قطعا مادربزرگ ها و قدیمی تر های فامیل، آن روزها را به یاد دارند. آن قدیم ها دیگر رسم شده بود از همان موقع كه دختر پایش به مدرسه باز می شد، مادر خانواده هم شروع می كرد به تهیه جهیزیه! دختر كه به ۱۳ ۱۲ سالگی می رسید، كم كم خواستگارها در خانه را از پاشنه درمی آوردند. اگر دختری به هر دلیل تا ۱۷ ۱۶ سالگی ازدواج نمی كرد، كم كم همه به این فكر می افتادند كه حتما عیب و علتی در كار است.
اما امروز، دیگر از آن روزها تنها خاطره باقی مانده است. حالا دیگر در هر خانه ای را كه بزنی، دست كم یكی دو دختر دم بخت در آن پیدا می شود كه یا در آستانه سن ازدواج هستند، یا به دلیل بالا رفتن سنشان، كم كم می روند تا به جرگه مجردین تارك دنیا بپیوندند كه دیگر امیدی به تشكیل زندگی مشترك ندارند.
این كه سن ازدواج بالا رفته، تورم و بیكاری بیداد می كند، پسرها تمایلی به ازدواج زودهنگام و پذیرش مسوولیت زندگی متاهلی را ندارند، دخترها سطح توقعات شان بالا رفته، موانع و مشكلاتی مانند پول، مسكن شخصی، خودرو و ... كه همچون غول بزرگی بر سر راه جوانان دم بخت قرار گرفته اند، همه و همه واقعیات انكارناپذیری هستند كه امروزه ازدواج جوانان را با تاخیر مواجه كرده است.
اما آنچه در این میان قابل تامل است، این است كه یا بعضی از دختران و پسران زیادی مشكل پسند هستند یا معتقدند تا شخص دلخواهشان را پیدا نكنند، حاضر به ازدواج با هركس نیستند. در این میان، دختران جوان دم بخت، شرایط به مراتب دشوارتری نسبت به پسران را تجربه می كنند، چراكه براساس سنت های قدیمی، یك دختر اگر تا سال ها هم از سن ازدواجش بگذرد اما به هر دلیل ازدواج نكرده باشد، هیچ گاه نمی تواند اگر احساس كرد پسری از هر لحاظ با وی همخوانی داشته و در صورت ازدواج زندگی نسبتا موفقی باهم خواهند داشت، پیشنهاد ازدواج را با وی مطرح كند.
در این شرایط معلوم است كه چه می شود. این دختران در صورتی كه مرد مورد نظر خودش پا پیش نگذارد یا فرد مناسبی از او خواستگاری نكند، آنقدر مجرد می ماند تا كم كم بپذیرد در طالع او زندگی مجردی نوشته شده است.
امروزه با ورود به عصر فناوری و پیشرفت های علمی، كم كم این نظریه از سوی متخصصان مطرح شده كه دیگر دختران مجرد در سن ازدواج هم نباید دست روی دست بگذارند تا فرد مورد نظر، خود لطف كرده و برای خواستگاری پا پیش بگذارد، بلكه درست این است اگر دختر یا پسری احساس كردند كه طرف مقابلشان، همانی است در آسمان دنبالش می گشته اند و حالا برحسب اتفاق روی زمین پیدایش كرده اند، باید فورا دست به كار شده و این فرصت را از دست ندهند.
طرفداران این نظریه، امروز نظرات كارشناسانه خود راجع به ازدواج را در قالب راه اندازی موسسات در مراكز همسریابی (كه معلوم هم نیست مجوز فعالیت خودرا از كدام مرجع قانونی گرفته اند) روی دختران و پسران دم بخت در انتظار ازدواج، پیاده می كنند.
اگر شما هم یكی از همان خوانندگان پر و پا قرص صفحات ضمیمه آگهی های برخی روزنامه ها باشید، قطعا در میان انواع و اقسام آگهی های رنگارنگ و ریز و درشت، جملاتی از این دست كه در «ازدواج آگاهانه حق شماست» یا «همسر ایده آل تان را از ما بخواهید» برای لحظاتی هم كه شده توجهتان را به خود جلب كرده است. اینها شعارهای زیبا و فریبنده موسسات جدید و نوظهوری هستند كه به شیوه های مدرن، زمینه ازدواج های مدرن را رقم می زنند ؛بنگاه های همسر یابی.
