیه، می توان ادامه حفظ نفوذ این کشور و نیز بازسازی موقعیت روسیه در میان این جمهوری ها را انتظار داشته باشیم. در واقع این موضوعاتی نیست که با تغییر رهبران روسیه قابل تغییر باشد. به هرحال فکر می کنم که این چالش ها ادامه خواهد داشت. در واقع روس ها یاد گرفته اند که علی رغم پافشاری که بر روی برخی مواضع دارند، دربرابر به دست آوردن منافع مورد نظر شان، انعطاف لازم نشان دهند. به نظر می رسد که سیاست های عمل گرایانه پوتین همچنان ادامه خواهد یافت. بدون شک این واقع گرایی در سیاست خارجی روسیه، در نوع رفتار این کشور در قفقاز و آسیای مرکزی آثار خودش را نشان خواهد داد. در نهایت به نظر می رسد که آنها هم مانند همه بازیگران سعی می کنند این بحران ها را براساس منافع خود کنترل و مدیریت کنند .
نویسنده : الهه کولایی |