● خانه امید عذب اوغلی ها
بیشتر این موسسات برای معرفی خود و جذب مشتری، اولین كاری كه پس از گرفتن یك شماره ثبت به عنوان یك شركت یا موسسه قانونی انجام می دهند، راه اندازی فعالیت اینترنتی است كه روی آن شماره های تماس، نشانی، نحوه فعالیت و عضو گیری، مدارك و شرایط لازم برای ثبت نام متقاضیان در موسسه را اعلام می كنند. طبیعی است با این اطلاع رسانی وسیع كه از سوی گردانندگان این قبیل موسسات صورت می گیرد، پیدا كردن شماره تماس و نشانی آنها برای دختران و پسران جوان جویای ازدواج، كار چندان سختی نخواهد بود.
كنجكاوی برای سر درآوردن از كار موسسات همسریابی، وسوسه ام كرد تا در یك ظهر نیمه آفتابی اسفند ماه، راهی یكی از این موسسه ها كه براساس آنچه روی سایتش آمده در مدت چند سال راه اندازی برای خودش كلی طرفدار پیدا كرده شدم.
اگرچه نشانی در ظاهر خیلی سرراست است، اما این دومین مرتبه است كه كوچه مورد نظر را از بالا تا پایین برای پیدا كردن پلاك موسسه طی می كنم، اما این بار همین طور كه راه می روم، با دقت بیشتر تابلوهای كوچك و بزرگ نصب شده بر سردر ساختمان ها را نگاه می كنم.
بالاخره رویت شد! اما نه آن طور كه تصورش را می كردم. پلاك... یك در شیشه ای، ساختمانی تقریبا قدیمی كه بیشتر شبیه یك واحد مسكونی است تا یك موسسه خدماتی اجتماعی.
روی دیوار سمت راست ساختمان، تابلوی كوچكی به اندازه یك كف دست(!) با نام موسسه مورد نظر به زحمت خودنمایی می كند و روی زنگ طبقه چهارم نوشته شده: «موسسه خانه...»
بی درنگ زنگ را می فشارم و صدای زنی آن سوی آیفون مرا به داخل دعوت می كند و بلافاصله در به رویم باز می شود.
پا كه به داخل ساختمان می گذارم، پله های نسبتا بلند، فضای سوت و كور و دیوارهایی كه از چند جا ترك خورده، احساس ناخوشایندی در من ایجاد می كند. نه رفتی و نه آمدی. در طبقات اول و دوم انگار خاك مرده پاشیده اند. راه پله ها آنچنان ساكت و خلوت است كه ترس و دلهره برای لحظاتی مرا در ادامه رفتن مردد می كند.
میان كشمكش برای ادامه دادن یا ندادن، در راهروی طبقه سوم، روی یكی از دیوارها روی كاغذ كوچكی با خودكار نوشته شده: «به طرف موسسه...»
احساس نه چندان خوشایندی كه تا لحظاتی پیش داشتم، با ورود به یك مكان نه چندان رسمی، كمی كاهش می یابد. برخلاف انتظارم انگار برای میهمانی به خانه اقوام آمده ام تا یك موسسه خدماتی. سالن ورودی فرش شده است. در گوشه هایی از سالن چندین اتاق به چشم می خورد. خانم منشی كه همزمان نقش كارشناس موسسه را هم ایفا می كند، مشغول صحبت با یك مراجعه كننده است. از فرصت استفاده كرده و به بهانه این كه نمی دانم به چه كسی باید مراجعه كنم، به یكی از اتاق ها سرك می کشم.
چند خانم جوان به صورت تلفنی یا حضوری مشغول صحبت با افرادی هستند كه به نظر می رسد به آنها مشاوره می دهند. یكی از مشاوران با دیدن من، گویی تعجب كرده كه چطور توانسته ام تا اینجا نفوذ كنم، با سرعت از جایش بلند می شود تا در را ببندد و خانم «م» را كه در داخل سالن همچنان مشغول صحبت با یكی از مراجعان است، متوجه حضور من می كند.
بعد از یك سلام و علیك و معارفه تشریفاتی كه میان مان رد و بدل می شود، همان فرم كذایی زردرنگ كه نمونه سوالات آن داخل سایت بود به دستم می دهد تا پر كنم. همچنان كه مشغول خواندن سوالات هستم، سنگینی نگاه خانم منشی را روی خودم حس می كنم.
خانم «م» تلاش می كند لبخند حتی برای لحظه ای هم كه شده از روی چهره اش محو نشود و دست و پا شكسته به سوالات ریز و درشتم پاسخ می دهد. اما انگار كم كم كاسه صبرش لبریز می شود، زیرا این بار با این جمله كه «عزیزم تا ثبت نام نكنی، نمی توانی از هیچ یك از خدمات موسسه استفاده كنی» به من می فهماند دیگر سوال و كنجكاوی كافی است.
از خانم «م» می پرسم آیا می شود قبل از ثبت نام با آقای دكتر (مدیر موسسه) یا یكی از كارشناسان صحبت كنم كه با جواب منفی او مواجه می شوم، از طرفی دو دختر جوان كه بلافاصله كمی روی صندلی روبه روی من نشسته اند هم هرچند دقیقه یك بار لبخند های تمسخرآمیزی نثارم می كنند.
انگار كه خودشان به قصد دیگری جز آنچه بقیه مراجعان دارند به این موسسه آمده اند. در همین حال، دختر جوانی نفس نفس زنان از در موسسه داخل می شود و انگار كه مدت هاست با خانم منشی آشناست، سلام و احوالپرسی گرمی با او می كند. منشی هم به او می گوید چرا وقت ملاقات دیروز را كه با فرد مورد نظر ترتیب داده شده بود، فراموش كرده و دختر بیماری یكی از بستگان نزدیك را دلیل این كار عنوان كرد و با خواهش از منشی می خواهد قرار دیگری برایش ترتیب داده شود.
● فقط یك شماره ثبت!
خانم «م» كه احساس می كند از من جز گرفتن انرژی از او هیچ آبی برای موسسه گرم نمی شود، سعی می كند كوتاه و مختصر اطلاعاتی درباره نحوه عضو شدن و معرفی افراد مورد نظر بدهد چرا كه به هر حال هرچه باشد او برای همین كار آنجا نشسته است. اگرچه منشی بارها در میان جملاتش تاكید می كند كه فعالیت موسسه كاملا قانونی و با اخذ مجوز از مراجع ذی صلاح است، اما جز یك شماره ثبت، هیچ نام و نشان دیگری از این مراجع ذی صلاح رویت نشد، با این حال نحوه ثبت نام و عضویت در طرح همسان گزینی اكثر موسسات همسریابی تقریبا از یك الگوی واحد پیروی می كند، به این ترتیب كه هر فرد مجرد، دختران ۱۸ سال به بالا و پسران ۲۴ سال به بالا، می توانند به صورت حضوری یا تلفنی در تمام كشور به عضویت طرح همسان گزینی دربیایند.
در مرحله اولیه ثبت نام، درخواست عضویت تكمیل می شود. در این درخواست اولیه كه شامل ۲۸ سوال است، علاوه بر مشخصات كلی و خانوادگی سوالاتی نظیر تاكید فرد بر مسائل مذهبی، نظر فرد درباره ادامه تحصیل و اشتغال خود یا همسر، نوع حجاب و پوشش و ... پرسیده می شود.
فرم دوم دفترچه گفتگو شامل ۷۷ سوال است. ثبت مشخصات متقاضی در بانك اطلاعات، بررسی مشخصات متقاضی و خواسته های وی و ارائه خلاصه اطلاعات گزینه های مطالب از طرف كارشناسان موسسه ظرف مدت ۲۴ ساعت.
افرادی كه مناسب یكدیگر تشخیص داده شوند، در صورت توافق، شماره تلفن میانشان رد و بدل می شود و دختر و پسر می توانند داخل مركز برا ی آشنایی با هم قرار ملاقات بگذارند و در مراحل بعد با حضور مشاوران مركز كه البته همگی را با عنوان خانم یا آقای دكتر خطاب می كنند(!) وقت های خودشناسی، روان شناسی و جلسات مشاوره ترتیب داده می شود تا بالاخره معلوم شود این دو به درد یكدیگر می خورند یا نه كه البته این مراحل تا رسیدن فرد متقاضی به همسر دلخواه ادامه پیدا می كند.
● هر خواستگار ۷ هزار تومان!
كارشناس مركز، بعد از كلی آب و تاب و تعریف و تمجید از فعالیت كارشناسان مجرب، متخصص و متعهد موسسه برای سر و سامان دادن شما، در نهایت می رود سر اصل مطلب مبنی بر این كه هر چند نمی توان برای دستیابی شما به یك ازدواج خوب و همسری شایسته ارزش گذاری مالی كرد، اما برای استفاده از خدمات طرح همسان گزینی باید هزینه هایی را هم به موسسه پرداخت كنید كه البته آن نیز اصول و قوانین خود را دارد.
اگر تاریخ تولد شما بین سال های ۵۷ تا ۶۸ باشد، حق عضویت ۳۰ هزار تومان، اگر تاریخ تولد بین سال های ۵۶ و قبل از آن است، حق عضویت ۴۰ هزار تومان است و اگر شما دارای سابقه نامزدی، عقد یا ازدواج باشید، حق عضویت شما ۴۰ هزار تومان است. البته مدت عضویت در طرح همسان گزینی یك سال است كه در صورت تمایل متقاضی این مدت قابل تمدید است.
خانم «م» در ضمن توضیح می دهد كه هزینه انجام خدمات كارشناسی برای معرفی هر گزینه به متولدین ۵۷ تا ۶۸ هفت هزار تومان و برای متولدین ۵۶ و پیش از آن و افرادی كه دارای سابقه نامزدی، عقد و ازدواج هستند، ۱۲ هزار تومان است. همچنین با توجه به این كه اقدامات كارشناسی مختلفی برای عضویت شما انجام می شود، تمام هزینه هایی كه به موسسه پرداخت می كنید، غیرقابل برگشت خواهد بود.
● كبوتر با كبوتر، غاز با غاز
به گفته كارشناس موسسه، هر هفته همایش های ویژه ای برای دختران و پسران جوان عضو این موسسه با عناوینی همچون ازدواج موفق، همسریابی آسان، ازدواج عاشقانه، ازدواج عاقلانه و چگونه همسر دلخواهمان را پیدا كنیم، با سخنرانی كارشناسان و اساتید متخصص و زبده ای كه همگی عنوان دكتر را یدك می كشند و البته معلوم هم نیست چه جور دكترایی دارند، برگزار می شود.
اما با كمی دقیق تر شدن در صحبت های كارشناس محترم و فقط با یك بار شركت در یكی از این به اصطلاح همایش ها و جلسات سخنرانی متوجه خواهید شد كه گردانندگان این موسسات هدف مهم تری را از برپایی این همایش ها دنبال می كنند. كارشناس موسسه می گوید یكی از راه های آشنایی دختران و پسران با یكدیگر، شركت در همین جلسات سخنرانی و همایش هایی است كه از سوی موسسه ترتیب داده می شود.
در واقع شركت در این همایش ها به دختران و پسرانی كه برای همسریابی به این موسسه مراجعه كرده اند، فرصت می دهد كه در این جلسات یكدیگر را ببینند و در صورت ادامه تمایل برای آشنایی از سوی كارشناسان و مشاوران موسسه جلسات ارتباط میان دو نفر برای شناخت بیشتر ادامه می یابد كه البته ممكن است این روابط به ازدواج منتهی شود یا خیر؟
آن وقت دوباره روز از نو روزی از نو. باز هم یك همایش دیگر، یك مورد دیگر، جلسات آشنایی و مراوده، ساعت ها به اصطلاح مشاوره و بحث كارشناسی، صرف مبالغ بسیار و دست آخر هم آیا بشود یا نشود!
چرا كه گردانندگان این موسسه از همان ابتدا تاكید كرده اند كه حق عضویت هر نفر سالانه است؛ یعنی ممكن است در همان جلسات اول به نتیجه برسید و یا یك سال و شاید هم بیشتر زمان نیاز باشد تا مورد مناسب برایتان پیدا شود. چرا كه هدف آنها این است كه شما ازدواج موفقی داشته باشید، نه هر ازدواجی!
● ارتش سری ازدواج
تعجب نكنید! اگر تا حالا شعار قبولی تضمینی را فقط از موسسات كنكور شنیده بودید، اما حالا موسسات همسریابی هم با شعار ازدواج موفق تضمیمی هر روز بر تعداد طرفداران و مراجعان خود اضافه می كنند.
كارشناسان موسسه ارائه كننده خدمات تضمیمی ازدواج، پس از ثبت نام برای ازدواج شما بسیج خواهند شد. به قول كارشناس این موسسه پس از پر كردن فرم، تحویل مدارك و اقدامات اولیه ثبت نام، اولین مورد ازدواج برای شما در كمتر از ۲۴ ساعت به شما معرفی می شود.
در این شرایط اگر جوابتان مثبت بود، پس از این كه برایتان قرار ملاقات ترتیب داده شد و همدیگر را دیدید، جلسات مشاوره با حضور دختر، پسر و نفر سومی به نام مشاور تشكیل می شود. اگر طی این رفت و آمدها همه چیز بخوبی پیش برود و ازدواج سر بگیرد كه هیچ! وگرنه همین طور پشت سر هم آن قدر متقاضی ازدواج به شما معرفی می شود كه كلافه شوید و آن وقت است كه با خودتان بگویید خدای من! با این همه مورد برای ازدواج چه باید كرد؟ اصلا كدامشان را باید انتخاب كنم تا بهترین انتخابم باشد؟
مسلم این است كه منشی موسسه از همان روز اول ثبت نام تاكید می كند كه اگر هر یك از مواردی كه برای ازدواج به شما معرفی می شود، چه از طرف شما و چه از طرف شخص مقابلتان به هر دلیل مورد پسند واقع نشود، خبری از بازپرداخت هزینه دریافت شده نیست؛ چرا كه به هر حال، قطعا این همه تلاش بی وقفه و شبانه روزی كه كارشناسان و مشاوران فعال موسسه مذكور برای فرستادن شما به خانه بخت به كار می گیرند، مستلزم صرف هزینه هایی است كه ادامه كار و حیات موسسه نیز از طریق دریافت همین مبالغ امكان پذیر است.
● یك دنیا پرسش بی پاسخ
وقتی از منشی به بهانه بیشتر فكر كردن، فرصتی می خواهم تا فرم را به همراه ببرم و سر فرصت با تامل بیشتری آن را پر كنم و بازگردانم، نگاه معنی داری به من می اندازد؛ اما مخالفتی نمی كند. آماده ترك موسسه می شوم. این بار بدون هیچ بدرقه ای از جانب منشی و او كه انگار به آمدن من چندان خوش بین و امیدوار نیست، خودش را با پاسخگویی به یكی از مراجعان سرگرم می كند. دوباره همان حرف های تكراری!
در شیشه ای به آرامی پشت سرم بسته می شود. پله های باریك و سوت و كور موسسه را یكی پس از دیگری طی می كنم، در حالی كه پرسش های بسیاری در سرم می چرخد.
مثلا این كه چرا موسسه از پذیرش متقاضیان ازدواج با شرایط خاص خودداری می كند؛ زیرا قطعا افراد سالم و عادی كه شرایط ویژه ای ندارند، در محیط جامعه بسیار راحت تر می توانند فرد موردنظر خود را برای ازدواج پیدا كنند كه البته به قول معروف دیر و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد. اما این كه صرفا فردی به دلیل مشكل و نقصی در ظاهر پذیرش نكنند، چه معنی می دهد؟ این گونه موسسات تنها كاری كه برای اعضای خود انجام می دهند، تنها رد و بدل كردن شماره تلفن و تعیین محلی برای قرار ملاقات و جلسات آشنایی است كه صد البته این كار خیلی از دختران و پسران جوان امروزی در جامعه هم انجام می دهند.
نكته مهم دیگری كه نباید آن را نادیده گرفت، این واقعیت است كه میزان مراجعه دختران و پسران جهان به موسسات همسریابی كه در سال های اخیر رشد قارچ گونه ای نیز در جامعه پیدا كرده اند، روز به روز بیشتر می شود و این یعنی این كه رغبت جوانان به ازدواج با وجود موانع و مشكلات بسیار، همچنان جدی است.
اما فعالیت این موسسات پدیده جدیدی در جامعه امروزی است و آنها تنها با استناد به یك شماره ثبت كه از سازمان ثبت اسناد و املاك كسب كرده اند، مجوز فعالیت گرفته اند و معلوم نیست چه نهاد و سازمانی ناظر بر عملكرد این موسسات و تخلفات احتمالی شان است.
واقعیت دیگری كه شاید از دید گردانندگان این موسسات پنهان مانده، این است كه اگر بپذیریم براساس عرف همیشه مردها به خواستگاری دختران رفته اند و این كه همواره مردها طالب و زنان طلبیده شده اند، آیا دختر و پسری كه به مدد این موسسات با هم آشنا می شوند و رابطه شان به ازدواج منتهی می شود، هیچ گاه در طول زندگی مشتركشان، فرمی را كه در این موسسه برای ازدواج پر كرده بودند، به یاد خواهند آورد و بویژه مردان، این موضوع را كه روزی همسرشان برای ازدواج به یك موسسه همسریابی مراجعه كرده همچون پتكی بر سر آنها نخواهند كوبید؟!
● ازدواج موقت، شاید؟!
اگرچه گردانندگان این گونه موسسه ها همواره به مراجعان خود تاكید می كنند كه اگر متاهل هستید، این موسسه از خدمات دادن به شما معذور است و سعی دارند با گرفتن ژست حرفه ای به خود به شما تلقین كنند به مكان مقدسی پا گذاشته اید و نه به بنگاه دلالی مهر و محبت؛ اما جالب اینجاست كه وقتی با یكی از این موسسه ها تماس می گیری، نحوه صحبت كردن منشی شما را در پذیرش این ادعا به تردید می اندازد؛ زیرا منشی با حالتی پرسشگرانه و مردد از شما می پرسد كه قصد ازدواج دائم دارید دیگر؟! و شما با تعجب می گویید خوب بله. مگر این موسسه در زمینه ازدواج موقت هم خدمات دارد؟! و منشی این بار در حالی كه كاملا دستپاچگی در صدایش پیداست، می گوید: نخیر، برای اطمینان پرسیدم!
اگرچه خانم منشی برای حفظ ظاهر هم شده سریع سر و ته قضیه را هم آورد؛ اما همین قضیه كنجكاوی مان را بیشتر كرد تا شاید بتوانیم به سرنخ های جدیدی از فعالیت های انسان دوستانه برخی موسسات دست یابیم كه البته بی نتیجه هم نبود. چند تماس تلفنی با تعدادی از موسسات برایمان روشن كرد كه برخی از آنها فقط در ظاهر برای افراد مجرد، همسریابی می كنند اما در مواردی هم برای طالبان ازدواج موقت؟ از ارائه هیچ گونه خدمات و كمكی دریغ ندارند! و شعارهایی همچون اگر متاهل هستید، سراغ ما نیایید؛ صرفا برای حفظ ظاهر و جلوه قانونی دادن به فعالیتشان است. البته برای این كه بی انصافی نكرده باشیم، تاكید می كنیم كه در این میان هستند موسساتی كه واقعا فقط به افراد مجرد خدمات ازدواج ارائه می كنند، آن هم فقط ازدواج دائم.
پوران محمدی |